انجیل مسمی به برنابا یک انجیل دروغین و غیر معتبر و جعلی است و مورد پذیرش هیچ فرقه و حتی هیچ شخص مسیحی در هیچ مقطع زمانی نبوده است.

جی اسلامپ پس از مرور شواهدی مستند که در مقاله ای در مجله islamochristiana ارائه داده چنین نتیجه  گرفت  است : (به  عقیده  من  تحقیقات علمی و  کار شناسانه کاملا  ثابت نموده  که این به اصطلاح انجیل جعلی و غیر واقعی است و این نه تنها عقیده من بلکه باور بسیاری از محققان مسلمان نیز هست)

دو  محقق به نام های (لانگزدیل) و (راگ) در مقدمه خود بر انجیل برنابا چاپ آکسفورد میگویند : (تاریخ  نه  قرن  اول  بلکه نزدیک به قرن شانزدهم میلادی هست)

اسلامپ در کتاب خود نقل می کند که (ژاک ژومیه نویسنده ی مشهور فرانسوی در اثر  کلاسیک  خود  ثابت نموده  که بدون هیچ تردیدی انجیل برنابا انجیلی جعلی و مر بوط  به اواخر قرون وسطی می باشد که به دست  مسلمانان نوشته  شده و مملو از عقاید اسلامی است)

 

مدارکی دال بر عدم صحت و اعتبار انجیل برنابا:

آیا  این  اثر انجیلی  متعلق  به  قرن  اول و نوشته یکی از رسولان  مسیح  است؟ شواهد  و  مدارک  فراوانی   وجود دارد   که جواب این سوال منفی است .

* اسلامپ به صراحت می گوید (هیچ سابقه  مکتوبی در مورد نسخه خطی انجیل برنابا معروف به نسخه وین وجود  ندارد)

بر خلاف انجیل برنابا صحت و اصالت کتاب های عهد جدید با پشتوانه ای بی نظیر  بیش از 5300 نسخه خطی یونانی مربوط  به قرون دوم  و سوم میلادی به بعد  تایید شده است.

دوم ال بیوان جونز  نسخه شناس  برجسته  میگوید ( قدیمی ترین نسخه انجیل برنابا  که به دست ما رسیده دست  نوشته هایی به زبان لاتین است که با بررسی دقیق محققین و کارشناسان ثابت شده که مربوط  به قرن پانزدهم  یا  شانزدهم میلادی یعنی 1400 سال بعد از دوران برنابا است)

حتی  مسلمانانی  نظیر  محمدالرحیم که ازاین انجیل  دفاع می کنند پذیرفته اند  که هیچ نسخه ای از این کتاب مربوط  به قبل از قرن 15 میلادی وجود ندارد.

* این انجیل که امروزه  مورد استناد گسترده ی دفاعیه نویسان  مسلمان  قرار  می گیرد تا  قبل از قرون پانزدهم  یا  شانزدهم  میلادی هرگز مورد اشاره ی نویسندگان مسلمان قرار نگرفته و بدون شک اگر چنین کتابی در آن زمان  وجود  داشته از آن استفاده می کردند و حداقل اشاراتی به ان می کردند

راگ در ادامه می افزاید که بسیاری از نویسندگان مسلمان نظیر ابن هیثم  (قرن 5 هجری) ابن  تیمیا (قرن  8  هجری )  ابوالفضل سعودی (قرن  10  هجری) که  کتاب هایی نوشته و تا به امروز باقی مانده اند بدون شک اگر چنین کتابی و جود  داشته باشد به آن اشاره می کردند ولی نه اینها و نه هیچ  شخص دیگری به آن هرگز در فاصله ی زمانی قرن  7  تا  15    میلادی اشاره ای به انجیل برنابا نکرده است یعنی دقیقا همان دورانی که مسلمانان درگیر  بحث و  جدل  های  داغ  بودند.

*  در  آثار  هیچ  کدام  از   پدران  کلیسا  در قرون  اول  تا   پانزدهم  میلادی  اشارهای   به  وجود   چنین  کتابی  ندارد. اگر  انجیل  برنابا  وجود می  داشت صحت  آن  مورد  تایید   قرار میگرفت   مطمئنا در  این  دوران  بسیار  طولانی  همانند   دیگر  کتب  معتبر   و   قانونی  کتاب  مقدس   به  دفعات   زیاد  مورد  اشاره  برخی  از  نویسندگان  مسیحی   قرار  می  گرفت ولی   هیچ  کدام   از  پدران  کلیسا  در  طول  این  دوره  1500  ساله   هیچ  اشاره ای  نکرده  اند !

 

پیشینه کتاب:

نخستین باری که وجود چنین انجیلی مطرح شد، به‌واسطه کار جرج سِیل بود که در مقدمه ترجمه خود از قرآن به سال ۱۷۳۴ به آن اشاره کرد. سیل در مقدمه خود به ترجمه اسپانیایی این کتاب، نوشته شخصی به‌نام مصطفی اهل آراندا اشاره می‌کند که ادعا کرده بود که آن را از ایتالیایی ترجمه کرده است. ادعا شده بود که راهبی ایتالیایی به‌نام برادر مارینو آن را از کتابخانه پاپ سیکستوس پنجم (۱۵۸۵-‏۱۵۹۰)، هنگامی که وی در کتابخانه‌اش خواب بود، دزدیده و پس از خواندن آن، مسلمان شده است. این ترجمه به‌نحوی از میان رفت، اما بخشهایی از متن اسپانیایی آن هنوز موجود است. ترجمه ایتالیایی آن به هلند راه یافت و در سال ۱۷۰۹ جزو اموال جـِی. اف. کرامر یافت شد که یکی از فرستادگان پادشاه پروس (آلمان) بود. او در سال ۱۷۱۳ آن را به شاهزاده اوژن اهل ساووآ داد و در طول سالها دست به دست گشت تا اینکه در سال ۱۷۳۸ به وین رسید و در کتابخانه سلطنتی قرار داده شد و هنوز نیز در آنجا است.

لانْسدِیل و لورا راگ آن را به انگلیسی ترجمه کردند و به سال ۱۹۰۷ آن را با ۷۰ صفحه مقدمه به چاپ رساندند؛ در این مقدمه، دلایلی قانع‌کننده ارائه شده بود تا شرح دهد که چرا محققان مختلف آن را انجیلی جعلی می‌دانند و اینکه در قرون وسطی نوشته شده است. در سال ۱۹۰۸، ترجمه عربی آن با مقدمه‌ای جدید در قاهره انتشار یافت و در سال ۱۹۱۶، دو ویرایش آن به‌زبان اردو منتشر شد که مبتنی بر ترجمه عربی بودند.

بین سالهای ۱۹۶۰ و ۱۹۸۰ ترجمه‌های این انجیل به بسیاری از زبانهای کشورهای اسلامی منتشر شد. ترجمه انگلیسی آن که توسط لانسدیل و لورا راگ انجام شده بود در سال ۱۹۷۳ مجدداً در پاکستان چاپ شد و جراید اردو و انگلیسی آن را به‌عنوان انجیل واقعی عیسی معرفی کردند. جالب اینجا است که هیچیک از این تجدید چاپها حاوی آن ۷۰ صفحه مقدمه لانسدیل و لورا راگ نیستند، مقدمه‌ای که شواهدی ارائه می‌داد دال بر اینکه این کتاب، اثری جعلی متعلق به قرون وسطی است. ترجمه انگلیسی این کتاب اکنون در بریتانیا و آمریکا از سوی چندین انتشارات اسلامی چاپ شده، اما هیچیک اشاره‌ای به ناشران قبلی یا به مترجمان اولیه انگلیسی، یعنی لانسدیل و لورا راگ نمی‌کنند.

 

شواهد مربوط به اصالت کتاب:

مسیحیان مدعی‌اند که این انجیل در زمان رسولان و شاگردان ایشان و پدران کلیسا و شاگردان ایشان وجود نداشته است. تقریباً همه کتاب‌های عهدجدید در نوشته‌های مسیحیان اولیه مورد اشاره قرار گرفته، اما هیچ نوع اشاره‌ای به انجیل برنابا نشده است. اما مسلمانان برای نسخه خطی این کتاب، تاریخچه‌ای طولانی و پر آب و تاب ارائه می‌دهند که به روزگار ایرِنیوس (۱۳۰-‏۲۰۰ م) باز می‌گردد. برای مثال، رحیم می‌گوید که ایرنیوس ”در تأئید نظرات خود، نقل قول‌هایی مبسوط از انجیل برنابا به‌عمل آورده است. این نشان می‌هد که انجیل برنابا در قرن و اول میلادی در گردش بوده است.“ وقتی موضوع را مورد مطالعه قرار می‌دهیم، مشاهده می‌کنیم که ایرنیوس در نوشته‌های خود از رساله برنابا نقل قول می‌کند، نه از آنچه که رحیم انجیل برنابا می‌نامد. (”رساله“ یعنی نامه و معمولاً به تشریح تعالیم می‌پردازد، در حالی که ”انجیل“ شرح زندگی عیسی است.)

رحیم ادعا کرده که در زمان حکومت امپراطور زنون (۴۷۸ م.)، بقایای انجیل برنابا کشف گردید، و نسخه‌ای از این انجیل که به دست خودش نوشته شده بوده، بر سینه او یافت شد. طبق نظر او، این نکته در کتاب Acta Sanctorium، بولاند جونی‌یی، جلد دوم، صفحات ۴۲۲-‏۴۵۰، که به سال ۱۶۹۸ در شهر آنـْوِر انتشار یافته، ذکر شده است. اما آنچه این کتاب می‌گوید این است که نسخه‌ای از انجیل به روایت متی که خودِ برنابا نسخه‌برداری کرده بوده، بر سینه امپراطور یافت شده. این تحریف عمدی از این کتاب، صدق گفتار رحیم را مورد تردید قرار می‌دهد. او کلمات ”به روایت متی که خود برنابا نسخه‌برداری کرده بوده“ را از قلم انداخته و به‌جای آن نوشته ”انجیل برنابا“.

 

شواهدی از تاریخ اسلام

از آنجا که شواهد مربوط به تاریخ مسیحیت، گاه از سوی برخی مسلمانان رد می‌شود، لذا باید به شواهدی از تاریخ اسلام اشاره کنیم. مطالعه سنت اسلام و روایات تاریخی اسلامی حاکی از این است که محمد، پیامبر اسلام، روابط خوبی با حاکم مسیحیِ نجران داشته است. در زمان ولادت محمد، اعراب با مسیحیان حبشه و نیز با سه شاخه مسیحیت در خاورمیانه، یعنی مسیحیت بیزانتینی، نسطوری، و یعقوبی-مونوفیزیتی (تک‌طبیعتی) در تماس بوده‌اند. نسطوری‌ها تأثیر بیشتری بر اعراب داشتند. بر اساس نوشته ابن‌اسحاق، تصاویر مریم و عیسی را می‌شد بر یکی از دیوارهای کعبه دید.

سنت اسلام به هیأت‌های مختلف مسیحی اشاره دارد که برای بحث با محمد نزد او می‌آمدند. یک بار، گروهی متشکل از شصت نفر به‌رهبری عبدالمسیح، اسقف نجران، در مسجد مدینه با محمد دیدار کردند و با او در باره الوهیت مسیح به بحث پرداختند. محمد به ایشان گفت که عیسی خدا نیست. گفته می‌شود که در قرآن (سوره ۳: ۴۰-‏۷۰) به این رویداد اشاره شده است. این ملاقات بهترین فرصت بود تا به انجیل برنابا به‌عنوان شاهدی بر علیه ادعای مسیحیان اشاره شود، اما چنین نبود چون چنین انجیلی وجود نداشت. خدا نیز آیه‌ای در مورد این انجیل بر محمد نازل نکرد.

یوحنای دمشقی (وفات ۷۵۳ م.) که به یحیی ابن منصور مشهور است و پسر یکی از کارگزاران حکومتی و خزانه‌دار خلیفه معاویه و عبدالمالک بود، در مورد مطالب بسیاری، از جمله الوهیت مسیح مطلب نوشت. اگر چنین انجیلی در آن زمان وجود داشت، قطعاً او به آن اشاره می‌کرد.

اسقف تیموته‌ئوس (وفات ۸۲۳ م.) که دوره خدمت کلیسایی‌اش شامل دوره اوج قدرت عباسیان در بغداد، در زمان هارون‌الرشید (۷۸۶-‏۸۰۹ م.) می‌شود، در جلسات مباحثه در دربار خلیفه موسی‌الهادی (۷۸۵-‏۷۸۶ م.) شرکت جست. این مباحثات نه فقط شامل دفاع از عقاید درست سلامی بر علیه متفکران آزاد و بدعت‌گزار می‌شد، بلکه شامل چهار انجیل نیز می‌گردید. اما طبق مدارک موجود، هیچکس به انجیل برنابا اشاره نکرد. علمای اسلام در مورد الوهیت و شخص عیسی بحث کردند، اما هیچگاه به این انجیل اشاره نکردند. خلیفه جعفر المتوکل (۸۴۷-‏۸۶۱ م.) که حقوق مذهبی و حق بنای کلیسا را لغو کرد و قوانین تبعیض برای مسیحیان و یهودیان را وضع نمود، در دربار خود با اشخاصی نظیر اسقف ایلیا مباحثه می‌کرد. اما در اینجا نیز هیچکس به انجیل برنابا به‌عنوان مرجع استناد نکرد.

کتاب الفهرست نوشته ابوالفرج محمد ابن اسحاق الندیم (۹۳۵-‏۹۹۰ م.) که مسلمانان می‌گویند به تمام مراحل فرهنگ قرون وسطی اشاره کرده است، فهرست طویلی از کتاب‌ها و نویسندگان به‌دست داده است. او فهرستی از تمام کتاب‌هایی را که کتاب‌مقدس را تشکیل می‌دهند ارائه داده، اما در هیچ جا به انجیل برنابا اشاره نکرده است.

مسلمانان قرن‌ها بر اسپانیا حکومت کردند (۷۵۶-‏۱۴۹۲ م.) و گفت و شنودهای بسیاری میان مسلمانان و مسیحیان صورت گرفت، اما هیچ مسلمانی هرگز این انجیل را به‌عنوان شاهدی بر علیه اعتقادات مسیحیت ارائه نداد. در این دوره، نویسندگان و مورخان و فلاسفه مسلمان بسیاری بودند نظیر الفارابی (وفات ۹۵۰ م.)، المسعودی (وفات ۹۵۶ م.)، القندی (وفات ۹۶۱ م.)، ابن حزم (وفات ۱۰۶۳ م.)، الغزالی (وفات ۱۱۱۱ م.)، ابوالعباس العارف (وفات ۱۱۴۱ م.)، ابن رشد (وفات ۱۱۹۸ م.)، محی‌الدین ابن العربی (وفات ۱۲۴۰ م.) و ابن خلدون (وفات ۱۴۰۶ م.). اما هیچیک از ایشان به این کتاب اشاره نکرده است. به‌علاوه، در هیچیک از کتاب‌های تفسیر قرآن که پیش از ۱۷۰۰م. نوشته شده، از این کتاب نام برده نشده است. لذا بسیار دشوار بتوان باور کرد که این انجیل می‌توانسته پیش از قرن چهاردهم میلادی وجود داشته باشد. ذیلاً به شرح این نکته می‌پردازیم.

 

شواهدی از خود کتاب:

ظاهر فیزیکی نسخه خطی انجیل برنابا که امروز در دسترس است، با توجه به نحوه صحافی و سبک نگارش و واژگانش، حاکی از آن است که بین سالهای ۱۵۰۰ تا ۱۵۹۰ م. نوشته شده است.

نخست به شواهد داخلی متن می‌پردازیم. خدا در تورات به بنی اسرائیل امر کرد که سال یوبیل را نگاه دارند: ”این سال پنجاهم برای شما سال یوبیل خواهد بود.“ اما انجیل برنابا به‌هنگام اشاره به سال یوبیل، برای آن فواصل صدساله قائل می‌شود (برنابا، فصل ۸۲). نویسنده این رقم را از کجا آورده است؟

در حدود سال ۱۳۰۰، پاپ بونیفاس هشتم برای کلیسا فواصل زمانی یکصدساله را تعیین کرد. در سال ۱۳۴۳م. پاپ کلمنت ششم آن را مجدداً به پنجاه سال تقلیل داد و بعداً پاپ پل دوم (۱۴۶۴-‏۱۴۷۱م.) آن را به بیست و پنج سال کاهش داد. به‌نظر می‌رسد که نویسنده چیزی در باره حکم پاپ می‌دانسته، اما تصور می‌کرده که آن را عیسی مقرر کرده است. این ما را به این نتیجه می‌رساند که این انجیل نمی‌توانسته زودتر از سال ۱۳۰۰م. نوشته شده باشد.

چندین نقل قول از دانته یافت می‌شود که در این انجیل به عیسی نسبت داده شده است. برای مثال، اصطلاح مورد استفاده دانته، یعنی ”خدایان دروغین و دروغگو“، در فصل‌های ۲۳، ۷۸، ۲۱۷ این انجیل به‌کار رفته که نه در کتاب‌مقدس استفاده شده و نه در قرآن، اما در این انجیل یافت می‌شود. توصیف جهنم در این انجیل به‌گونه‌ای چشمگیر شباهت به تخیلات دانته در باره جهنم و برزج و بهشت دارد. در فصل ۱۷۸ این انجیل آمده که نـُه آسمان وجود دارد که باز ما را به یاد دانته می‌اندازد. شایان ذکر است که دانته یک نویسنده ایتالیایی بود که در دوره بونیفاس هشتم زندگی می‌کرد. او نوشتن ”کمدی الهی“ معروف خود را به سال ۱۳۰۰م. آغاز کرد.

در این انجیل عناصر دیگری متعلق به قرون وسطی یافت می‌شود. در فصل ۱۹۴ گفته می‌شود که خانواده ایلعازر ارباب یا حاکم دو شهرک بودند، مجدلیه و بیت‌عنیا.  در آن روزگار، سرزمین فلسطین را رومیها تحت اشغال داشتند، لذا سیستمی تحت عنوان ”حاکم“ وجود نداشت. این اشاره حاکی از نظام فئودالی است که در قرون وسطی متداول بود.

اشاره به بشکه شراب در فصل ۱۵۲ یک اشتباه تاریخی است. روشهای متداول در دادگاهها که در فصل ۱۲۱ مورد اشاره قرار گرفته، ایجاب می‌کند که نویسنده با جامعه قرون وسطی آشنا بوده باشد. در پرتو شواهد مذکور و بسیاری دیگر که در اینجا ذکر نشده، چه شواهد خارجی و چه داخلی، می‌توان مشاهده کرد که این انجیل می‌بایست به‌دست کسی نوشته شده باشد که قرن‌ها بعد از برنابای مذکور در عهدجدید می‌زیسته است.

 

اشتباهات و تناقضات:

۱- در این انجیل آمده که عیسی در زمانی ولادت یافت که پیلاطس فرماندار فلسطین بود. اما مطابق گزارشهای تاریخی، پیلاطس بعد سال ۲۶م به فرمانداری فلسطین منصوب شد. همچنین در فصل ۳ آمده که ولادت عیسی در دوره‌ای روی داد که حنا (۶-‏۱۵م.) و قیافا (۱۸-‏۳۶م.) کاهنان اعظم بودند؛ این امر نه فقط با تاریخ تناقض دارد، بلکه با خود انجیل نیز. هیچیک از ایشان در زمان ولادت عیسی در این مقام نبودند. انجیل برنابا حدود ده سال در مورد حنا اشتباه کرده، حدود بیست و دو سال در مورد قیافا و حدود سی سال در مورد پیلاطس.

۲- در انجیل برنابا آمده که هیردویس (آنتیپاس) در اورشلیم و یهودیه صاحب قدرت بود و در آنجا سربازان بسیاری تحت حکم خود داشت (برنابا، فصل ۲۱۴). این اشتباه محض است زیرا او فقط پادشاه جلیل بود که حدود ۱۰۰ کیلومتر دورتر بود. در این انجیل، هیرودیس یک غیریهودی نامیده شده (برنابا، فصل ۲۱۷)، حال آنکه او یهودی مؤمنی بود. او برای برگزاری عید فصح به اورشلیم آمده بود، به همین جهت توانست در امر محاکمه عیسی مورد مشورت قرار گیرد.

۳- در فصل ۸۰، آمده که دانیال وقتی به‌دست نبوکدنصر اسیر شد، دو ساله بود. این امر با روایت کتاب‌مقدس (دانیال، فصل ۲) تناقض دارد که می‌گوید نبوکدنصر در سال دوم سلطنتش با دانیال در خصوص خوابش مشورت کرد. او چنان تحت تأثیر حکمت دانیال قرار گرفت که او را بر ولایت بابل حاکم ساخت. اگر شهادت این انجیل را بپذیریم، پس دانیال در این زمان سه ساله بوده است.

۴- در فصل ۹۱، روایتی آمده مبنی بر گردآوری سه لشکر که هر یک متشکل از دویست هزار سرباز بود تا بر سر مسأله الوهیت مسیح بجنگند. تحت حکومت رومیها در آن زمان، مالکیت اسلحه و ساخت آن شدیداً تحت کنترل قرار داشت. همچنین طبق دائرةالمعارف بریتانیکا، کل لشکر منظم روم در این زمان، حدود ۰۰۰ر۳۰۰ نفر بود که نیمی از آن ذخیره بودند. تا پیش از ویرانی اورشلیم به سال ۶۸-‏۷۰م.، در یهودیه فقط پادگان کوچکی وجود داشت.

۵- در فصل ۱۲۷ این انجیل، گفته شده که عیسی از کنگره معبد موعظه می‌کرد. این محل به‌زحمت می‌توانست محل مناسبی برای موعظه باشد، چون دیوار آن حدود ۲۰۰ متر بالاتر از سطح زمین قرار داشت و کسی سخن واعظ را نمی‌شنید.

۶- در فصل‌های ۲۰ و ۲۱، گفته شده که ناصره شهری است در ساحل دریاچه جلیل. این شهر امروز موجود است و ۱۰۰ متر بالای سطح دریا قرار دارد و در فاصله ۲۰ کیلومتری دریاچه جلیل. در فصل ۹۹، ذکر شده که شهر صور در نزدیکی اردن واقع است، اما چنین چیزی صحت ندارد. صور ۵۰ کیلومتر دورتر از این محل، و در ساحل دریای مدیترانه در لبنان امروزی واقع است. اگر نویسنده با عیسی در این مناطق راه رفته باشد، چرا در خصوص چنین داده‌هایی دچار اشتباه شده است؟ آمده که زکی عیسی را در ناصره ملاقات کرد، در حالیکه مطابق انجیل لوقا، این واقعه در شهر اریحا رخ داد (لوقا، فصل ۱۹).

۷- در فصل ۱۶۹ این انجیل، تابستان آن گونه توصیف شده که گویی شخص در اروپا است. این امر با تابستانهای فلسطین مغایرت دارد زیرا در آنجا باران در زمستان می‌بارد و مزارع در تابستان خشک می‌شود و مطلقاً با مناطق سرسبزی که در این متن آمده شباهتی ندارد. مطابق مضمون این متن، عیسی در بیابان اردن بود، یعنی جایی که قطعاً نمی‌توانسته از تابستانی شبیه تابستانهای اروپا بهره ببرد.

۸- حجی و هوشع دو نبی متمایزند که وحی‌های ایشان به‌طور مجزا در دو کتاب عهدعتیق ثبت شده است. اما در این انجیل آمده که ماجرای آنان در کتاب دانیال ثبت شده است (برنابا، فصل ۱۸۵). اشتباهات او در خصوص مراجع کتاب‌مقدس در فصل‌های ۱۶۵ و ۱۶۹ نیز آشکار می‌شود که در آنها نقل قول‌ها را با یکدیگر اشتباه می‌گیرد.

۹- نویسنده ادعا می‌کند که عیسی آن مسیح موعود نیست؛ با اینحال، عنوان مسیحایی ”پسر داود“ را برای او به‌کار می‌برد (برنابا، فصل‌های ۱۱، ۱۹، ۲۱ و غیره). در فصل ۱۹، برتری عیسی تعلیم داده شده، اما بعد در فصل‌های ۵۴ و ۵۵ این امر رد شده و گفته شده که در روز قیامت، محمد برتری خواهد داشت.

 

تناقض با اسلام:

قرآن از مسلمانان می‌خواهد که به کتاب‌هایی که خدا به موسی و داود و عیسی و سایر انبیا داده ایمان داشته باشند. طبق تعالیم اسلامی، این کتاب‌ها به هیچ طریقی نباید با یکدیگر تناقض داشته باشند.

در اینجا چند مورد مهم را ذکر می‌کنیم تا تفاوت انجیل برنابا با قرآن را متذکر شویم:

 

۱- مطابق برداشت برخی از مسلمانان، انجیل اصلی بر عیسی نازل شد. گرچه انجیل برنابا ادعا می‌کند که انجیل به قلب عیسی نازل شد (برنابا، فصل ۱۰)، اما تصریح نمی‌کند که عیسی کلمات الهی را دقیقاً از نسخه‌ای آسمانی این کتاب دریافت داشت. به‌نظر نمی‌رسد که نویسنده با دیدگاه اسلامی در خصوص وحی همسو باشد.

۲- مسیح طوری توصیف شده که گویی به ”شهادتین اسلامی“ اعتقاد داشته و آن را بیان کرده است: ”شهادت می‌دهم که خدایی جز الله نیست و محمد رسول او است“. این شهادت ۶۰۰ سال بعد از عیسی تدوین شد. حتی در قرآن نیز چنین شهادتی به‌صورت کامل در یک محل ذکر نشده است.

۳- این انجیل عیسی و رسالت او را مشابه با رسالت یحیای تعمیددهنده معرفی می‌کند و نقش پیشرو مسیح موعود یعنی محمد را برای او قائل می‌شود (برنابا، فصل‌های ۴۲-‏۴۴ و ۲۲۰). نویسنده یحیی و رسالت او را کاملاً از قلم انداخته، حال آنکه هم قرآن و هم عهدجدید نبوت یحیی را تصدیق می‌کنند و تعلیم می‌دهند که وی پیشرو عیسی بوده است. به‌علاوه، قرآن عیسی را به‌عنوان مسیح تصدیق می‌کند، اما عیسی در انجیل برنابا چنین عنوانی را نمی‌پذیرد. در چندین بخش از این انجیل بروشنی ذکر شده که عیسی، مسیح نیست (برنابا، فصل‌های ۴۲، ۸۲، ۸۳، ۹۶، ۹۷، ۱۹۸، ۲۰۶).

۴- در این انجیل آمده که مریم عیسی را بدون درد زایمان به دنیا آورد (برنابا، فصل ۳) و ولادت عیسی در خانه یا کلبه یک چوپان رخ داد. اما قرآن به درد زایمان مریم اشاره می‌کند، دردی که سبب شد مریم فریاد بر آورد؛ و اینکه عیسی زیر یک درخت نخل در بیابان چشم به جهان گشود.

۵- بسیاری از مسلمانان بر این عقیده‌اند که خدا ۰۰۰ر۱۲۴ پیامبر به جهان گسیل داشت، حال آنکه انجیل برنابا این رقم را به ۰۰۰ر۱۴۴ می‌رساند (برنابا، فصل ۱۷).

۶- این انجیل می‌گوید که خدا گروهی از ایمانداران را برای مدت ۰۰۰ر۷۰ سال به جهنم فرستاده است (برنابا، فصل ۱۳۷)، در حالیکه قرآن می‌گوید که خدا به هیچ مؤمنی صدمه نمی‌رساند، حتی به اندازه یک مورچه (سوره ۴: ۴۰).

۷- مطابق تعلیم این انجیل، زمانی که تورات تحریف شد، خدا کتاب دیگری فرستاد، یعنی کتاب زبور یا مزامیر را. وقتی مردم این را نیز تحریف کردند، خدا انجیل را فرستاد تا جایگزین آن گردد. طبق این نظریه، هر گاه که کتابی الهی تحریف می‌شود، خدا کتاب دیگری می‌فرستد. نتیجتاً وقتی انجیل تحریف شد، خدا قرآن را فرستاد. این امر سؤال بسیار مهمی را در خصوص انجیل برنابا مطرح می‌سازد. اگر طبق باور بسیاری از مسلمانان، این انجیل نسخه تحریف‌نشده انجیل اصلی است، در اینصورت دیگر نیازی نبود قرآن فرستاده شود تا جایگزین آن گردد.

۸- مطابق این انجیل، نـُه آسمان و ده جهنم هست (برنابا، فصل‌های ۵۲، ۵۷، ۱۷۸). اما قرآن تعلیم می‌دهد که فقط هفت آسمان وجود دارد (سوره ۲: ۲۹).

۹- این انجیل تعلیم می‌دهد که شیطان خالق جهنم است (برنابا، فصل ۳۵)، حال آنکه قرآن تعلیم می‌دهد که جهنم را خدا آفریده است (سوره ۲۵: ۱۱).

۱۰- در این انجیل ذکر شده که پیش از روز آخر، پانزده روز ویرانی قدم به قدم وجود خواهد داشت (برنابا، فصل ۵۳). همچنین ذکر می‌کند که در روز سیزدهم، آسمانها همچون طوماری پیچیده خواهد شد و هر موجود زنده‌ای خواهد مرد. همه اینها در تناقضی آشکار با قرآن قرار دارد که تعلیم می‌هد که انسان تا به روز آخر زنده خواهد بود (سوره ۸۰: ۳۳-‏۳۷). در قرآن، هیچ جا به مرگ فرشتگان مقدس اشاره نشده، بلکه تصریح شده که آنان کماکان به انجام وظیفه ادامه خواهند داد (سوره ۶۹: ۱۵-‏۱۷).

۱۱- در این انجیل ادعا شده که عیسی گفته که مرد باید به یک زن اکتفا کند، حال آنکه قرآن اختیار حداکثر چهار زن را مجاز شمرده است (سوره ۴: ۳؛ برنابا فصل ۱۱۵).

۱۲- در فصل‌های ۳۲، ۶۶ و ۶۷ این انجیل، از قول عیسی آمده که زکات و قربانی جزء احکام الهی نیست، بلکه سنت ابداعی بشر است. به‌عبارت دیگر، این انجیل منکر این است که خدا قربانی‌های سوختنی را در تورات امر کرده بوده است. اما قرآن تأئید می‌کند که خدا به بنی اسرائیل امر کرد تا قربانی تقدیم کنند (قرآن، سوره ۲: ۶۷-‏۷۲؛ کتاب‌مقدس، اعداد ۱۹: ۱-‏۱۰).

 

نتیجه:

در این مقاله، نشان دادیم که تاریخچه و اصالتی که مسلمانان به انجیل برنابا نسبت می‌دهند فاقد اعتبار است. شواهد تاریخی و شواهد موجود در خود کتاب نشان می‌دهند که این کتاب نمی‌توانسته زودتر از قرن چهاردهم میلادی نوشته شده باشد. نویسنده آن نمی‌تواند برنابای مذکور در عهدجدید باشد. این کتاب مملو از اشتباه و تناقض است و عمده مطالب آن با معتقدات اسلامی تناقض دارد.

انجیل برنابا بهترین نمونه از نتیجه کار نقد تاریخی و ادبی است. وقتی به تمام اشتباهات و فقدان انسجام موجود در آن دقت می‌کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که  این انجیل اثر دست ”برنابای دروغین“ است که هرگز شاگرد عیسی در قرن اول نبوده و هیچگاه در سرزمینی نزیسته که عیسی در آن می‌زیست و تعلیم می‌داد.

 

منابع:

1-  “انجیل برنابا و ارزش واقعی آن”   نویسنده: کامپل . اف. ویلیام مترجم: ج معافی پور

2- منابع اینترنتی

سوال از : محقق , معتقد به دیگر ادیان الهی , از ایران
پاسخگو : راحاب مسیحی ارتودکس




عواملی که باعث میشود دیدگاه شما تایید نشود:
توهین و استفاده از الفاظ رکیک
به کاربردن آدرس های اینترنتی

  1. دایانا می‌گه:

    Woooooooooooooooooooooooow
    فوق العاده بود
    امیدوارم همه کسانی که چسبیدن به انجیل برنابا بتونن این مقاله رو بخونن!
    واقعا محشر بود
    مخصوصا مغایرتهاش با قران خیلی جالب بود.
    آیا من اجازه دارم از مقالتون استفاده کنم؟

    • راحاب می‌گه:

      دیانای عزیز
      از نظر بنده برای استفاده هیچ مشکلی وجود ندارد ولی برای احترام به قوانین سایت نیز مد نظر گرفته شود.
      استفاده با درج عنوان “اسلام یا مسیحیت”

    • یوسف می‌گه:

      سلام
      اگر شخصی فکر کند که در زندگی هیچ اشتباهی نکرده است به این معنی است که هرگز برای راه تازه ای در زندگی سعی نکرده است.

      درباره ارزش انسانها:

      درانجیل نوشته

      لوقا باب 15 آیه 7 به شما می‌گویم، به همینسان برای یک گناهکار که توبه می‌کند، جشن و سرور عظیمتری در آسمان بر‌پا می‌شود تا برای نود و نه پارسا که نیاز به توبه ندارند.

      درقرآن کریم نوشته

      سوره ال عمران ( 101 ) اي اهل ايمان، از خدا بترسيد چنانچه شايسته خدا ترس بودن است، و نميريد جز به دين اسلام. ( 102 )

      درباره احترام به عقاید دیگران :

      درانجیل نوشته

      متی باب 7 آیه 1 «داوری نکنید تا بر شما داوری نشود

      متی باب 5 آیه 45 زیرا او آفتاب خود را بر بدان و نیکان می‌تاباند و باران خود را بر پارسایان و بدکاران می‌باراند.46

      درقرآن کریم نوشته

      سوره مائده آیه 50 اي اهل ايمان، يهود و نصاري را به دوستي مگيريد، آنان بعضي دوستدار بعضي ديگرند، و هر که از شما مؤمنان با آنها دوستي کند به حقيقت از آنها خواهد بود؛ همانا خدا ستمکاران را هدايت نخواهد نمود. ( 51 )

      درباره عیسی مسیح و محمد رسول الله

      درانجیل نوشته

      یوحنا باب 3 آیه 16«زیرا خدا جهان را آنقدر محبت کرد که پسر یگانۀ خود(عیسی مسیح) را داد تا هر‌که به او ایمان آوَرَد هلاک نگردد، بلکه حیات جاویدان یابد.17

      درقرآن کریم نوشته

      سوره آل عمران ( 163 ) خدا بر اهل ايمان منّت گذاشت که رسولي از خودشان در ميان آنان برانگيخت که بر آنها آيات او را تلاوت مي‌کند و آنان را پاک مي‌گرداند و به آنها علم کتاب (احکام شريعت) و حقايق حکمت مي‌آموزد، و همانا پيش از آن در گمراهي آشکار بودند. ( 164 )

      درباره مخالفان ودشمنان خود:

      درانجیل نوشته

      متی باب 5 آیه 44 امّا من به شما می‌گویم دشمنان خود را محبت نمایید و برای آنان که به شما آزار می‌رسانند، دعای خیر کنید،45تا پدر خود را که در آسمان است، فرزندان باشید. زیرا او آفتاب خود را بر بدان و نیکان می‌تاباند و باران خود را بر پارسایان و بدکاران می‌باراند.46

      درقرآن کریم نوشته

      سوره توبه آیه ( 4 ) پس چون ماههاي حرام (ذيقعده، ذيحجه، محرم و رجب که مدت امان است) درگذشت آن‌گاه مشرکان را هر جا يابيد به قتل برسانيد و آنها را دستگير و محاصره کنيد و هر سو در کمين آنها باشيد، چنانچه توبه کرده و نماز به پا داشتند و زکات دادند پس از آنها دست بداريد، که خداوند بسيار آمرزنده و مهربان است. ( 5 )

      درباره ارزش زنها

      درانجیل نوشته

      افسسیان باب 5 آیه 25 ای شوهران، زنان خود را محبت کنید، آنگونه که مسیح نیز کلیسا را محبت کرد و جان خویش را فدای آن نمود،26

      درقرآن کریم نوشته

      سوره بقره ( 222 ) زنان شما کشتزار شمايند، پس (براي کشت فرزند صالح) بدانها نزديک شويد هرگاه (مباشرت آنان) خواهيد، و چيزي براي خود پيش فرستيد و خدا ترس باشيد و بدانيد که محققا نزد خدا خواهيد رفت. و (اي رسول) اهل ايمان را بشارت ده. ( 223

      درباره نحوه رفتار با زنها

      درانجیل نوشته

      افسسیان باب 5 آیه 28 به همین سان، شوهران باید همسران خود را همچون بدن خویش محبت کنند. آن که زن خود را محبت می‌کند، خویشتن را محبت می‌نماید.۲۹

      درقرآن کریم نوشته

      سوره نساء (33) مردان را بر زنان تسلط و حق نگهباني است به واسطه آن برتري که خدا براي بعضي بر بعضي مقرر داشته و هم به واسطه آنکه مردان از مال خود نفقه دهند، پس زنان شايسته مطيع شوهران و در غيبت آنان حافظ (حقوق آنها) باشند از آن رو که خدا هم (حقوق زنان را) حفظ فرموده است. و زناني که از نافرماني آنان (در حقوق همسري) بيمناکيد بايد نخست آنان را موعظه کنيد و (اگر مطيع نشدند) از خوابگاه آنان دوري گزينيد و (اگر باز مطيع نشدند) آنان را به زدن تنبيه کنيد، چنانچه اطاعت کردند ديگر راهي بر آنها مجوييد، که همانا خدا بزرگوار و عظيم الشأن است. ( 34 )

      درباره طلاق زنها :

      درانجیل نوشته

      متی باب 19 آیه 9 به شما می‌گویم، هر‌که زن خود را به علتی غیر از خیانت در زناشویی طلاق دهد و زنی دیگر اختیار کند، زنا کرده است.» 10

      درقرآن کریم نوشته

      سوره بقره ( 235 ) گناهی بر شما نيست اگر طلاق دهيد زناني را که با آنان مباشرت نکرده و مهري مقرّر نداشته‌ايد …(236)

      درباره بی ایمان ها:

      درانجیل نوشته

      یوحنا باب 3 آیه 17زیرا خدا پسر را به جهان نفرستاد تا جهانیان را محکوم کند، بلکه فرستاد تا به‌واسطۀ او نجات یابند.18هر‌که به او ایمان دارد محکوم نمی‌شود، امّا هر‌که به او ایمان ندارد، هم‌اینک محکوم شده است، زیرا به نام پسر یگانۀ خدا ایمان نیاورده است.19

      درقرآن کریم نوشته

      سوره محمد آیه ( 3 ) شما مؤمنان چون با کافران رو به رو شويد بايد آنها را گردن زنيد تا آن گاه که از خونريزي بسيار دشمن را از پا در آورديد پس از آن، اسيران جنگ را محکم به بند کشيد که بعدا يا بر آنها منّت نهيد آزاد يا فدا گيريد تا در نتيجه جنگ سختيهاي خود را فروگذارد. اين حکم فعلي است، و اگر خدا بخواهد خود از کافران انتقام مي‌کشد و ليکن مي‌خواهد شما را به يکديگر امتحان کند، و آنان که در راه خدا کشته شدند خدا هرگز اعمالشان را ضايع نگرداند. ( 4 )

      درباره شیوه بشارت (تبلیغ):

      درانجیل نوشته

      متی باب 10 آیه 16 «من شما را همانند گوسفندان به میان گرگان می‌فرستم. پس همچون مارْ هوشیار باشید و مانند کبوتربی آزارباشید 17

      درقرآن کریم نوشته

      سوره نساء آیه ( 70 ) اي اهل ايمان سلاح جنگ برگيريد و آن‌گاه دسته دسته يا همه يک‌باره متّفق بيرون رويد. ( 71 )

      درباره گناه وعواقب گناه:

      درانجیل نوشته

      یوحنا باب 8 آیه 44 شما به پدرتان ابلیس تعلّق دارید و در پی انجام خواسته‌های اویید. او از آغاز قاتل بود و با حقیقت نسبتی نداشت، زیرا هیچ حقیقتی در او نیست. هرگاه دروغ می‌گوید، از ذات خود می‌گوید؛ چرا‌که دروغگو و پدر همۀ دروغهاست.

      یعقوب باب 1 آیه 13آن که وسوسه می‌شود، نگوید: «خداست که مرا وسوسه می‌کند،» زیرا خدا با هیچ بدی وسوسه نمی‌شود، و کسی را نیز وسوسه نمی‌کند.14هنگامی که کسی وسوسه می‌شود، هوای نفْس خودِ اوست که او را می‌فریبد و به‌دام می‌افکند.15هوای نفْس که آبستن شود، گناه می‌زاید و گناه نیز چون به‌ثمر رسد، مرگ به‌بار می‌آورد16

      درقرآن کریم نوشته

      سوره نساء آیه ( 143 ) اي اهل ايمان، مبادا کافران را به دوستي گرفته و مؤمنان را رها کنيد! آيا مي‌خواهيد براي خدا بر (عقاب و کفر و عصيان) خود حجّتي آشکار قرار دهيد؟! ( 144 )

      سوره انعام آیه ( 38 ) -و آنان که تکذيب آيات ما کردند کر و گنگ در ظلمات (جهل) به سر برند. مشيّت الهي هر کس را خواهد گمراه سازد و هر که را خواهد به راه راست هدايت کند. ( 39

      سوره ال عمران آیه ( 127 ) (اي پيغمبر) به دست تو کاري نيست، اگر خدا بخواهد (به لطف خود) از آن کافران درگذرد و اگر بخواهد آنها را عذاب کند چون مردمي ستمکارند. ( 128 ) هر چه در آسمانها و هر چه در زمين است مِلک خداست، هر که را خواهد ببخشد و هر که را خواهد عذاب کند، و خدا بسيار آمرزنده و مهربان است. ( 129 )

      درباره بهشت :

      درانجیل نوشته

      متی 22 آیه 30در روز قیامت کسی نه زن می‌گیرد و نه شوهر می‌کند، بلکه همه همچون فرشتگان آسمان خواهند بود.31

      درقرآن کریم نوشته

      سوره ال عمران ( 14 ) (اي پيغمبر) بگو: مي‌خواهيد شما را آگاه گردانم به بهتر از اينها؟ براي آنان که تقوا پيشه کنند نزد خدا باغهاي بهشتي است که در زير درختان آن نهرها جاري است و در آن جاويد و متنّعم هستند و زنان پاکيزه و آراسته‌اي و (از همه بهتر) خشنودي خدا، و خداوند به حال بندگان بيناست. ( 15 )

      درباره راه یافتن به بهشت وحیات جاودان:

      درانجیل نوشته

      یوحنا 3 آیه 16«زیرا خدا جهان را آنقدر محبت کرد که پسر یگانۀ خود را داد تا هر‌که به او ایمان آوَرَد هلاک نگردد، بلکه حیات جاویدان یابد.17زیرا خدا پسر را به جهان نفرستاد تا جهانیان را محکوم کند، بلکه فرستاد تا به‌واسطۀ او نجات یابند.18

      رومیان باب 2 آیه 6 خدا «به هر‌کس مطابق اعمالش سزا خواهد داد.»7

      درقرآن کریم نوشته

      سوره ال عمران آیه ( 141 ) آيا گمان ميکنيد به بهشت داخل خواهيد شد حال آنکه هنوز خدا از شما آنان را که (در راه دين) جهاد کرده و (در سختيها) مقاومت کنند معلوم نگردانيده است؟! ( 142 )

      درباره سوگند

      درانجیل نوشته

      متی باب 5:آیه های 34امّا من به شما می‌گویم، هرگز سوگند مخورید، 37 پس ”بلهِ“ شما همان ”بله“ باشد و ”نهِ“ شما ”نه“، زیرا افزون بر این، شیطانی است. متی

      درقرآن کریم نوشته

      سوره بقره آیه ( 225 ) خدا شما را به سوگندهاي لغو مؤاخذه نکند و ليکن به آنچه در دل داريد مؤاخذه خواهد کرد و خدا بسيار آمرزنده و بردبار است. ( 226 )

      درباره سربازان

      درانجیل نوشته

      لوقا باب 3 آیه ۱۴ سربازان نیز از او پرسیدند: «ما چه کنیم؟» گفت: «به‌ زور از کسی پول نگیرید و بر هیچ‌کس افترا مزنید و به مزد خویش قانع باشید.»

      درقرآن کریم نوشته

      سوره نساء آیه ( 93 ) اي اهل ايمان، چون در راه خدا (براي جهاد با کفّار) بيرون رويد (در کار دشمن) تحقيق و جستجو کنيد و به آن کس که اظهار اسلام کند و به شما سر تسليم فرود آورد نسبت کفر مدهيد تا (مال و جانش را بر خود حلال کنيد و) از متاع ناچيز دنيا چيزي غنيمت بريد، که غنايم بي‌شمار نزد خداست. اسلام شما هم اول امر همچنين اظهار و تسليمي بيش نبود تا وقتي که خدا بر شما منّت گذاشت، پس اکنون بايد تحقيق کنيد که خدا به هر چه کنيد آگاه است. ( 94 )
      از خدا می خواهم آنچه را که شایسته شماست به شما عطا کند نه آنچه را که آرزو داری، زیرا گاهی آرزو های شما کوچک است و شایستگی شما بسیار.
      آمین.

      درصورتی که سایت انجیل فیلتر باشد به روی این سایت کلیک کنید ********

  2. شاهین خبازی می‌گه:

    با عرض سلام
    من چندتا سوال داشتم که از مقاله زیر برام ایجاد شد لطفا به اشکالات این مقاله پاسخ دهید
    بزرگترین افتخار و نقطه قوت، در وجود آدم، که او را به عنوان یک برگزیده آفرینش مى توان معرفى نمود، و به همین دلیل مسجود فرشتگان شد همان آگاهى او از” علم الاسماء” و اطلاع از” حقائق و اسرار آفرینش و جهان هستى” بود.پیدا است آدم به خاطر این علوم آفریده شد، و فرزندان آدم اگر بخواهند تکامل پیدا کنند باید هر چه بیشتر از این علوم بهره گیرند، تکامل بیشتر هر کدام از آنها نسبت مستقیم با معلومات آنها از اسرار آفرینش دارد.آرى قرآن با صراحت تمام عظمت مقام آدم را در اینها مى داند، ولى در تورات چنان که مى خوانیم، سر بیرون رانده شدن آدم از بهشت و گناه بزرگ او را توجه به علم و دانش و دانستن نیک و بد مى داند!.
    در فصل دوم ” سفر تکوین” از تورات آمده است:” پس خداوند خدا، آدم را از خاک زمینى صورت داد و نسیم حیات را بر دماغش دمید، و آدم جان زنده شد.و خداوند خدا، هر درخت خوش نما و بخوردن نیکو، از زمین رویانید، و هم درخت” حیات” در وسط باغ و درخت” دانستن نیک و بد” را … و خداوند خدا آدم را امر فرموده گفت که از تمامى درختان باغ مختارى که بخورى، اما از درخت” دانستن نیک و بد” مخور چه در روز خوردنت از آن مستوجب مرگ مى شوى! …”و در فصل سوم چنین آمده است: ” و آواز خداوند خدا را شنیدند که به هنگام نسیم روز در باغ مى خرامید و آدم و زنش خویشتن را از حضور خداوند خدا، در میان درختان باغ پنهان کردند”!! و خداوند خدا آدم را آواز کرده، وى را گفت که کجایى؟
    او دیگر جواب گفت که آواز تو را در باغ شنیدم و ترسیدم، زیرا که برهنه ام! به جهت آن پنهان شدم! و خدا به او گفت که تو را که گفت که برهنه اى؟! آیا از درختى که تو را امر کردم که نخورى خوردى؟!.و آدم گفت زنى که از براى بودن با من دادى او از آن درخت به من داد که خوردم! …و خداوند خدا گفت که اینک آدم نظر به” دانستن نیک و بد” چون یکى از ما شده است، پس حال مبادا که دست خود را دراز کرده و هم از” درخت حیات” بگیرد و خورده دائما زنده ماند! پس از آن سبب خداوند خدا او را از باغ عدن راند، تا آنکه در زمینى که از آن گرفته شده بود فلاحت نماید! …”همانطور که مشاهده می شود این” افسانه زننده” که در تورات کنونى بعنوان یک واقعیت تاریخى آمده است علت اصلى اخراج آدم را از بهشت، و گناه بزرگ او را توجه به علم و دانش و دانستن نیک و بد مى داند.و چنانچه آدم دست به” شجره نیک و بد” دراز نمى کرد تا ابد در جهل باقى مى ماند تا آنجا که حتى نداند برهنه بودن زشت و ناپسند است، و براى همیشه در بهشت باقى مى ماند.به این ترتیب مسلما آدم نباید از کار خود پشیمان شده باشد زیرا از دست دادن بهشتى که شرط بقاى در آن ندانستن نیک و بد است، در برابر بدست آوردن علم و دانش تجارت پر سودى محسوب مى گردد، چرا آدم از این تجارت نگران و پشیمان باشد؟بنابراین افسانه تورات درست در نقطه مقابل قرآن که ارزش مقام انسان و سر آفرینش او را در” علم الاسماء” معرفى کرده قرار دارد.
    از این گذشته در افسانه مزبور مطالب زننده عجیبى درباره ی خداوند و یا مخلوقات او دیده مى شود که هر یک از دیگرى حیرت انگیزتر است و آن عبارت است از:
    1- نسبت دادن دروغ به خدا چنان که در جمله شماره 17 فصل دوم مى گوید: خداوند گفت از آن درخت نخورید که مى میرید” در حالى که نمى مردند بلکه دانا مى شدند.
    2- نسبت بخل به خداوند- چنان که در جمله 22 فصل سوم مى گوید: که خدا نمى خواست آدم و حوا از درخت علم و حیات بخورند و دانا شوند و زندگى جاویدان پیدا کنند.
    3- امکان وجود شریک براى خداوند- (چنان که در همان جمله مى گوید:آدم پس از خوردن از درخت نیک و بد همچون یکى از ما” خدایان” شده است).
    4- نسبت حسد به خداوند چنان که از همان جمله استفاده مى شود که خداوند بر این علم و دانشى که براى آدم پیدا شده بود رشک برد!.
    5- نسبت جسم به خداوند چنان که از فصل سوم استفاده مى شود که خداوند به هنگام صبح در خیابانهاى بهشت مى خرامید!
    6- خداوند از حوادثى که در نزدیکى او میگذرد بى خبر است! چنان که در جمله 9 مى گوید صدا زد آدم کجایى و آنها در لابلاى درختان خود را از چشم خداوند پنهان کرده بودند.
    البته نباید فراموش کرد که این افسانه هاى دروغین از نخست در تورات نبوده و بعدا به ان افزوده شده

  3. اکبر می‌گه:

    جالب بود

  4. کلیسای تهران می‌گه:

    سلام بر شما:
    این برای صدمین بار اگر قرار بر تحریف بود همین قسمتها تحریف میشد.
    برای دویستمین بار آقا برو یه مدرک الهیات بگیر بعد بیا نظر بده و نظرات شخصیت رو واسه خودت نگه دار.
    سیصدمین بار شما این حرفها رو به خدا نسبت می دی نه ما و کلا.(عدم آگاهی از تاریخ و الهیات همینه دیگه)

    شما جواب ما رو بده:

    تناقضات قرآن:

    شصت مورد از دشواري ها و تناقضات قرآن

    1) حسابرسي عجيب الله

    (سوره 4 آيه 11-12) و (سوره 4 آيه 176) در مورد قوانين وراثت صحبت ميکند. اگر يک مرد فوت شود، و از او سه دختر و دو والد و يک همسر باقي بماند؛ دختران 2/3 سهم، والد ها 1/3 سهم (هردو بر اساس سوره 4 آيه 11) و همسر 1/8 سهم (بر اساس سوره 4 آيه 12) از ارث را دريافت ميکند که از ميزان ارث بيشتر ميشود.

    مثال دوم، مردي فوت ميشود و از او يک مادر و يک همسر و دو خواهر باقي ميماند، مادر 1/3 سهم (سوره 4 آيه 11) همسر 1/4 (سوره 4 آيه 12) و خواهران 2/3 (سوره 4 آيه 176) که مجموع آنها 15/12 کل ارث است.

    2)چند فرشته براي مريم فرستاده شده بودند؟

    وقتي قرآن در مورد باردار شدن مريم و ميلاد مسيح در (سوره 3 آيه 42 و 45) راجع به چندين فرشته صحبت ميکند اما در (سوره 19 آيه 17-21) تنها از يک فرشته صحبت ميکند.

    3) اختلافات عددي بيشتر

    آيا روزهاي الله برابر 1000 روز بشر است (سوره 22 آيه 47، سوره 32 آيه 5) يا برابر 50,000 روز بشر است (سوره 70 آيه 4) ؟

    چند باغ در بهشت وجود دارد؟ يک (سوره 39 آيه 73، سوره 41 آيه 30، سوره 57 آيه 21، سوره 79 آيه 41) يا زيادتر (سوره 18 آيه 31، سوره 22 آيه 23، سوره 35 آيه 33)؟

    در (سوره 56 آيه 7) ادعا ميکند که در روز قيامت مردم سه دسته ميشوند، اما در (سوره 90 آيات 18-19، سوره 99 آيات 6-7) تنها دو گروه را بر ميشمرد.

    در مورد اينکه چه کسي روح را در هنگام مرگ از انسان ميگيرد نيز تناقضي آشکار وجود دارد، فرشته مرگ (سوره 32 آيه 11)، يک فرشتگان (جمع) (سوره 47 آيه 27) و همچنين “اين الله است که روح را از انسانها در هنگام مرگ ميگيرد” (سوره 39 آيه 42).

    صحيح بخاري ادعا ميکند که جبرئيل 600 بال داشت (جلد چهارم بخش 54 شماره 455) در حالي که قرآن در (سوره 35 آيه 1) ميگويد فرشتگان 2، 3 يا 4 بال دارند.

    4) الله چند روز براي نابودي قوم عاد نياز داشت؟

    يک روز (سوره 54 آيه 19) يا چندين روز (سوره 41 آيه 16، سوره 69 آيات 6-7).

    5) خلقت شش روز بود يا هشت روز؟

    (سوره 7 آيه 54، سوره 10 آيه 3، سوره 11 آيه 7 و سوره 25 آيه 59) به روشني اعلام ميکند که الله زمين و آسمانها را در 6 روز آفريد. اما در (سوره 41 آيات 9-12) جمع روزهايي که الله بدانها اشاره ميکند 8 روز است.

    6) آفرينش سريع بود يا کند؟

    الله آسمانها و زمين را در 6 روز آفريده است (سوره 7 آيه 54) و مسلماناني که ميخواهند به قرآن چهره علمي بدهند ميگويند اين 6 روز منظور 6 دوره است، اما (سوره 2 آيه 117) ميگويد که “الله به صورت آني خلق ميکند”.

    7) اول زمين يا اول آسمان؟ کدام يک زود تر آفريده شد؟

    اول زمين و بعد آسمان (سوره 2 آيه 29)، اول آسمان و بعد زمين (سوره 79 آيه 27-30).
    به هم چسباندن يا از هم جدا کردن؟

    در مورد روش ايجاد زمين و آسمان قرآن يکجا ميگويد که آنها از هم جدا بودند و بعد به هم گرويدند (سوره 41 آيه 11) اما در (سوره 21 آيه 30) ميگويند که آنها ابتدا يکي بودند و بعداً از يکديگر جدا شدند.

    9) انسان از چه ساخته شده بود؟

    از لخته خون (سوره 96 آيات 1-2) آب (سوره 21 آيه 30، سوره 24 آيه 45، سوره 25 آيه 54) “چيزي مانند سفال” (سوره 3 آيه 59، سوره 30 آيه 20، سوره 35 آيه 11).

    10) ناقص يا با جزئيات کامل؟

    قرآن در جاهايي ادعا ميکند که کامل است و تمامي جزئيات را دارا ميباشد و هيچ چيز باقي نمانده است که در آن نباشد (سوره 6 آيه 38، سوره 6 آيه 114، سوره 12 آيه 11، سوره 16 آيه 89 و…) اما چيزهاي بسياري هستند که قرآن آنها را ناتمام باقي ميگذارد، اين نوشتار به مسئله شراب و شبهات موجود در قرآن ميپردازد.

    11) پرستش يک خدا يا يک خداي ديگر؟

    به محمد دستور ميدهد که به ناباوران بگويد، شما چيزي را نميپرستيد که من ميپرستم (سوره 109 آيه 3). هرچند سوره هاي ديگر در قرآن بطور مشخص اشاره ميکند که آن ناباوران در واقع خدايي را پرستش ميکنند که همان الله است.

    12) شفاعت کردن يا شفاعت نکردن، مسئله اين است!

    قرآن در مورد اينکه آيا در روز آخرت شفاعتي وجود خواهد داشت يا نه دچار تناقض ميشود، در آيات (سوره 2 آيه 122-123، سوره 254 آيه 6-51، سوره 82 آيات 18-19 و…) ميگويند شفاعتي وجود ندارد و آيات (سوره 53 آيه 26، سوره 43 آيه 86، سوره 34 آيه 23، سوره 20 آيه 109) و البته هر دو اين پاسخ ها را ميتوان با احاديث مختلف پشتيباني کرد.

    13) الله و تخت او کجاست؟

    الله از رگ گردن به انسان نزديکتر است (سوره 50 آيه 16) و در عين حال او بر روي تختش نشسته است (سوره 57 آيه 4) تختي که روي آب بنا شده است (سوره 11 آيه 7) و در عين حال بقدري دور است که رسيدن به او بين 1000 و 50000 سال طول ميکشد (سوره 32 آيه 5، سوره 70 آيه 4).

    14) ريشه بيچارگي کجاست؟

    آيا شر و مصيبت از طرف شيطان است (سوره 38 آيه 41) ؟ از خود ماست (سوره 4 آيه 79) ؟ يا از طرف الله (سوره 4 آيه 78) ؟

    15) رحمت الله چقدر است؟

    الله رحمت را بر خود مقرر کرده است (سوره 6 آيه 12) هرچند بعضي از اشخاص را هرچند که ميتواند هدايت نميکند (سوره 6 آيه 35، سوره 14 آيه 4).

    16) آيا در بهشت بازجويي خواهد بود يا نه؟

    از يکديگر سوال نخواهند کرد (سوره 23 آيه 101)، اما همچنان در يک پرس و جوي دو جانبه شرکت خواهند کرد (سوره 52 آيه 25) و از يکديگر سوال خواهند کرد (سوره 37 آيه 27).

    17) آيا فرشتگان محافظ هستند؟

    هيچ حافظي بجز الله وجود ندارد (سوره 2 آيه 107، سوره 29 آيه 22)، اما (سوره 41 آيه 31) فرشتگان خود ميگويند “ما محافظان شما در اينجا و در آن دنيا هستيم.” همچنين در سوره هاي ديگر نقش آنها بعنوان نگاهبان (سوره 13 آيه 11 و سوره 50 آيه 17-18) و محافظان (سوره 82 آيه 10) اعلام ميشود.

    18) آيا همه چيز مطيع الله است؟

    به اينکه همه چيز مطيع الله است در (سوره 30 آيه 26) اعلام شده است اما در چندين جاي ديگر در مورد عدم اطاعت مغرورانه شيطان از الله خبر ميدهد از جمله (سوره 7 آيه 11، سوره 15 آيه 28-31، سوره 17 آيه 61، سوره 20 آيه 116، سوره 28 آيه 71-74، سوره 18 آيه 50)، همچنين در جاهاي ديگري در مورد بسياري از موجودات که از فرمان الله سرپيچي ميکنند.

    19) آيا الله شرک را ميبخشد؟

    شرک بدترين گناهان شمرده ميشود، اما به نظر ميرسد نويسنده قرآن نتوانسته است در مورد اينکه الله شرک را ميبخشد يا نميبخشد تصميم قاطعي بگيرد. در (سوره 4 آيه 48، 116) ميگويد نميبخشد و در سوره (4 آيه 153) ميگويد ميبخشد، ابراهيم با پرستش ماه و خورشيد و ستاره به عنوان خدايش دچار شرک ميشود (سوره 6 آيه 76-78) اما مسلمانان فکر ميکنند که پيامبران گناه نميکنند.

    20) ماجراي پرستش گوساله طلايي

    اسرائيليان قبل از اينکه موسي از کوه بازگردد آغاز به پرستش گوساله طلايي کردند (سوره 7 آيه 149)، اما تازماني که موسي بازنگشته بود از توبه کردن سر باز زدند و به ستايش گوساله ادامه دادند (سوره 20 آيه 91). آيا هارون نيز در گناه آنان شريک بود؟ نه (سوره 20 آيه 85-90)، آري (سوره 20 آيه 92، سوره 7 آيه 151).

    21)يونس به بيابان رسيد يا نرسيد؟

    ما در حالي که ناخوش بود، او را به بيابان رسانديم (سوره 37 آيه 145)؛ اگر نعمت پروردگارش نبود، در حين بد حالي به صحرايي بي آب و گياه مي افتاد (سوره 68، آيه 49).

    22) موسي و انجيل؟

    مسيح بيش از 1000 سال بعد از موسي به دنيا آمد اما در (سوره 7 آيه 157) الله در مورد انجيلي که به مسيح داده شده است با موسي صحبت ميکند.

    23) آيا کساني که به زنان تهمت ناپاکي ميزنند بخشيده ميشوند؟

    آري (سوره 24 آيه 5) نه (سوره 24 آيه 23).

    24) در روز آخرت کارنامه خود را چگونه دريافت ميکنيم؟

    در روز جزا، زيانکاران کارنامه اعمال بدشان را از کجا ميگيرند؟ از پشتشان (سوره 84 آيه 10) يا از دست چپشان (سوره 69 آيه 25)؟

    25) آيا فرشته ها ميتوانند نامطيع باشند؟

    هيچ فرشته اي متکبر نيست، همه الله را اطاعت ميکنند (سوره 16 آيات 49-50)، اما “هان به فرشتگان گفتيم، آدم را سجده کنيد” و همه آنها به آدم سجده کردند مگر ابليس، ابليس نافرماني کرد و او بسيار متکبر است (سوره 2 آيه 34).

    26) تناقضي در (سوره 2 آيه 97) و (سوره 16 آيات 101-103).

    چه کسي قرآن را بر محمد وحي ميکند؟ جبرئيل يا روح القدس (سوره 16 آيه 102) يا (سوره 2 آيه 97)؟

    وحي هاي جديد وحي هاي قديم را تصديق ميکنند (سوره 2 آيه 97) يا جايگزين آنها هستند (سوره 16 آيه 101)؟

    قرآن عربي خالص است (سوره 16 آيه 103) اما تعداد بسيار زيادي کلمات غير عربي در آن يافت ميشود.

    27) حلقه بينهايت (تسلسل).

    (سوره 26 آيه 192-195-196) ميگويد “اين (قرآن) وحيست از طرف خداوند… به زبان عربي و اين (قرآن) در نوشته هاي (پيامبران) قبلي نيز هست. حال با دانستن اينکه انجيل و تورات به زبان عبري و يوناني نوشته شده است. چطور يک کتاب عربي ميتواند در آن کتابهاي غير عربي آمده باشد؟ علاوه بر اين اگر اين قرآن در آن کتابها گنجانده شده است، همين (سوره 26 آيه 192-195-196) نيز بايد در آن کتابها باشد، بنابر اين آن کتابها نيز بايد در کتابهاي قبلي همين سوره را داشته باشند و همينگونه به يک حلقه بينهايت و تسلسل ميرسيم.

    28) آيا تورات مثل قرآن است يا نيست؟

    ادعاي مسلمانان مبني بر تحريف انجيل و تورات، از يک طرف با (سوره 2 آيه 24) و (سوره 17 آيه 88) و از طرف ديگر با (سوره 28 آيه 49) و (سوره 46 آيه 10) در تضاد است.

    29) “پير زن عجوزه” و شخصيت الله.

    در مورد داستان لوط “ما خانواده او را نجات داديم، بغير از عجوزه اي که عقب ماند” (سوره 26 آيه 170-171). و باز ميگويد “اما ما او و خانواده اش را حفظ کرديم، بغير از همسرش را، او از کساني بود که با ديگران دش شهر ماند (سوره 7 آيه 82). اين دو آيه يا باهم تناقض دارند يا الله احترام چنداني به همسر پيامبر قايل نميشود.

    30) اشکالات بيشتر در داستان قوم لوط.

    جواب مردمش جز اين نبود که “آنها را از قريه خود برانيد که آنان مردمي هستند که از کار ما بيزاري ميجويند” (سوره 7 آيه 82، سوره 27 آيه 56). مردمش به او پاسخي ندادند جز اينکه گفتند “غضب الله را براي ما بياور اگر راست ميگويي” (سوره 29 آيه 29). اين دو جواب باهم يکي نيستند و در هر دو آيه اشاره شده که “غير از اين جوابي ندادند” بنابر اين اين يک تناقض است.

    31) لذت الله؟

    آيا عمل تنبيه خداوند از رحمت اوست يا از هدايت کردن و يا نکردن مستبدانه وي؟

    32) آيا ابراهيم بت ها را نابود کرد؟

    ماجراي ابراهيم در (سوره 19 آيه 41-49، سوره 6 آيه 74-83) بطور مشخصي با (سوره 21 آيه 51-59) متفاوت است، در حالي که در (سوره 21) ابراهيم با مردمش بطور جدي مقابله ميکند و حتي بت هاي آنها را ميشکند، در سوره 19 وقتي ابراهيم به دليل صحبت کردن عليه بت ها توسط پدرش به سنگسار شدن تهديد ميشود خفقان ميگيرد و نه تنها مقابله اي نميکند بلکه گويا منطقه را نيز ترک ميگويد.

    33) پسر نوح چه شد؟

    با توجه به (سوره 21 آيه 76) نوح و خانواده اش از طوفان نجات يافتند و (سوره 37 آيه 77) اعلام ميکند که تخم و ترکه نوح نجات يافتند و (سوره 11 آيه 42-43) ميگويد که پسر نوح نابود شد.

    34) آيا نوح تبعيد شده بود؟

    پيش از اينها قوم نوح تکذيب کرده بودند. بنده مارا تکذيب کردند و گفتند: ديوانه است و به دشنامش راندند. (سوره 54 آيه 9). حال اگر نوح رانده شده بود (از منطقه اش رانده شده بود) چطور قومش ميتوانند در هنگام رد شدن از کنار نوح که کشتي ميساخت او را مسخره کنند (سوره 11 آيه 38). نوح نميتواند هم طرد شده باشد هم توسط قومش مسخره شود.

    35) جادوگران فرعون مسلمان شدند يا کفر ورزيدند؟

    آيا شعبده بازان فرعون، مصريان به پيامبر خدا موسي ايمان آوردند (سوره 7 آيه 103-126، سوره 20 آيه 56-73، سوره 26 آيه 29-51) يا تنها اسرائيليان به موسي ايمان آوردند (سوره 10 آيه 82)؟

    36) آيا فرعون در لحظه مرگ توبه کرد؟

    (سوره 10 آيه 90-92) ميگويد که فرعون وقتي در بستر مرگ قرار گرفت توبه کرد و بنابر اين رستگار شد، اما (سوره 4 آيه 18) ميگويد چنين چيزي نميتواند اتفاق بيافتد.

    37) ابطال.

    کلام خدا در درستي و عدالت کامل است، هيچ کسي نيست که بتواند کلام خدا را عوض کند (سوره 6 آيه 115) همچنين به (سوره 6 آيه 34) و (سوره 10 آيه 64) نگاه کنيد. اما بعدا الله (يا محمد؟) تصميم ميگيرد که بعضي از آيات را با آيات “بهتر” عوض کند (سوره 2 آيه 106، سوره 16 آيه 101)؛ و اين البته بخاطر ناداني افراد نيست که خدا را مجبور به اينکار کرده باشند.

    38) راهنماي حقيقت؟

    “بگو اين الله است که بسوي حقيقت راهنمايي ميکند، چه کسي بيشتر سزاوار دنبال روي است؟” (سوره 10 آيه 35) اما در واقع سزاوار بودن الله با (سوره 14 آيه 4) که ميگويد “الله هرکس را که بخواهد هدايت ميکند و هرکس را بخواهد گمراه ميکند” زير سوال ميرود. ما از کجا بدانيم که از آن اشخاصي هستيم که خدا دوست داردمارا هدايت کند يا دوست دارد مارا گمراه سازد؟ يک مسلمان از کجا بداند از آن دسته افراد گمراه شده از طرف الله است يا از آن افراد هدايت شده.

    39) مجازات زناکار چيست؟

    100 ضربه شلاق (زن و مرد) (سوره 24 آيه 2)، آنقدر آنها را در خانه نگاه داريد تا بميرند (براي زنان) (سوره 4 آيه 15). اگر توبه کردند و اصلاح يافتند آنها را رها کنيد (در مورد مرد) (سوره 4 آيه 16). (سوره 24 آيه 2) با دو آيه بعدي در تناقض است و مجازات براي زنان و مردان در (سوره 4 آيه 15-16) متفاوت است در حالي که در سوره 24 آيه 2 براي هردو يکسان است.

    40) چه کسي زيان گناهان را خواهد ديد؟

    قرآن ميگويد هر کسي مسئوليت گناهان خود را بر عهده دارد (سوره 17 آيه 13-15، سوره 53 آيه 38-42)، اما قرآن يهوديان زمان محمد را براي گناهيي که اجدادشان 2000 سال پيش با ستايش گوساله طلاعي کرده اند محکوم ميکند.

    41) آيا مسيحيان به بهشت وارد خواهند شد؟

    (سوره 2 آيه 62) و (سوره 5 آيه 69) ميگويند “آري” و (سوره 5 آيه 72، تنها بعد از 3 آيه) و (سوره 3 آيه 85) ميگويد “نه”.

    42) تنها خدا ميداند يا بعضي از انسانها هم ميدانند؟ مشخص يا غير قابل درک؟

    “قرآن به زبان عربي روشن است” (سوره 16 آيه 103) اما “هيچ کس نميداند تفسير آن چيست جز الله (سوره 3 آيه 7). و انسانهاي اهل فهم نيز ميدانند (سوره 3 آيه 7).

    43) آيا فرعون غرق شد يا توسط اسرائيليان نجات يافت؟

    نجات يافت (سوره 10 آيه 92)، غرق شد (سوره 28 آيه 40، سوره 17 آيه 103، سوره 43 آيه 55).

    44) فرعون کي فرمان قتل پسرهاي خردسال را داد؟

    وقتي موسي پيامبر بود و در مورد خدا براي فرعون صحبت کرد (سوره 40 آيه 23-25) يا وقتي موسي يک نوزاد بود (سوره 20 آيه 38-39).

    45) کي و چگونه ايمانها مشخص ميشود؟

    “در آن شب فرشتگان و روح به فرمان پروردگارشان براي انجام دادن کارها نازل ميشوند.” (سوره 97 آيه 3-4). “ما آنرا در مبارک شبي نازل کرديم، ما بيم دهنده بوديم.” شب قدر براي مسلمانان شب مقدسيست، شبيست که در آن همه چيز در مورد حيات و مرگ و… مشخص ميشود. اعتقاد مسلمانان بر اين است که هر چيزي که قرار است در طول سال اتفاق بيافتد در اين شب توسط الله بر روي الواحي نوشته ميشوند. اين اعتقاد مسلمانان با (سوره 57 آيه 22) که ميگويد “هيچ مصيبتي به مال يا جانتان نرسد مگر پيش از آنکه بيافرينيمش، در کتابي نوشته شده است. و اين بر خدا آسان است.” در تضاد است. اين آيه در واقع ميگويد که قبل از اينکه کسي خلق شده باشد سرنوشت افراد در الواحي نزد خداوند ثبت شده است و اين نيز خود با (سوره 17 آيه 13) “کردار نيک و بد هر انساني را چون طوقي به گردنش آويخته ايم. و در روز قيامت براي او نامه اي گشاده بيرون آوريم تا در آن بنگرد.” که به اين معني است که افراد خود مسئول آن کاري که انجام ميدهند و اتفاقي که براي آنها مي افتد هستند.

    46) شراب، خوب يا بد؟

    شراب و… از کارهاي شيطان هستند (سوره 5 آيه 90) ولي در بهشت جوي هايي از شراب (سوره 47 آيه 15 و سوره 83 آيه 22 و 25) جاري هستند. چگونه کارهاي شيطان به بهشت راه يافته اند؟

    47) اخبار خوب مجازات دردناک؟

    مسلماً خبر دادن به کسي در مورد شکنجه و مجازات شدنش خبر خوبي نيست، ولي قرآن ادعا ميکند که خبر شکنجه دردناک خبر خوبي است (سوره 3 آيه 21، سوره 84 آيه 24، سوره 45 آيه 8، سوره 31 آيه 7، سوره 9 آيه 34، سوره 9 آيه 3 و سوره 4 آيه 138).

    48) آيا مسلمانان به دوزخ ميروند؟

    (سوره 19 آيه 71) ميگويد تمامي مسلمانان به جهنم خواهند رفت (حد اقل براي مدتي) اما در جاهاي ديگر ادعا ميکند کساني که در جهاد کشته ميشوند مستقيم به بهشت ميروند.

    49) آيا مسيح در بهشت خواهد سوخت؟

    مسيح به سوي الله برخاسته است (سوره 4 آيه 158)، در کنار او قرار گرفته است (سوره 3 آيه 45) اما با توجه به اينکه ميليونها مسيحي خدا را ميپرستند، قرآن ميگويد تمام آنهايي که در کنار الله کسي را ميپرستند به اضافه کسي که مورد پرستش قرار ميگيرد در جهنم خواهد سوخت (سوره 21 آيه 98).

    50) اجنه و انسانها براي پرستش بوجود آمدند يا براي دوزخ؟

    فقط براي خدمت و پرسيتش خدا بوجود آمده اند (سوره 51، آيه 56) اما بسياري از آنها براي جهنم ساخته شده اند (سوره 7 آيه 179).

    51) پدر مسيح کيست؟

    توضيح اين تناقض در يک سطر ميسر نيست.

    52) بوجود آوردن و بي نياز بودن؟

    يک تناقض داخلي براي اشتباه در انتخاب کلمات مناسب.

    53) آيا الله ميتوانست يک فرزند داشته باشد؟

    سوره (39 آيه 4) تاييد ميکند و (سوره 6 آيه 101) احتمال اين کار را رد ميکند.

    54) آيا مسيح مرده بود؟

    (سوره 3 آيه 144) ميگويد تمام پيامبران قبل از محمد مرده اند، اما (سوره 4 آيه 158) ميگويد مسيح به سوي خدا برخاست.

    55) يک خالق يا چند خالق؟

    قرآن در دوجا اعلام ميکند که “الله بهترين خالق هاست” (سوره 23 آيه 14 و سوره 37 آيه 125) و اين به اين معني است که غير از الله خالق هاي ديگري نيز وجود دارند اما در عين حال خيلي جاها ادعا ميکند “الله خالق همه چيز است” (سوره 39 آيه 62)، اگر خالق همه چيز الله است آنگاه ديگر خالق ديگري نميتواند وجود داشته باشد.

    56) از همه نژادها يا از نژاد ابراهيم؟

    (سوره 29 آيه 27) اشاره ميکند که تمام پيامبران از تخم و ترکه ابراهيم بوده اند. اما (سوره 16 آيه 36) ميگويد الله از ميان همه ملتها مردماني را به پيامبري برانگيخته است.

    57) ازدواج با زنان فرزندخوانده؟

    مسلمانان ميتوانند با زنان فرزندخوانده هايشان که از فرزندخوانده هايشان طلاق گرفته اند ازدواج کنند (سوره 33 آيه 37) اما مسلمانان نميتوانند پسري را به پسرخواندگي بگيرند (سوره 33 آيه 4-5).

    58) آيا پيامبري برانگيخته نشده اند مگر از نژاد هر قوم؟

    قرآن ميگويد براي هر مردمي پيامبري از ميان خودشان برانگيخته ايم (سوره 14 آيه 4) و (سوره 30 آيه 47)، اما هم منابع اسلامي هم منابع ديگر سامي (مسيحي و يهودي) هردو بر سر اين که يونس از قومي ديگر بود توافق نظر دارند.

    59) پيامبران ميان اجنه و فرشتگان؟

    الله تنها انسانها را به پيامبري بر مي انگيزد (سوره 12 آيه 109 و سوره 21 آيه 7-8 و سوره 25 آيه 20-21) اما گويا در ميان اجنه و فرشتگان نيز پيامبراني وجود دارند (سوره 6 آيه 130، سوره 11 آيه 69 و 77، سوره 22 آيه 75 و…).

    60) چند شرق و چند غرب؟

    يک شرق و يک غرب (سوره 26 آيه 28)، دو شرق و دو غرب (سوره 55 آيه 17) چندين شرق و چندين غرب (سوره 70 آيه 40).
    برگرفته از زنديق

    61)بزرگترين تناقض فلسفي قران

    با مطالعه قران و همچنين گذري در ميان متون مرجع و احکام اسلامي به تناقض اشکاري بر مي خوريم که مي توان از ان بعنوان بزرگترين تناقض فلسفي قران ياد کرد. در همين راستا، ژول لابيوم J. Labeaume اسلام شناس قرن نوزدهم فرانسه در کتاب ارزنده “تجزيه قران” ، به بيش از صد ايه مختلف اشاره مي کند که پيرو آن، تمامي مسائل مربوط به انسان و جهان و کائنات از جمله اعمال و کردار انسان، تمامي سخنان و افکار، تولد و مرگ و بطبع طول عمر، احساسات دروني و ريزترين فعل و انفعالات مجموعه طبيعت و کهکشانها و حتي کوچکترينشان – همه و همه- توسط خداوند از پيش مشخص و تعيين شده و بطور دقيق در “لوح محفوظ” ثبت و نگهداري مي شود. پس بدينسان، انسان عاري از قدرت تشخيص و انتخاب است.

    اما در سوي ديگر، همين خداوند متعال در اياتي چند شديدن تهديد و تأکيد مي کند که ” انسان مسئول مستقيم اعمال خويش است و براي اناني که به راهي غير از انچه مقرر کرده ايم مي روند اتشي سخت مهيا کرده ايم”(104 انعام، 15 جاثيه، 67 توبه، 51 اعراف، النجم 38 و 39(

    و باز در کنار اين تناقض آشکار “يک بام و دو هوا”، مي بينيم که در جاي ديگر خداوند در اقدامي غير مترقبه اعلام مي کند که “شيطان را مأمور گمراهي انسانها قرار داده است” (سبا؛ 21) در همين رابطه دکتر شجاع الدين شفا چنين متذکر مي شود: ” البته با همه گذشت قرون، هنوز بدين دو پرسش پاسخ قانع کننده اي داده نشده است که اگر خدا خودش به شيطان اجازه داده بود که مردمان را گمراه کند، گناه ادم و حوا که فريب اين شيطان را خوردند چه بود؟ و به‌فرض‌ِ آن هم که اين دو گناهکار بودند چرا بايد فرزندان نسل هاي بعدي آن‌ها بابت گناه اين پدر و مادر ساده لوح جواب پس بدهند؟”. (تولدي ديگر؛ 388) حال با توجه و بر مبناي چنين چند گانگي هائي، چگونه مي توان جايگاه “جبر” و “اختيار” را در فلسفه دين اسلام از هم تفکيک کرد؟!

    اگر انسان “مختار” است، پس منظور از تأکيدهاي مکرر قران براي “از پيش تعيين شده بودن” همه چيز و وجود نوعي مرکز بايگاني بنام “لوح محفوظ” و اصولن “فلسفه تقدير” چيست؟ اگر انسان “اجبار” داشته و در حوزه اي غير اختياري مي زيد، پس ديگر تدارک مکانهايي بنام “بهشت” و “جهنم” بمنظور پاداش و جزاي اعمال انسان در چيست؟! و اصولن سنجش اعمال انسان بر چه مبنايي انجام مي گردد و اين سنجش در حياتي کاملن مشخص و از پيش تعيين شده چه کاربردي دارد؟!

    اين تضاد عميق سالهاست که از سوي منتقدين به پرسش گرفته شده، بدون آن که هيچ يک از علماي مذهبي تا کنون توانسته باشد پا سخي درخور بدان بدهد. علماي مذهبي، خصوصن روشنفکران مذهبي- نيک مي دانند که پاسخگويي به چنين پرسشي مستلزم ناديده گرفتن اصول اساسي و مسلم دين اسلام است – که طي آن دکانداري دين در هر جا به فراخور زمان حکمي از آستين بيرون مي‌آورد- ، بنابراين آنان با پيچاندن صورت مسئله و با طرح سئوالاتي ديگر به عوض جواب، عملن از پاسخگويي طفره مي روند. اين شانه خالي کردن از پرسشهاي خردگرايان و فرار از پاسخ دهي با مطرح کردن حکم کليشه‌اي “در کار خدا و رسولش مداخله نکنيد” به منظور به بن بست رساندن پرسش و خاموش کردن عقل نقاد پرسشگر ، – با وجود ريشه اي کهن – تحقيقن نتوانسته و نخواهد توانست انسان خردگرا و کاوشگر را قانع کند، زيرا رشد علم در عصر حاضر و تکاپوي بي وقفه انسان در راه برون رفت از خيل مشگلاتي که بشر تاريخن بدان گرفتار آمده، خودبخود اصول پوسيده مذهبي را به چالش جدي گرفته و نياز به شفافيت باورهاي انساني را دو چندان کرده است.

    62)روز هاي خدا برابر 1000 سال است يا 50000 سال؟

    و يك روز نزد پروردگارت، همانند هزار سال از سالهايى است كه شما مىشمريد! (47)سورة محمد
    امور اين جهان را از آسمان به سوى زمين تدبير مى‏كند; سپس در روزى كه مقدار آن هزار سال از سالهايى است كه شما مى‏شمريد بسوى او بالا مى‏رود. (5) سورة السجدة
    فرشتگان و روح ( فرشته مقرب خداوند) بسوى او عروج مى‏كنند در آن روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است! (4)سورة المعارج
    بالاخره کدام درست است؟ روز خدا معادل 1000 سال زميني است يا 50000 سال؟ ممکن است ادعا شود که اين ” روزها” فقط ارزش استعاري دارند و نه حسابي و تاريخي. البته اين بهانه ي خوبي براي گريز ازاين تناقض گويي نيست. اگر الله تبارک و تعالي مي خواست به استعاره رو بياورد، نيازي نبود با ذکر اعداد مختلف براي طول يک روزخدا ضد و نقيض گويي کند. توجيه بهتري که براي اين تضاد اقوال باري تعالي مي توان يافت اين است که خاتم انبياي اين موجود موهومي داراي حافظه ي ضعيفي در جعل دروغ بوده است

    63)آفرينش آسمان ها و زمين

    کدام زود تر آفريده شد؟ آسمان ها يا زمين؟ :
    او خدايى است كه همه آنچه را (از نعمتها) در زمين وجود دارد، براى شما آفريد; سپس به آسمان پرداخت; و آنها را به صورت هفت آسمان مرتب نمود; و او به هر چيز آگاه است. (29)سورة البقرة
    آيا آفرينش شما (بعد از مرگ) مشكل‏تر است يا آفرينش آسمان كه خداوند آن را بنا نهاد؟! (27)سقف آن را برافراشت و آن را منظم ساخت، (28)و شبش را تاريك و روزش را آشكار نمود! (29)و زمين را بعد از آن گسترش داد، (30)سورة النازعات
    چنان که در آيات شريفه ي بالا مي بينيد خداوند يک بار مي فرمايند که نخست زمين آفريده شد و بار ديگر حکم به تقدم آفرينش آسمان دارند. چند تبيين براي اين تناقض مي توان تصور کرد:
    - در بين اين دو وحي خداوند متوجه اشتباه لپي خود گشته و در آيه ي بعد آن را اصلاح کرده است. به هر حال زمان زيادي از آفرينش جهان ميگذرد و چه بسا حضرت حق چنان که ميگويند داراي علم مطلق نباشد، يا بر اثرکهولت سن درعقل الهي زوالي ظاهر گشته باشد. فراموش نکنيم که دست کم ده ميليارد سال (سال زميني) از عمرشريف ايشان ميگذرد.
    - حضرت خاتم الأنبياء درانتقال اين دو آيه ي وحي دچار خبط گشته اند.
    - آيات فوق توسط دو خداي متفاوت بر محمد نازل گشته اند که هر يک ادعاهاي متفاوتي در مورد آفرينش کائنات دارند.
    - کاتبان قرآن به عللي (مثلا حواس پرتي ناشي از مشکلات خانوادگي يا مالي) در هنگام ثبت اين آيات دچار اشتباه شده اند.

    64)طلوع و غروب خورشيد

    قرآن کريم به ما مي آموزد که خورشيد در برکه اي گل آلود غروب مي کند:
    تا به غروبگاه آفتاب رسيد; (در آن جا) احساس كرد كه خورشيد در چشمه تيره و گل ‏آلودى فرو مى‏رود; و در آن جا قومى را يافت; گفتيم:«اى ذو القرنين! آيا مى‏خواهى (آنان) را مجازات كنى، و يا روش نيكويى در مورد آنها انتخاب نمايى؟» (86)سورة البلد
    تا به خاستگاه خورشيد رسيد; (در آن جا) ديد خورشيد بر جمعيتى طلوع مى‏كند كه در برابر (تابش) آفتاب، پوششى براى آنها قرار نداده بوديم. (90)سورة البلد
    ظاهرا علم جديد در اين مورد در ضلالت مبين است. چرا که اولا بنا به نگرش علمي خورشيد هيچ گاه در چشمه ي گل آلودي غروب نمي کند. دوم اينکه هيچ مکان غروب يا طلوعي براي خورشيد وجود ندارد. احتمالا باور رايج در مورد کروي بودن سطح زمين غلط است وگرنه چطور ممکن بود که خورشيد طلوعگاه وغروبگاهي نداشته باشد؟
    احتمال ديگر اين است که خداوند متعال، که بنا به تعريف قادر مطلق است، تا پيش از کشفيات کپرنيک ، کپلر و گاليله جهان را مطابق هيئت قرآني مي گردانده، اما بعد به اين نتيجه رسيده که نظريه هاي اين دانشمندان بلاد کفرمدل بهتري براي تدبير امور کائنات پيش مي نهد و آنگاه به يد قادر خود سير گردش افلاک را تغيير داده است تا ايمان مؤمنان آزمايش شود. و العلم الکامل عند الله

    65) چرا خداوند ستارگان را خلق فرمود؟

    قرآن کريم با ذکر علت آفرينش ستارگان بر دانش ما مي افزايد:
    و آنها ( شهابها ) را تيرهايى براى شياطين قرار داديم، و براى آنان عذاب آتش فروزان فراهم ساختيم! (5) سورة الملك
    ما آسمان نزديك ( پايين) را با ستارگان آراستيم، (6)تا آن را از هر شيطان خبيثى حفظ كنيم! (7)آنها نمى‏توانند به (سخنان) فرشتگان عالم بالا گوش فرادهند، (و هرگاه چنين كنند) از هر سو هدف قرارمى‏گيرند! (8)سورة الصافات
    خداوند شهاب ها را آفريد تا چون موشک هايي عليه شياطين به کار روند. و به همان سيره ي قدسيه ، وزارت محترم دفاع جمهوري اسلامي ايران به حول و قوه ي الهي موشک شهاب 3 را براي دفع فتنه و فساد صهيونيسم و استکبار جهاني ساخت.

    66)آسمان چيزي نيست به جز سقف يا سايباني بر روي زمين:

    آسمان را سقف محفوظى قرار داديم; ولى آنها از آيات آن روى‏گردانند. (32)سورة الأنبياء
    (او) آسمانها را بدون ستونى كه آن را ببينيد آفريد… (10)سورة لقمان
    آن كس كه زمين را بستر شما، و آسمان را سقفى بالاى سر شما قرار داد…(20) سورة البقرة
    حتما اصطلاح “آسمان جُل” را شنيده ايد. معلوم ميشود که اين استعاره ريشه ي قرآني دارد. خداوند متعال نيزآسمان را جُلي توصيف مي فرمايند که براي حفاظت ما بر سر ارض کشيده شده. در مورد اينکه “حفاظت از چه؟” بين علما اختلاف نظر هست. اما آنچه اين آيه بر ما مبرهن ميکند اين است که ما همگي آسمان جّل هستيم.
    اين آيه دريچه ي ديگري نيز بر روي معرفت کيهان شناسي ما مي گشايد: آسمان ستون هايي ناديدني دارد که با پيشرفته ترين ابزارهاي علمي نيز ديده نمي شوند و قابل رديابي نيستند.
    آيا باز هم شک داريد که قرآن کريم سرشار از درّ و گهرهاي علمي است؟

    67)سقف آسمان به زلزله ي قيامت فرو مي ريزد:

    و آسمان گشوده مى‏شود و بصورت درهاى متعددى درمى‏آيد(19)سورة النبأ
    آن زمان كه آسمان از هم شكافته شود، (1)سورة الإنفطار
    هشدار ايمني : ذات اقدس باري تعالي قادراست علاوه بر تمام بلاياي طبيعي شناخته شده، با شکافتن و فروريختن سقف آسمان نيز ما بندگان گناهکار را به سزاي اعمال پليدمان برسانند. فأعتبروا يا اولي الأبصار!

    68)چرا زمين (مانند فرش) مسطح است و نه(مانند توپ) کروي؟

    و زمين را گسترديم; و در آن كوه‏هاى ثابتى افكنديم; و از هر گياه موزون، در آن رويانديم; (19) سورة الحجر
    آيا زمين را محل آرامش (شما) قرار نداديم؟! (6)و كوه‏ها را ميخهاى زمين؟! (7)سورة النبأ
    خداوند اطمينان مي دهد که زمين مانند فرشي مسطح است و کوه ها براي آن که زمين با ما نلرزد بر زمين کوبيده شده اند. تبارک الله احسن الخالقين!
    نتيجه ي علمي: اباطيل زمين شناسان در مورد گسل ها را فراموش کنيد و خانه هاي خود را کنار کوه ها بنا کنيد. باشد که اين ميخ هاي زمين، شما را از بلاي زلزال در امان دارند. و چه کم اند پند گيرندگان!
    اعتماد به هواشناسي و سونوگرافي؟ هرگز!
    آگاهى از زمان قيام قيامت مخصوص خداست، و اوست كه باران را نازل مى‏كند، و آنچه را كه در رحم‏ ها(ى مادران) است مى‏داند… خداوند عالم و آگاه است(34)سورة لقمان

    69)انسان از خون لخته شده آفريده شده است

    اگر باور نداريد که کتاب زيست شناسي دبيرستان شما سرشار از مزخرفات است آيه ي زير را بخوانيد:
    سپس نطفه را بصورت علقه ( خون بسته)، و علقه را بصورت مضغه ( چيزى شبيه گوشت جويده شده)، و مضغه را بصورت استخوانهايى درآورديم; و بر استخوانها گوشت پوشانديم; سپس آن را آفرينش تازه ‏اى داديم; پس بزرگ است خدايى كه بهترين آفرينندگان است! (14)سورة المؤمنون

    70)مبدع ماکياوليسم کيست؟

    غالباً ادعا ميکنند که ماکياولي اولين نظريه پرداز ددمنشي و بي اخلاقي سياسي است. اما با کمي تدبّر درآيات کريمه ي قرآن درمي يابيم که همانا حضرت عُمر بن خطّاب راست گفت که: نيست معرفت مفيده اي مگر آنکه در قرآن يافت شود. اگر شک داريد آيات ذيل را ملاحظه فرمائيد، به نظرتدقيق:
    در قبول دين، اكراهى نيست. (زيرا) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است. بنابر اين، كسى كه به طاغوت ( بت و شيطان، و هر موجود طغيانگر) كافر شود و به خدا ايمان آورد، به دستگيره محكمى چنگ زده است، كه گسستن براى آن نيست. و خداوند، شنوا و داناست. (256)سورة البقرة
    با كسانى از اهل كتاب كه نه به خدا، و نه به روز جزا ايمان دارند، و نه آنچه را خدا و رسولش تحريم كرده حرام مى‏شمرند، و نه آيين حق را مى‏پذيرند، پيكار كنيد تا زمانى كه با خضوع و تسليم، جزيه را به دست خود بپردازند! (29) سورة التوبة
    (اما) وقتى ماه هاى حرام پايان گرفت، مشركان را هر جا يافتيد به قتل برسانيد; و آنها را اسير سازيد; و محاصره كنيد; و در هر كمينگاه، بر سر راه آنها بنشينيد! هرگاه توبه كنند، و نماز را برپا دارند، و زكات را بپردازند، آنها را رها سازيد; زيرا خداوند آمرزنده و مهربان است! (5)سورة التوبة
    هنگامى كه با كافران در ميدان جنگ روبه‏رو شديد گردنهايشان را بزنيد، (و اين كار را همچنان ادامه دهيد) تا به اندازه كافى دشمن را در هم بكوبيد; در اين هنگام اسيران را محكم ببنديد; سپس يا بر آنان منت گذاريد (و آزادشان كنيد) يا در برابر آزادى از آنان فديه ( غرامت) بگيريد; (و اين وضع بايد همچنان ادامه يابد) تا جنگ بار سنگين خود را بر زمين نهد، (آرى) برنامه اين است! و اگر خدا مى‏خواست خودش آنها را مجازات مى‏كرد، اما مى‏خواهد بعضى از شما را با بعضى ديگر بيازمايد; و كسانى كه در راه خدا كشته شدند، خداوند هرگز اعمالشان را از بين نمى‏برد! (4)سورة محمد
    و آنها را هر كجا يافتيد، به قتل برسانيد! و از آن جا كه شما را بيرون ساختند ( مكه)، آنها را بيرون كنيد! و فتنه از كشتار هم بدتر است! و با آنها، در نزد مسجد الحرام (در منطقه حرم)، جنگ نكنيد! مگر اينكه در آن جا با شما بجنگند. پس اگر (در آن جا) با شما پيكار كردند، آنها را به قتل برسانيد! چنين است جزاى كافران! (191)سورة البقرة
    اى پيامبر! مؤمنان را به جنگ با کافران تشويق كن(65)سورة الأنفال

    علماي اَعلام با بياني بليغ ادعا مي کنند که اسلام دين صلح است و اجباري در آن نيست. با اين حال برخي ناآگاهان سئوال ميکنند که پس چرا مجازات کافر در اسلام مرگ است؟
    جواب: اين مسلماً به معناي خشونت و ددمندشي اين دين مبين نيست. فسلفه ي کشتن کفّار اين است که خداوند رحمان رحيم بسي مشتاق آن است که با گرفتن جان کفّار آنان را از پرداختن به معصيت فزون تر در اين عالم فاني ولذا گرفتاري به عقوبت سخت تر در عالم باقي باز دارد.
    همچنين پروردگار عالم در بسياري آيات مي فرمايند که قرآن را به زباني ساده و روشن فرو فرستاده اند چنان که فهم آن براي اعراب بيابان نيز مشکل نخواهد بود:

    ما آن ( قرآن) را بر زبان تو آسان ساختيم، شايد آنان متذكر شوند! (58 )سورة الدخان

    بنابراين نبايد خيره سرانه انديشيد که آياتي که به مذاق ضائع گمراهان و کفّار خوش نمي آيد استعاره اي اند و نبايد با ميزان صدق سنجيده شوند.

    کلام آخر

    قرآن کريم سرشار از بي دقتي ها، تناقض ها، ناهمسازي ها، حشوها و غيره است. فرد مي تواند صد ها مورد از اين تناقضات/اشتباهات/ناهمسازي ها را در قرآن بيابد. موارد بالا مشتي بود نمونه ي خروار. با اين حال هنوز هم قرآن براي اهل ايمان کسان معجزه اي مي نمايد. آيا اين خود معجزه نيست؟

  5. شاهین خبازی می‌گه:

    اینجا دست به کار جالبی زده اید خفقان اطلاعات
    به این معنی که هزاران دروغ و کذب را یکجا اورده اید که ما حوصله پاسخ نداشته باشیم تا اگر کسی این ها را خواند بگوید عجب دین پر تناقضی!!! اما برادر من وقتی این ها را خواندم نمیدانم چرا خندم گرفت چون روی مسایلی دامن گذاشته اید که جوابشان خیلی اسان و پیش پا افتاده است مثلا اینکه قران یه جا گفته عزرائیل قبض روح میکند و یه جا گفته خدا خوب دوست عزیز این کجایش تناقض است فرشته مرگ هرکاری می کند با اذن و دستور او این کاز را میکند
    فرض کنید رئیس جمهور به وزیرش یک دستور دهد و بگوید لایحه ایکس را اجرا کن
    حالا یکبار بگوییم وزیر لایحه ایکس را اجرا می کند و یکجا بگوییم رئیس جمهور لایحه ایکس را اجرا میکند خوب عجب تناقضی!!!!!

    اما تصمیم گرفتم نه به خاطر شما بلکه به خاطر سایر حق جویانی که به این جا می ایند و تلاش می کنند که به حقیقت برسند نه مثل شما که با تعصب بر خورد میکنید هر بار پاسخ یک اشکالتان را به ترتیب بدهم تا همگان ببینند که ان ها دروغ و اشتباهی بیش نیست پس به زودی تک به تک و تدریجی پاسخ های این ایراد را خواهم داد

  6. شاهین خبازی می‌گه:

    ما هم می توانیم اینگونه به اصطلاح ایراد به کتاب مقدس بکیریم اما این ها ایراد نیستند و ما ان را می دانیم!!!

    مثلا این طوری ایراد بگیریم:

    بالاخره گوینده زبان کیست؟
    روح پدر
    انجیل متی فصل 10 شماره 20:زیرا گوینده شما نیستید بلکه روح پدر شما در شما گوینده است
    یا خود انسان (متی فصل 10 شماره 27)

    حالا شما در برابر این ایراد من چه می گویید ؟ ایا نمی خندیید!!

  7. مریم می‌گه:

    تناقضات عهد جدید

    نسب حضرت مسیح (ع)

    یکی از اشکالاتی که به انجیل میشود بحث نسب نامه عیسی مسیح است در دو انجیل لوقا و متی نسب نامه حضرت عیسی ذکر شده و در هر دو عیسی فرزند داود شناخته میشود ولی در انجیل متی عیسی ناتان به داود میرسد و در انجیل لوقا از سلیمان به داود میرسد با وجود اینکه ناتان و سلیمان دو برادر بودند چگونه میشود یک نفر از نسل دو برادر با هم باشد ؟

    1ـ یسی پدر داود پیغمبر بود و داود پدر سلیمان بود. (متی 1 : 6)

    2ـ پدر ناتان، داود بود. 32 پدر داود، عیسی بود. (لوقا 3 : 31)

    چند روز بعد (شش یا هشت)

    در اناجیل پس از نقل داستان غذا دادن عیسی به 5000 نفر با دو نقل متفاوت نقل میکنند که چند؟ روز بعد عیسی در بالای کوهی با الیاس و موسی ملاقات کرد در اینکه این اتفاق ملاقات با موسی در کوه چند روز پس از غذا داده به 5000 نفر رخ داده دو انجیل لوقا و مرقس دو نقل متفاوت دارند

    1ـ شش روز بعد، عیسی با پطرس، یعقوب و یوحنا به بالای تپه ای رفت. کس دیگری در آنجا نبود. ناگاه صورت عیسی به طرز پرشکوهی شروع به درخشیدن کرد، 3 و لباسش درخشان و مثل برف سفید شد. (مرقس 9 : 2)

    2ـ هشت روز پس از این سخنان، عیسی به همراه پطرس، یعقوب و یوحنا، بر فراز تپه ای برآمد تا دعا کند. 29 به هنگام دعا، ناگهان چهره­ی عیسی نورانی شد و لباس و از سفیدی، چشم را خیره می کرد. (لوقا 9 :28)

    پطرس عیسی را به چه کسانی انکار کرد

    عیسی مسیح قبل از دستگیری پیش گویی کرد که پطرس سه بار مسیح را انکار میکند و این سه بار قبل از بانگ خروس است و هنگامی که طبق نقل اناجیل مسیح دستگیر شد پطرس به جمع یهودیان نفوذ کرد و یهودیان در سه مرتبه به وی مشکوک شدند و در هر بار پطرس انکار کرد که از یاران مسیح است و نکته قابل توجه در مرتبه دوم است که هر کدام از اناجیل نقلی متفاوتی دارند

    متی این گونه نقل میکند بار اول: به يک کنيز ؛ بار دوم: به کنيزي ديگر و بار سوم: جمعي از مردم (آنانکه ايستاده بودند) (متي 26:69 تا 26:73)

    مرقس چنین میگوید بار اول: به يک کنيز (از کنيزان رييس کهنه)؛ بار دوم: به همان کنيز و بار سوم: جمعي از مردم (حاضرين) (مرقس 14:66 تا 14:71)

    و لوقا نیز اینگونه مینویسد بار اول: به يک کنيز ؛ بار دوم: به يک مرد و بار سوم: به مردي ديگر (لوقا 22:54 تا 22:60) ارباب کلیسا در برخی از این موارد سعی در توجیه این تناقضات کردند و در برخی که هیچ راه توجیهی وجود نداشت اشتباه را به گردن نسخه نویسان کتاب مقدس انداختند اشتباهی که در همه نسخه ها تکرار شده و برای این سوال پاسخی نمی دهند که اگر نسخه نویس در یک مورد بتواند در کتاب مقدس دست ببرد و رد پایش باقی بماند آیا در موارد دیگر هم احتمال نمی رود چنین کاری انجام دهد . لازم به ذکر است که برخی از تناقضات کتاب مقدس چنان توجیه ناپذیر است که بسیاری از اندیشمندان مسیحی چاره ای از پذیرش آن ندارند و می گویند ما وقتی کتاب مقدس را می خوانیم به تناقضات آن کاری نداریم و روح و پیام کتاب را دریافت می کنیم و وجود چند تناقض به روح کتاب آسیب نمی زند در حالی که ایشان روح و پیام کتابی را دریافت می کنندکه یقینا و به اعتراف خودشان قسمت هائی از آن تحریف شده و کلام خداوند نیست و چگونه به پیام چنین کتابی می توان اعتماد نمود ؟ کتابی که دست بشر در آن مشهود است

    مسیح چند روز در قبر بود

    (سه روز و سه شب یا دو شب و یک روز )

    در اناجیل عیسی مسیح در باره مرگ خود پیش گویی میکند

    ((همانطور که یونس سه روز و سه شب در شکم ماهی بود پسر انسان (خود عیسی مسیح) هم سه شبانه روز در زمین خواهد بود)) (انجیل متی 40)

    ولی وقتی اناجیل داستان به صلیب کشیده شدن مسیح را نقل میکنند چنین گزارش میدهند که مسیح جمعه به صلیب کشیده شد (متی 25:27-46) و در غروب آن روز وی را دفن کردند و صبح زود یکشنبه وقتی بر سر قبر وی آمدند قبر را خالی یافتند (متی 6:28) در نتیجه کل مدت اقامت مسیح در قبر دو شب کامل و یک روز کامل بوده در حالی که طبق پیشگویی خود عیسی مسیح باید سه شب و سه روز کامل در قبر بماند .

  8. مریم می‌گه:

    آیا هرودیس (Herod) کودکان رو کشتار کرد؟

    در انجیل متی 2:16 تا 2:18 آمده است وقتی هردویس در مورد پیشگویی تولد مسیح از منجمین زرتشت شنید دستور دارد تمام کودکان ذکور زیر دو سالی که در بیت لحم و نواحی اطراف آن بودند رو به قتل برسونند.

    تناقضات با اناجیل دیگر

    1- فقط متی به کشتار کودکان به دستور هرودیس اشاره کرده و در اناجیل دیگر هیچ اشاره ای به این نشده. در حالی که کشتار کودکان بسیار رخدادی قابل اهمیت، مهم، و غم انگیز است که سالها در اذهان مردم می ماند و فراموش نمی شود. این ادعای متی خیلی مشکوک به نظر میاد. منطقی هم به نظر نمیاد که چنین رخداد مهمی رو سه نویسنده دیگر انجیل از قلم انداخته باشند.

    متی هدفش از بیان این قضیه این بوده که ثابت کنه پیشگویی ارمیا نبی (31:15) در مورد عیسی مسیح بوده است. آیه اینطور آمده: خداوند چنین می گوید آوازی در رامه شنیده شد ماتم و گریه بسیار تلخ که راحیل برای فرزندان خود گریه می کند و برای فرزندان خود تسلی نمی پذیرد زیرا که نیستند. خیلی دور از ذهن و مشکوک به نظر میاد که این آیه پیشگویی مسیح باشه چون بسیار مبهم است و اشاره ای به کشتار کودکان ندارد. آنجا که میگه راحیل برای فرزندان خود گریه می کند اشاره به راحیل (همسر یعقوب) و مادر بنیامین و یوسف است که فرزندانش در مصر زندانی شدند.

    2- متی در 2:14 این طور میگه: و چون ایشان روانه شدند فرشته خداوند در خواب به یوسف ظاهر شده گفت بر خیز و طفل و مادرش را برداشته به مصر فرار کن و در آنجا باش تا به تو خبر دهم زیرا هرودیس طفل را جستجو خواهد کرد تا او را هلاک نماید. و در 2:16 این طور میگه: و تا وفات هردویس آنجا بماند تا کلامی که خداوند به زبان نبی گفته بود تمام گردد که از مصر پسر خود را خواندم. و در 2:22 که در مورد برگشتن یوسف (به همراه مریم و عیسی) صحبت می کنه اینطور میگه: و آمده در بلده مسمی به ناصره ساکن شد تا آنچه به زبان انبیاء گفته شده بود تمام شود که به ناصری خوانده خواهد شد.

    هیچ کدام از این چیزهایی که متی در انجیلش آورده (سوء قصد به جان عیسی توسط هرودیس و فرار به مصر و بازگشت از مصر) در اناجیل دیگر نیامده اند. به نظر میاد متی این داستان رو بافته باشه تا به هر طریق ممکن ثابت کند انبیاء دیگر آمدن عیسی را پیشگویی کرده اند.

    تناقضات با تاریخ و مستندات تاریخی

    3- مسئله ای که خیلی داستان متی را مشکوک تر از قبل جلوه میده این است که هرودیس در سال چهارم قبل از میلاد درگذشته است! چطور ممکن است که هرودیسی که مرده بود دستور قتل کودکان ذکور رو صادر کنه؟

    4- فلاویوس جوزفوس (Flavius Josephus) مورخ باستانی که تمام اعمال و خشونت های هرودیس رو ریز به ریز و با دقت و موشکافی عجیبی نوشته اصلا به کشتار کودکان به دستور هرودیس هیچ اشاره ای نکرده.

    شباهت به ناجیان و مسیح های قوم های دیگر

    5- شباهت زیادی بین آنچه که متی ادعا کرد با باورهای ادیان پیش از عیسی وجود دارد. در این ادیان نیز به مسیح یا ناجی شان هنگام تولد سوء قصد می شود یا کودکان ذکور رو به قصد از بین بردن “مسیح یا ناجی” به قتل می رسانند مثل موسی، هرکول، سارگون و ..

  9. یارعلی می‌گه:

    بنام خدا
    مقاله رد انجیل برنابا را بنده طی 14 مقاله
    در وبلاگ جواب داده می توانید مراجعه کنید

    2-تناقضاتی که به قران وارد کرده اید وارد نیست زیرا مغالطه در آنها وجود دارد
    مثلاً فرو رفتن خورشید در اب گل آلود احساس ذوالقرنین بود نه حرف قران
    وجد= یافت که خورشید در آبی گل الود فرو می رود
    نکته مهم این عبارت اشتباه علمی نیست احساس اشتباه بود که شاید قران می خواهد بفهماند که ذوالقرنین پیامبر نیست زیرا اشتباه دارد می کند

    -و همیمن طور مطلب دیگر
    کسی دوست داشت بیاید وب خودم یا با ایمیل خودم تا مفصل جواب این شبهات را به ایشان بدهیم
    اما در کتاب مقدس تناقض فراوان است در پست بعدی

  10. یارعلی می‌گه:

    پست ترین جای زمین
    در اولین آیات این سوره مبارك كه با حروف رمز آغاز می‌شود آمده است: «الم *غلبت الروم *فی ادنی الارض … الخ».
    در این آیه وجوه اعجاز علمی قرآن در «ادنی الاقرب» با بررسی‌های علمی اثبات شده است.

    بر اساس این گزارش پس از گذشت چهارده قرن از نزول قرآن كریم، محققان علم جغرافیا دریافتند كه گودترین و پایین‌ترین منطقه روی زمین «بحر المیت» و این محل همان منطقه‌ای است كه جنگ بین پارس و رم در آن واقع شد؛ جالب آنكه در قرآن كریم به این قضیه اشاره شده است.
    «ادنی» در زبان عربی به معنی «گودترین و پست‌ترین» به كاربرده می‌شود.

    http://www.*************.aspx

    دايره المارف بزرگ اسلامي مي نويسد:

    ؛ عمق‌ آن‌ بين‌ 383 متر در شمال‌ تا حدود يك‌ متر در جنوب‌ در نوسان‌ است‌ (خمار، همانجا). اين‌ درياچه‌ كه‌ در پست‌ترين‌ سطح‌ خشكيهاي‌ جهان‌ قرار گرفته‌ (گوبزر، 7 )، در حدود 397 متر پايين‌تر از سطح‌ دريا واقع‌ است‌ («دائرةالمعارف‌»، همانجا) و با توجه‌ به‌ نوسان‌ سطح‌ آب‌، تا 432 متر زير سطح‌ دريا نيز مى‌رسد (خوري‌، .(49 بحرالميت‌ هيچ‌گونه‌ خروجى‌ ندارد (هلد، .(

    مفسيرين در گذشته اكثرآ ادني الارض را نزديك ترين زمين به عربستان يا ايران يا روم و ايران با اختلاف نقل نموده اند. اما در روايتي از امام چنين امده است :

    4- في روضة الكافي ابن محبوب عن جميل بن صالح عن أبى عبيدة قال: سألت أبا جعفر عليه السلام عن قول الله عن ذكره: «الم غُلِبَتِ الرُّومُ فِي أَدْنَى الْأَرْضِ» قال:

    فقال: يا با عبيدة ان لهذا تأويلا لا يعلمه الا الله و الراسخون في العلم من آل محمد صلى الله عليه و آله

    تفسير منهج الصادقين في إلزام المخالفين، ج‏7، ص: 157

  11. یارعلی می‌گه:

    در سال ۶۱۴ میلادی، در کنار این دریاچه نبردی میان ارتش ساسانی به پادشاهی خسرو دوم و ارتش روم به پادشاهی هراکلیوس در گرفت که در نتیجه‌ی آن روم شکست سنگینی خورد و اورشلیم توسط ایرانیان تصرف شد.

    این پیروزی پس از تصرف سوریه توسط ایران و آخرین پیروزی مهم ساسانیان بر روم بود. در قرآن به این نبرد به این شکل اشاره شده: «غلبت الروم فی ادنی الارض» یعنی «روم شکست خورد، در پست‌ترین زمین.

    __________________
    منبع:
    http://www.**************=40375

  12. یارعلی می‌گه:

    http://***************.aspx
    زوجیت گیاهان در قران
    http://***************.aspx

    ابیاری بارانی و افزایش محصول در قران
    اضافه شدن محصول در اثر باران (و آبیاری بارانی)…

    مانند باغی است در که در نقطه بلندی باشد وبارانهای درشت به آن برسد

    ومیوه خود را دو چندان بدهد…بقره/5

    می دانیم که در علم امروز آب یاری بارانی محصول را بیشترمی کند زیرا

    برگها شسته می شوند وفتوسنتز بهتر صورت می گیرد و از طرفی جای

    بلند باعث می شود که گرده های نردرختان در اثر باد در هوا حرکت کرده و

    ممکن است دره ها مانع باشند به درختان داخل دره نرسد وگرده ها به

    داخل دره هدایت نشود اما روی درختانی که در بلندی هستند به راحتی می

    نشیند ومیوه بیشتر می دهند.

    بنده شفاها از افراد شنیده ام که با ابیاری بارانی سیب زمینی از دو برابر تا چند برابر افزایش می یابد .

    فایده های ابیاری بارانی

    این را از یک وبلاگ می آورم :

    16- آبیاری بارانی کمّیت وکیفّیت محصول رابهبود می بخشد.

    17- آبیاری بارانی به علت انجام عمل شستشو،پاره ای آفات رامی شویدو خطر آنهاراتقلیل می دهد،یا ازبین می برد.

    18- آبیاری بارانی ازتجمع نمک درسطح خاک جلوگیری می کند،ولذابرای جوانه زنی بذور هیچگونه مشکلی پیش نمی آید.

    منبع:

    وبلاگ محمد حسن نادریسی کشاورزی؛آب-خاک-زراعت
    علمی – خبری – تحلیلی

  13. یارعلی می‌گه:

    در کتاب مقدس تناقضات زیاد است
    یهویاکین 8 ساله بود که پادشاه شد
    یهویاکین 18 ساله بود که پادشاه شد
    کدامیک درست است ؟
    یکبار بیشتر هم پادشاه نشده است

  14. یارعلی می‌گه:

    کلیسا ی تهران گفته بودکه تناقض دارد دو مطلب پایین

    ۵۰) اجنه و انسانها برای پرستش بوجود آمدند یا برای دوزخ؟

    فقط برای خدمت و پرسیتش خدا بوجود آمده اند (سوره ۵۱، آیه ۵۶) اما بسیاری از آنها برای جهنم ساخته شده اند (سوره ۷ آیه ۱۷۹
    ………………………..
    جواب:اصل خلقت برای بندگی بوده ولی کثیری این کار را انجام نمی دهند پس در نتیجه جهنمی می شوند
    این تناقض نیست . گاهی در گزارش فوتبال گزارشگر می گوید فلانی شوت زد تا این توپ به اوت بره این یک تکلم عرفیه که نتیجه کار را به خود شخص نسبت می دهند و در اصلاح اسناد مجازی نامیده می شود

  15. یارعلی می‌گه:

    گايسلردر پاسخ به اتهام ص 42-43 معتقد است كه در 5366ر نسخه يوناني از عهد جديد مطلقا يك نسخه دست نويس وجود ندارد كه كلمه پريكليتوس (periclytos) به معناي ستوده امده باشد بلكه parclytos) به معناي تسلي دهنده و مدافع و نه محمد يا هر شخص ديگري آمده است

    اين سخن ايشان با مداركي كه در ذيل ارائه مي گردد نقض مي گردد.

    1-علزعوير كه نسخه يوناني را ترجمه كرده به عبري به جاي كلمه پارقليط كلمه پرقليط ذكر كرده كه عبري شده پريكليتوس است. نكته مهم اين است كه ايشان هيچ گونه علامت پرانتز يا گيو مه را در اينجا به كار نگرفته زيرا كه قرار گذاشته است كه اگر مطلبي در نسخه هاي تصديق شده نبود پرانتز و اگر اصلاً در نسخه هاي قبلي نبود از گيومه استفاده كند . وچون در اينجا از هيچ كدام استفاده نكرده است يعني در نسخه هاي تاييد شده يوناني بريكليتوس بوده و لذا از پرقليط استفاده كرده است كه به معناي احمد و محمد است

    جعفر سبحاني احمد است نه تسلي دهنده صص 9-1 به نقل از ترجمه ف.ف دعلطيش، ط 16 ، برلين 1901 انتشارات بريتيش اندفون بيبل سوسائيتي

  16. یارعلی می‌گه:

    کشیش دو دینه: ادامه می‏دهم!

    یک راهبه مسیحی که به اسلام هم علاقه دارد تصمیم گرفت که مسیحیت و اسلام را همزمان به پیش ببرد اما نه به عنوان کشیش.

    به گزارش پایگاه اطلاع‏رسانی دانشگاه ادیان، «آنا هولمز ردینگ»، راهبه مسیحی که به دلیل علاقه به اسلام، از سوی واتیکان تحت فشار قرار گرفته و بطور موقت از کشیش بودن خلع شده، می‏گوید که می‏تواند هر دو دین را با هم یکی کند و این موضوع را در کتاب خود نیز تشریح کرده است.

    قرار است وی کتاب جدید خود را تحت عنوان “بیرون از تاریکی، درون روشنایی: هدایت معنوی در قرآن با تأثیرات آن از منابع یهودی و مسیحی”، ماه آینده میلادی در سیاتل معرفی کند.

    هولمز ردینگ که بیست و پنجمین سال کشیشی خود را سپری می‏کند در اعتقاد خود به هر دو دین ثابت قدم است. کلیسا به وی شش ماه فرصت داده بود که با خود کنار بیاید و یکی از دو دین را انتخاب کند. این مهلت در ماه آوریل به پایان رسید. در آن زمان، وی توسط کلیسا خلع لباس شد و از آن زمان تاکنون او در واشنگتن به سر می‏برد.

    بر اساس تصمیم یک کمیته کلیسایی، «آنا هولمز ردینگ» که به “دو دینه” مشهور شده از اکتبر سال 2008 به مدت شش ماه از مقام کشیشی خلع شده است.

    گفتنی است «گرالین ولف»، اسقف “رود آیلند” در ایالت “نیوانگلند” به او گفته است که نمی‏تواند هر دو دین را همزمان به پیش ببرد و او را در صورت تکذیب نکردن دین اسلام به عزل از مقام کشیشی تهدید کرده است.

    منبع: دانشگاه ادیان

  17. یارعلی می‌گه:

    نقد تولد دیگر اقای شفا -
    نقد کتاب تولدی دیگر شجاع الدین شفا (نام کتاب دین ستیزی نافرجام)اثر مصطفی حسینی طباطبایی – دانلود کنید

  18. یارعلی می‌گه:

    ۱۳۹۰ در t ۰۷:۲۲
    نقد تولد دیگر اقای شفا –
    نقد کتاب تولدی دیگر شجاع الدین شفا (نام کتاب دین ستیزی نافرجام)اثر مصطفی حسینی طباطبایی – دانلود کنید

    amp;PageIndex=0

    نقد تولد دیگر اقای شفا –نقد کتاب تولدی دیگر شجاع الدین شفا (نام کتاب دین ستیزی نافرجام)اثر مصطفی حسینی طباطبایی – دانلود کنید

    نقد تولد دیگر اقای شفا –نقد کتاب تولدی دیگر شجاع الدین شفا (نام کتاب دین ستیزی نافرجام)اثر مصطفی حسینی طباطبایی – دانلود کنید

  19. یارعلی می‌گه:

    داوینچی بر ظهور اوصاف پاراکلیتوس یا پریکلیتوس فقط در پیامبر اسلام(ص
    داوینچی بر ظهور اوصاف پاراکلیتوس یا پریکلیتوس فقط در پیامبر اسلام(ص)

    برخی از مفسّـرین انجیل، لــفــظ

    پاراکلیتوس یا پریکلیتوس مذکور را تفسیر کردنـد

    به “روحُ القدُس” ! حال آنکه خود، اعتراف دارند

    که بشر عادی نمیتواند وی را ببیـند، مگـر نـُدرَتـاً.

    پس چقدرابلهانه است که حضرت مسیح، ما را به

    آمدن او(که دیدنش ممکن نیست)بشارت داده باشد!

    به عِلاوه ، در رسالۀ مُکاشفۀ یوحَنـّا- کـه دراواخر

    انجیل آمده است (1)، علامت شناسائی پریکلیتوس

    (فِرقلیط) را این قرار داده که “امین” نـیز نام دارد

    وبه “عدل” پیکار می کند؛ و این صفات وعلامات،

    در غیر پیامبر اسلام(ص) یافت نشده است.

    ___________________________

    1- باب 19 – آیۀ 11.
    + نوشته شده در 2009/2/12ساعت 1:54 AM توسط روزبه کاظمی

    25- داوینچی میگوید که پاراکلیتوس و پریکلیتوس و اوصاف آندو، تنها بر محمد(ص) صدق میکند

    بعِلاوه، صرف نظـر از کتاب آسمانی قرآن، ایـن

    صفات نیکو(که در انجیل آمده اند وگذشت…)،در

    هیچ فـردی جز پیامبر اسلام(ص)، صدق نمیکند؛

    چه پاراکلیتوس(:بشارت دهنده)وچه پـِریکلیتوس

    (:ستوده تر) [لقب این شخص باشد].

    واین کشیش(که لفظ پریکلیتوس را به پاراکلیتوس

    تحریف میکـرد) و امثال او، ازهمان گروه اند که

    قرآن شما وما، آنهـا را ” تحریف گـر” معـرّفـی

    میکند، و تو (:مقدّس اردبیلی) در کتابت (: حدیقة

    الشـّیعة) بیان داشته ای(1).

    _____________________________

    1-ظاهراً درهمان جلد اول حدیقة الشیعهاست که

    خبری ازآن نداریم.اما درچند موضع قرآن مجید،

    به این موضوع اشاره شده است؛ از آن جمله:

    *** أفـَتـَطمَعونَ أن یُؤمِنوا لـَکـُم؟ وقـَد کانَ فریقٌ

    مِنهُم یَسمَعـُونَ کلامَ اللهِ ثـُمَّ یُحَرِّفونـَهُ مِن بَعـدِ ما

    عَقـَلوهُ، و هُم یَعلـَمونَ ! = آیا طمع دارید که آنها

    بدیـن شما ایمان آورند؟ حال آنکه بتحقیق،گروهی

    ازآنان می شنیدند کلام خدا را، سپس آنرا تحریف

    میکردند، پس ازآنکه کاملاً آنرا میـفهمیدند؛ وخـود

    نیـز(به این کار زشتشان) آگاه بودند! (بقره،75).

    *** فـَوَیـلٌ لِـلـَّذینَ یَکـتـُبونَ الکـتـابَ بـِأیـدیهـِـم و

    یَقولونَ:هَذا مِن عِندِ اللهِ! لِیَشتـَرَوا بهِ ثـَمَناً قلیلاً؛

    فـَوَیـلٌ لـَهُـم مِمّا کـَتـَبَـت أیدیهـِم و وَیـلٌ لـَهُم مِمّا

    یَکسِبونَ! = پس وای برآن کسانی که می نویسند

    نوشتـه ای را(در کتاب آسمانی) با دست خودشان

    وآنگـاه (به مردم) میگویند: این ازجانب خداست!

    تا بدین وسیله، به مال و منفعتی ناچیز (درمقابـل

    آخرت) دست یابند؛ پس وای بر آنها، ازآنـچه که

    دستانشان مینویسد،ووای برآنها ازآنچه که کـسب

    می کنند! (سوره بقره، آیه 79). روزبـه کاظمی.
    + نوشته شده در 2009/2/8ساعت 10:25 AM توسط روزبه کاظمی

    24- مسیحیان غافل بوده اند از اینکه تحریف لفظ پریکلیتوس به پاراکلیتوس نتیجه ای ندارد!

    و این همان چیزیـست که درجلد اوّل کتاب خودت

    (حدیقة الشیعة) گفته بودی که درقرآنآمده است(1)

    وآن کشیش متعصب بی مغز، که مشغـول حکـّاکی

    وتحریف آن لفظ(پریکلیتوس)درانجیل یونانی بود،

    غافل بود ازایـن که گویا خداوند،درهمین بخش از

    قرآن شما و ما(1)، پیش بینی عمل او (: تحریف

    لفظ پریکلیتوس به پاراکلیتوس) را کرده،وبا لفظ

    مژده وبشارت(2) بیان داشته که عیسی مسیح(ع)

    بشارت میدهد به آمدن پیامبراسلام(ص)، که حتی

    لفظ “پاراکلیتوس” نیـز که بمعنی”بشارت دهنده”

    است، بازهم در مـورد پیامبر اسلام(ص) صادق

    باشد! چون گرچه خود مسیح به آمدن او بـشارت

    میدهد، ولیکـن هنگامی که او(:پیامبر اسلام-ص)

    آمد،”بشارت مسیح(ع)”را که از قبل داده بود، با

    ظهورخودش، مُحَقـَّق وآشکار ساخت؛ لذا، بازهم

    پیامبر اسلام(ص) “بشارت دهنده” (پاراکلیتوس)

    می شود(3).

    __________________________

    1-وَ إذ قالَ عیسَی بنُ مریمَ:یا بنی إسرائیلَ! إنـِّی

    رسولُ اللهِ إلـَیکُم مُصَدِّقاً لِما بَینَ یَدَیَّ مِنَ التـَّوراةِ

    و مُبَشـِّراً بـِرَسول ٍ یَـأتِی مِـن بَعـدی، اسمُهُ أحمَدُ

    =ویاد کن هنگامی که عیسی پسرمریم(ع) گـفت:

    ای بنی اسرائیل!من رسول خدا بسوی شما هستم

    در حالی که تصدیق میکنم کتاب آسمانی پیش از

    خودم، تورات(موسی -ع) را، و درحالی که شما

    را بشارت میدهم به رسولی پس ازخودم،که نام

    او احمد(ستوده تر:پریکلیتوس) است(صَفّ،6).

    2-یعنی لفظ اسم فاعل عربی مُبَشـِّراً، دراین آیه.

    3- یـعــنـی: هرگاه کسی به آمدن دیگری بشارت

    میدهد، آن دیگری، خود نیز با آمدنش بشارت به

    کسانی میدهد که آن بشارت را از اوّلی شنیده اند.
    + نوشته شده در 2009/2/6ساعت 3:16 AM توسط روزبه کاظمی

    23- چگونگی آشنائی لئوناردو داوینچی با انجیل بارنابا (برنابا) و خرید نسخۀ آن به بهای گران

    سپس به راهب مغربی گفتم که می خواهم انجیلی

    اصیل، در این شهر(رم) برای من(داوینچی) پیـدا

    کنی ؛ وهراندازه بها داشته باشد، میخرم و پولـش

    را بتو میدهم!

    راهب مغربی،دوهفتۀ بعد،انجیلی از پوست آهـوی

    همچون کاغذ، با خطی خوش،برای من تهیه کرد.

    یک زمین زراعی را فروختم و بهای آنرا به یک

    جهود(1)صحّاف وعتیقه دار(2) که آنرا به راهب

    داده بود، پرداختم.

    زبان آن کتاب مقدس، سُریانی بود. پشت آن بخط

    خوش و سرخرنگی نوشته بود: ((وچون امر پاپ

    اعظم، گلاسیوس اول (3)، درآغازحکـومت الهی

    خود، براین قرار گرفت که مردم را نهی کنـنـد از

    تدریس و فراگیـری و مطالعۀ انجیل بارنابا (4)،

    لذا همگی نـُسَخ آن سوزانده شد، الاّ این نسخـه که

    فقط باید بدست اهل آن برسد!!)).

    به راهب مغربی گفتم: گلاسیوس اول، درکدامیـن

    سالها، سِمَت پاپی داشته؟ گفت:حدوداً بیش ازصد

    سال قبل از پیدایش اسلام. و پـس از مراجعـه به

    تواریخ،معلوم شد که او درسالهای 492 تا 496

    میلادی، این سِمَت را داشته است.

    با شیفتگی تمام، در خانه را قفل زده وچراغهـای

    مشعلی و روغنی(؟) را خاموش ساختیم واندرون

    کتابخانه،همراه راهب مغربی و فرانچسکو مِلزی

    عزیزم،شروع بمطالعۀ اجمالی آن کردیم؛با کمال

    تعجب، معلوم شد که نام پیامبر اسلام ، بارهـا در

    این انجیل،آمده است؛برخی جاها،بنام محمّد(ص)

    و با همین تلفظ؛ و برخی جاها، بنام احمد(ص) و

    با همین تلفظ!

    _______________________

    1- giudeo (جودِئو = جهود = یهودی)

    2- antiquario(آنتیکوآریو=عتیقه دار)

    3- Gelasius.I

    4- Barnaba (بارنابا = بَرنابا)
    + نوشته شده در 2009/2/4ساعت 3:8 AM توسط روزبه کاظمی

    22- تحریف پریکلیتوس=فرقلیط به پاراکلیتوس=فارقلیط توسط یک کشیش و اعتراض داوینچی

    به یاد دارم آن زمان که در شهر رُم اقامت داشتم،

    روزی به کتابخانۀ کشیشی متعصّب رفتم؛او کـتب

    خطی بسیاری داشت. هـنگـام ورق زدن برخی از

    آن کتابها،متوجه شدم که وی با نوک تیز قلم بدون

    جوهـرش، مشغول تراشیدن چیزی در نسخۀ یک

    انجیل خطی قدیمی است! به او گفتم: چه میکـنی؟

    گفت: “مشغول عبادت هستم!”. گفتم: چه عبادتی؟

    گفت: “حفظ وحراست از دین وآئین مسیحیت!!”؛

    گفتم:پس چرا درکتاب مقدّس چنین میکنی؟! گفت:

    “جلو بیا ونیک بنگر!! اگر نسلهای پس ازما، این

    نام را ببینند،دیگر جایی برای امثال من وتو نمی-

    ماند،وباید بساط این دین آباءواجدادی را برچینیم!

    لذا این را جای آن مینویسم!”.

    نیک نگریستم؛لفظ مبارک،این بود:(پاراکلیطوس)

    Παρα΄κλητος

    معنای آن به یونانی،چنین است:”بشارت دهنده” یا

    “تـَسَـلـّی(آرامش) دهـنده”.گفتم: منظورت چیست؟!

    گفت:”ای نادان!اصل این کلمه قبل ازعمل من،این

    بود:(پـِریکلیتوس= فِرِقلیط):

    Περι΄κλητος

    یعنی:”ستوده تر”، یعنی”احمد”! یعنی همان پیامبر

    که مسلمانان ادّعا میکنند!”.

    پس من(داوینچی) به تعجب آمده و گفتم: اگر سؤال

    من ناشی از نادانی من بوده، عمل تو و اربابان تو

    و مُزدوران علماءِ کلیسا ، ناشی است از عین کفـر

    و بی دینی!! که شما با کمال پستی، حاضرید تا در

    کتاب آسمانی دست بُرده و درعین حـال، این عـمل

    شیطانی را “عبادت” بشمارید!!

    درجواب گفت: “ما همین هستیم که میبینی!! من،

    تـنها دو حرف این کلمۀ مقدّس را عِـوَض کـردم؛

    یکی آنجا که آلفای اوّل(α) را بجای اپسیلون(ε)

    بَدَل آورده ام؛ ودیگر آنجا که آلفای دوّم (΄α) را

    بجای یوتا(΄ι) بَدَل آوردم. و این تحریف کـوچک

    (!)جهت حفظ دین وآئینی به این بزرگی وعظمت

    (!!) نه تنها عیبی ندارد،بلکه “ثواب”هم دارد!!”.

    پس من بیرون رفته و در را محکم به هم کوبیدم.

    http://davinci2008.blogfa.com/

  20. یارعلی می‌گه:

    - چگونگی آشنائی لئوناردو داوینچی با انجیل بارنابا (برنابا) و خرید نسخۀ آن به بهای گران

    سپس به راهب مغربی گفتم که می خواهم انجیلی

    اصیل، در این شهر(رم) برای من(داوینچی) پیـدا

    کنی ؛ وهراندازه بها داشته باشد، میخرم و پولـش

    را بتو میدهم!

    راهب مغربی،دوهفتۀ بعد،انجیلی از پوست آهـوی

    همچون کاغذ، با خطی خوش،برای من تهیه کرد.

    یک زمین زراعی را فروختم و بهای آنرا به یک

    جهود(۱)صحّاف وعتیقه دار(۲) که آنرا به راهب

    داده بود، پرداختم.

    زبان آن کتاب مقدس، سُریانی بود. پشت آن بخط

    خوش و سرخرنگی نوشته بود: ((وچون امر پاپ

    اعظم، گلاسیوس اول (۳)، درآغازحکـومت الهی

    خود، براین قرار گرفت که مردم را نهی کنـنـد از

    تدریس و فراگیـری و مطالعۀ انجیل بارنابا (۴)،

    لذا همگی نـُسَخ آن سوزانده شد، الاّ این نسخـه که

    فقط باید بدست اهل آن برسد!!)).

    به راهب مغربی گفتم: گلاسیوس اول، درکدامیـن

    سالها، سِمَت پاپی داشته؟ گفت:حدوداً بیش ازصد

    سال قبل از پیدایش اسلام. و پـس از مراجعـه به

    تواریخ،معلوم شد که او درسالهای ۴۹۲ تا ۴۹۶

    میلادی، این سِمَت را داشته است.

    با شیفتگی تمام، در خانه را قفل زده وچراغهـای

    مشعلی و روغنی(؟) را خاموش ساختیم واندرون

    کتابخانه،همراه راهب مغربی و فرانچسکو مِلزی

    عزیزم،شروع بمطالعۀ اجمالی آن کردیم؛با کمال

    تعجب، معلوم شد که نام پیامبر اسلام ، بارهـا در

    این انجیل،آمده است؛برخی جاها،بنام محمّد(ص)

    و با همین تلفظ؛ و برخی جاها، بنام احمد(ص) و

    با همین تلفظ!

    _______________________

    ۱- giudeo (جودِئو = جهود = یهودی)

    ۲- antiquario(آنتیکوآریو=عتیقه دار)

    ۳- Gelasius.I

    4- Barnaba (بارنابا = بَرنابا)
    + نوشته شده در ۲۰۰۹/۲/۴ساعت ۳:۸ AM توسط روزبه کاظمی

    ۲۲- تحریف پریکلیتوس=فرقلیط به پاراکلیتوس=فارقلیط توسط یک کشیش و اعتراض داوینچی

    به یاد دارم آن زمان که در شهر رُم اقامت داشتم،

    روزی به کتابخانۀ کشیشی متعصّب رفتم؛او کـتب

    خطی بسیاری داشت. هـنگـام ورق زدن برخی از

    آن کتابها،متوجه شدم که وی با نوک تیز قلم بدون

    جوهـرش، مشغول تراشیدن چیزی در نسخۀ یک

    انجیل خطی قدیمی است! به او گفتم: چه میکـنی؟

    گفت: “مشغول عبادت هستم!”. گفتم: چه عبادتی؟

    گفت: “حفظ وحراست از دین وآئین مسیحیت!!”؛

    گفتم:پس چرا درکتاب مقدّس چنین میکنی؟! گفت:

    “جلو بیا ونیک بنگر!! اگر نسلهای پس ازما، این

    نام را ببینند،دیگر جایی برای امثال من وتو نمی-

    ماند،وباید بساط این دین آباءواجدادی را برچینیم!

    لذا این را جای آن مینویسم!”.

    نیک نگریستم؛لفظ مبارک،این بود:(پاراکلیطوس)

    Παρα΄κλητος

    معنای آن به یونانی،چنین است:”بشارت دهنده” یا

    “تـَسَـلـّی(آرامش) دهـنده”.گفتم: منظورت چیست؟!

    گفت:”ای نادان!اصل این کلمه قبل ازعمل من،این

    بود:(پـِریکلیتوس= فِرِقلیط):

    Περι΄κλητος

    یعنی:”ستوده تر”، یعنی”احمد”! یعنی همان پیامبر

    که مسلمانان ادّعا میکنند!”.

    پس من(داوینچی) به تعجب آمده و گفتم: اگر سؤال

    من ناشی از نادانی من بوده، عمل تو و اربابان تو

    و مُزدوران علماءِ کلیسا ، ناشی است از عین کفـر

    و بی دینی!! که شما با کمال پستی، حاضرید تا در

    کتاب آسمانی دست بُرده و درعین حـال، این عـمل

    شیطانی را “عبادت” بشمارید!!

    درجواب گفت: “ما همین هستیم که میبینی!! من،

    تـنها دو حرف این کلمۀ مقدّس را عِـوَض کـردم؛

    یکی آنجا که آلفای اوّل(α) را بجای اپسیلون(ε)

    بَدَل آورده ام؛ ودیگر آنجا که آلفای دوّم (΄α) را

    بجای یوتا(΄ι) بَدَل آوردم. و این تحریف کـوچک

    (!)جهت حفظ دین وآئینی به این بزرگی وعظمت

    (!!) نه تنها عیبی ندارد،بلکه “ثواب”هم دارد!!”.

    پس من بیرون رفته و در را محکم به هم کوبیدم.

    http://******.com

    • مديريت می‌گه:

      با سلام خدمت شما حق جوی گرامی
      چندین بار در جواب نظراتی که آدرس اینترنتی گذاشته اند نوشتیم جهت حفظ بیطرفی و تجمیع نظرات لطفا از نوشتن آدرس سایت و وبلاگ خودداری کنید این مطلب در مقدمه سایت هم ذکر شده خواهشمندیم به این اندک درخواست های ما نیز احترام گذارده شود
      با تشکر

  21. نورالثقلین می‌گه:

    ۲)چند فرشته برای مریم فرستاده شده بودند؟

    وقتی قرآن در مورد باردار شدن مریم و میلاد مسیح در (سوره ۳ آیه ۴۲ و ۴۵) راجع به چندین فرشته صحبت میکند اما در (سوره ۱۹ آیه ۱۷-۲۱) تنها از یک فرشته صحبت میکند.
    ……………………………….
    جواب:.
    در آیه اول فرشتگان در موضوع خدمتگذاری در بیت المقدس است ملائکه مناظره می کنند وارتباطی با حادثه ی بار داری حضرت مریم ندارد زیرا فرشته روح در این حادثه با مریم علیها السلام مکالمه می کند این تناقضی ندارد زیرا مربوط به دو حادثه ی جداگانه است
    لطفاً قبل از طرح سوال یک بار به ایات مراجعه کنید کلیسای عزیز تهران

  22. نورالثقلین می‌گه:

    شرک بدترین گناهان شمرده میشود، اما به نظر میرسد نویسنده قرآن نتوانسته است در مورد اینکه الله شرک را میبخشد یا نمیبخشد تصمیم قاطعی بگیرد. در (سوره ۴ آیه ۴۸، ۱۱۶) میگوید نمیبخشد و در سوره (۴ آیه ۱۵۳) میگوید میبخشد، ابراهیم با پرستش ماه و خورشید و ستاره به عنوان خدایش دچار شرک میشود (سوره ۶ آیه ۷۶-۷۸) اما مسلمانان فکر میکنند که پیامبران گناه نمیکنند.
    ………………………….
    جواب:
    ابراهیم به مصلحت خود را همفکر آنان جلوه داد تا بعد بتواند بهتر و بیشتر آنان را هدایت کند که موفق هم شد در استدلال قران این عمل را محاجه گویند.دلیل ما این است که در آیه قبلی ابراهیم ملکوت اسمانها را شناخته بود پس دلیلی بر گمراهی پرستش ماه و.. ندارد

  23. یارعلی می‌گه:

    ما جواب تناقض قران را گفتیم
    شما هم جواب این را بده

    الف:یهویاکین هشت ساله بود که پادشاه اورشلیم شد.(تواریخ ایام 36: 9). این مخالف است با
    ب: یهویاکین 18ساله بود که پادشاه اورشلیم شد. (:سفر دوم ملوک : 24: 8)

  24. یارعلی می‌گه:

    طبق آیات قران اسمان و زمین در شش مرحله آفریده ش دند . وقسمتی از این شش مرحله در قران برای زمین تداخل با خلقت اسمان دارد و در مجموع به شش روز(مرحله) می رسد

    ادامه : شش مرحله محتمل در خلقت اسمان ها

    1- طبق برخی روایات ابتدا خداوند جوهر سبزی افرید (شاید ئیدروژن ) آفرید از این جوهر اب افریده شد

    2- از آب اتش آفرید و باد و (قطبالدین در شرح کیدری بر نهج البلاغه)
    3- از به هم خوردن اب توسط باد کف و بخار تولید شد (نهج البلاغه خطبه اول)
    4- از انفجار حاصل دود خاصی افرید که ماده خلقت اسمان شد (همان)
    5- در دو مرحله ان دود تبدیل به هفت اسمان شد (قران )
    6- در نتیجه آسمان در شش مرحله آفریده شده است

    منبع .کتاب زمین و اسمان وستارگان از نظر قران اثر دکتر محمد صادقی نشر مصطفوی 1344 هجری

    مراحل خلقت زمین با برداشتهای ما از روایات
    1-مرحله اول و دوم در افرینش آسمان شریک بوده است با خلقت اسمانها
    2- چهار مرحله تکمیل زمین
    3- جمع شش مرحله خلقت زمین می شود .
    4- مرحله اول و دوم زمین طبق قران که می فرماید
    ایا کافران ند یدند که آسمان و زمین متصل بودند ما آن دو را جدا کردیم

    اولم یر الذین کفروا انّ السماوات و الارض کانت رتقا ففتقناهما ..
    5- از خطبه اول نهج البلاغه می فهمیم که این مرحله جدایی وقتی است که کف و بخار ایجاد شد
    یعنی مرحله سوم زمین با سوم آسمان هر کدام گویا سرنوشتی متفاوت پیدا کردند

    روایتی که انفجار اولیه را می رساند ( که باعث بخار شدن یا کف و بخار )محمد ابنیعقوب کلینی در روضه کافی به نقل از محمد ابن عطیه از اما م باقر ع می فرماید ..مردی از شام امد … و نویسنده کتاب محمد صادقی در ص 18 ان را آورده است ..

    نتیجه 1- زمین و آسمان حداقل دو مرحله مشترک در ماده نخست خلقت داشته اند
    2- زمین چهار مرحله اختصاصی دارد
    3- آسمان هم دو مرحله قبل از تکمیل زمین به طور موازی طی می کند تا به مرحله دودی نزدیک به آتش یا دود خاص تبدیل می شود .
    4- در دو مرحله یومین آسمان تکمیل می گردد

  25. یارعلی می‌گه:

    بسمه تعالی
    تناقضات عهدین
    تناقض گویی یکی از نشانه های آسمانی نبودن یک مکتب است زیرا محال است یک نفر که به غیب احاطه

    دارد دوگانه حرف بزند البته واضح است که بدا با تناقض فرق دارد مانند بدا در مورد سر فرزند بریدن

    ابراهیم ع که بدا رخ داد و خداوند قربانی را پذیرفت که در واقع خداوند از اول بیش از این را اراده نکرده بوده است . و به جهت امتحان است .

    از نمونه های بارز تناقض در عهدین این تناقضات است

    اولین تناقض:

    الف:یهویاکین هشت ساله بود که پادشاه اورشلیم شد.(تواریخ ایام 36: 9).

    این تناقض دارد با

    ب: یهویاکین 18ساله بود که پادشاه اورشلیم شد. (:سفر دوم ملوک : 24: 8)

    دومین تناقض :

    سفر دوم سموئیل باب 24 قسمت 19 چنین است :

    پس جاد نزد داوود آمد ه او را مخیر ساخت و گفت آیا آیا هفت سال قحط در زمینت بر تو عارض شود یا سه

    ماه از حضور دشمنان خود فرار نمایی و ایشان ترا تعاقب کنند . یا وبا سه روز در زمین تو واقع شود

    این متناقض است با کتاب اول تواریخ ایام باب 21 قسمت 12:

    پس جاد نزد داوود آمد ه وی را گفت خدوند چنین می فرماید:برای خود اختیار کن یا سه سال قحط شود یا

    سه ماه پیش روی خصمانت تلف شوی و شمشیر دشمنانت ترا در گیرد یا سه روز شمشیر خداوند وبا در
    .

    زمین تو واقع شود …
    تناقض اصلی در هفت سال قحط است که در کتاب اول تواریخ سه سال شده است . و یکی از این دو درست است
    از این قماش سرگردانی در عهدین زیاد است.مانند:
    1- در تواریخ 2 فصل 36- 5- نوشته یهویاقیم یازده سال بر اورشلیم حکومت کرد
    2- در دانیال1: 1-7 امده در سال سوم یهویاقیم بخت النصر به او حمله کرد و دانیال و .. به اسیری بردند

    بخت النصر در سال نهم حکومت خود به حکومت صدقیا حمله کرده (پادشاهان 2- 25: 1-3 )
    ارمیا 1:3-1 درسا ل هیجدهم حکومت بخت النصر و سال دهم حکومت صدقیا بخت النصر به صدقیا حمله کرد

    بالاخره بخت النصر در سال 18 یا در سال نهم حکومت خود به صدقیا حمله کرد .!!!!!!!!!

    تعجب این است که مسیحیان این کتابها را الهام می دانند ومی گویند تحریف نشده است .

  26. یارعلی می‌گه:

    علي شيخ مسيحي و نام محمد در کتاب او
    علي شيخ مسيحي و نام محمد در کتاب او

    بسمه تعالی

    در پست قبلي از اسلام آوردن علي شيخ مسيحي عراقي نام برديم واز كتاب او

    اكنون مقاله اول از كتاب وي را ارائه مي دهيم

    علي شيخ در ص 163 – 174 كتابش مي نويسد :

    قران كريم در برخي آيات به آگاهي يهود و مسيحيت از آمدن پيامبري در آخرالزمان اشاره مي كند

    همانها كه از فرستاده(خدا ) پيروي مي كنند پيامبري كه صفاتش {نامش}در انجيلي

    و توراتي كه نزدشان است مي يابند .آنها را به معروف دستور مي دهد و از منكر بازشان مي دارد .اعراف/ 157

    پيامبر را هم چون فرزندان خود مي شناسند ولي برخي از آنان آگاهانه حق را كتمان مي كنند بقره/ 146

    (بياد آوريد)هنگامي كه عيسي پسر مريم گفت : اي بني اسراييل من فرستاده خدا به

    سوي سشما هستم مصدقا لما بين يدي من التورات و بشارت دهنده به رسولي كه بعد از من مي آيد نامش احمد است صف/6

    علي شيخ با ادله ثابت مي كند كه اين معود به روح القدوس نيست

    1- يوحنا انجيل خود را به زبان يوناني نوشت و واژه فارقليط را طوري ديگر

    ترجمه كرد كه از معناي اصلي دور ماند و باعث اختلاف بين مسلمانان و مسيحيان

    شدپريكليطوس pericletos به معناي تسلي دهنده

    2- Paraletos پاركليطوس احمد و محمود معني مي دهد .( كه با قران معادل است

    3- لفظ موعود در انجيل با صفت اخر ذكر شده ” ومن از پدر در خواست خواهم

    4- كرد تا پشتيبان و تسلي دهنده ديگر به شما عطا كند . اين صفت با روح القدس

    سازگار نيست زيرا روح القدس تعدد بر دار نيست اما پيامبران اين چنين نيست يكي

    از پي ديگري مي آيند

    5- در نص ذكر شده از مبشر به به عنوان كسي كه هميشه با شما خواهد ماند ذكر شده اين با خاتميت پيامبر اسلا صلي الله عليه و اله جور در مي آيد .

    6- انجا وقتي كه مي گويد : او همه چيز را به شما تعليم خواهد داد در ضمن هرچه من

    گفتم بياد شما خواهد آورد سزاوار است مبشر به وقتي بيايد كه دين دچار كهنگي شده

    باشد نه بعد از پنجاه روز كه روح القددس بر حواريون نازل شده باشد /ر.ك متي 5:1

    7- مسيح مي گفت اكر من نروم آن روح تسلي بخش نزد شما نخواهد آمد ولي اگر من

    بروم او خواهد آمد .اين سازگار با دو پيامبر در يك زمان است كه خردمندانه نيست

    كه مردم از هردو پيروي كنند . اما روح القدس در زمان مسيح كه يارانش براي

    تبليغ مي فرستاد بر آنان نازل مي شد رك متي 11 :10 و لوقا 11:10

  27. یارعلی می‌گه:

    پیدایش «انجیل برنابا» و عدم قبول کلیسا
    بسم الله الرحمن الرحیم

    انجیل برنابا به زبان ایتالیائی قدیم یافت شد؛ و آنرا دانشمند انگلیسی لونسدال و زوجه فاضله اش مادام لورا راگ به انگلیسی ترجمه کردند. و سپس دکتر خلیل سعادت با پیشنهاد سید محمد رشید رضا حسینی منشی مجله«المنار» در مصر به زبان عربی ترجمه نمود. و پس از آن سردار کابلی حیدر قلیخان قزلباش با ملاحظه ترجمه عربی از انگلیسی به فارسی ترجمه نمود.در نزد حقیر فقط ترجمه فارسی آن موجود است.طبع اول ترجمه عربی در چاپخانه المنار در سال 1325 هجری قمری صورت گرفت. و ترجمه فارسی که در سال 1350 به انجام رسید، در چاپخانه شرکت سعادت کرمانشاه بطبع رسید.و هر یک از دانشمندان بر آن مقدمه ای نوشتند.

    مقدمه دکتر خلیل مفصل است، و ما چند فراز از آنرا با ملاحظه نسخه عربی انتخاب نموده و در اینجا می آوریم:

    او میگوید:« در جهان، اکنون یگانه نسخه معروفه ایکه این انجیل از آن نقل شده، همانا که آن نسخه ایتالیائی است که در متابخانه بلاط فینا(دربار وین در شهر وین پایتخت فرانسه) است؛ و آن از نفیس ترین ذخائر و آثار تاریخیه ای که در آن کتابخانه است شمرده میشود…

    اولین کسیکه بر نسخهایتالیائی اطلاع یافت_از کسانیکه تاریخ، اثر ایشان را محو نکرده و روزگار ذکر ایشان را نابود نساخته_ همانا کریمر است که یکی از مستشارهای پادشاه پروس بود. و در آنوقت در آمستر دام اقامت داشت. پس آنرا در سال 1709 مسیحی از کتابخانه یکی از مشاهیر و اعیان شهر مذکور به دست آورد… پس آنرا کریمر به طولند نامی قرض داد. پس از آن به چهار سال بعد به شاهزاده ایوجین سافوی(ساووی) که با کثرت جنگها و جدال و زیادی مشغله های سیاسی خود، بسیار حریص بود به علوم و آثار تاریخی، داد. پس از آن، نسخه مذکوره با سائر کتابخانه شاهزاده مذکور به کتابخانه دولتی در فینا(وین) منتقل شد که در 222 فصل و 420 صفحه واقع شده که روزگار بر آن دامان پوسیدگی کشانیده، و آثار آن محو و رسوم آن نابود شده، و آنرا دکتر هلم از اهل هدلی(شهری است از اعمال همپشیر[توابع همپشایر]) به مستشرق مشهور سایل به قرض داد. و بعد از سایل به دست دکتر منکهوس افتاد که یکی از اعضای دانشکده عالی ملکه بود در آکسفورد؛ پس آنرا به زبان انگلیسی ترجمه نمود. پس از آن، آن ترجمه را با اصل، در سال1784 به دکتر هویت که از استادان مشهور است داد. و همانا که دکتر هویت مذکور، در یکی از خطبه های خودش که بر طلاب القا مینمود، به این نسخه اشاره فرموده. آنجا که به بعض فقرات آن استشهاد نموده که این فقرات را من مطالعه نمودم، و با ترجمه انگلیسی که از نسخه ایتالیائی(که هم اکنون هم در کتابخانه بلاط فینا موجود است) ترجمه شده، مقابله نمودم؛ پس نسخه اسپانیائی را یافتم که ترجمه حرفی است از آن. و فرقی میان آن دو نسخه که قابل الذکر باشد ندیدم…

    و از چیزی که سایل بر نسخه اسپانیائی حاشیه نمود، استنباط می شود که: در صدر آنمسطور است که آن نسخهء ایتالیائی ترجمه شدهء بخط مسلمانی اروغانی است که مصطفی عرندی نام دارد؛ و مصدٌر است به مقدمه ایکه در آن حکایت میکند کشف کنندهء نسخه ایتالیائی را. و او راهبی است لاتینی که فرامرینو[پدر مارینو] نام دارد.

    کیفیت اطلاع او بر آن_ و از جمله چیزهائی که در این باب گفته، اینست که: او بر رسائل چندی تصنیف ایرینایوس اطلاع نمود. و در شماره آنها رساله ای بود که در آن تصریح مینماید به قبح اعمال قدیس بولص[پولس] رسول؛ و اینکه ایرینایوس این تقبیح را مستند داشته به انجیل قدیس برنابا. پس، از همان وقت راهب مرینو سخت مشتاق شد به اطلاع یافتن بر این انجیل. و اتفاق افتاد که وقتی مقرب پاپ سکتس[سیکستوس] پنجم گردید. پس اتفاقا روزی هر دو تا داخل کتابخانه پاپ شدند. پس خواب بر چشمهای تقدس او مستولی شد. پس مرینو خواست که وقت خود را به مطالعه بگذراند تا پاپ بیدار شود. پس اول کتابی که دست خود را بر آن نهاد، همانا خود این انجیل بود. پس نزدیک شد که از خوشحالی این استکشاف به پرواز در آید. پس این ذخیره قیمتی را در یکی از دو آستین خود پنهان نمود و درنگ کرد تا پاپ بیدار شد. پس از او رخصت بازگشت طلبید در حالتی که آن گنج را با خود برداشته بود. پس همینکه در خلوت شد، با شوق عظیم آنرا مطالعه نموده، از پس آن دست به گردن با آئین مسلمانی شد.

    همانا که این روایت فرامرینو راهب است که در مقدمه نسخه اسپانیائی مرقوم افتاده، چنانچه آنرا سایل مستشرق در مقدمه خود برای ترجمه قرآن روایت نموده. و این روایت با آنچه که بر آن اشاره شد از خطبه استاد هویت، همانا که ما را اکنون یگانه مصدری است در خصوص نسخه اسپانیائی که من بر کیفیت مفقود شدن آن اطلاع نیافته ام جز اینکه آن با ترجمه اش به دکتر منکهوس رسید. پس او آنرا به دکتر هویت داد. پس از آن، خبر و اثر آن محو شد.»

    در اینجا دکتر سعادت درباره اینکه آیا نسخه ایتالیائی حاضر همان است که آنرا فرامرینو راهب از کتابخانه پاپ سکتس پنجم ربوده، و یا نسخه دیگری است، مفصلا بحثی دارد که بیشتر آن از ظن و تخمین تجاوز نمیکند. او نیز میگوید:

    « تاریخی که آنرا علماء از تمام بیانات سابقه تخمین میزنن، میان نصف قرن پانزدهم و شانزدهم گردش دارد. و بنابر این ممکن است که نسخه ایتالیائی همهن خود نسخه ای باشد که فرامرینو از کتابخانه پاپ_چنانچه بر آن اشاره شد_ ربوده بود. و وقتی که خبر انجیل برنابا در اول قرن هجدهم در اروپا شایع شد، هنگامه بزرگی در انجمنهای دینی و علمی خصوصا در انگلستان بر پا نمود… و اول امری که بسوی آن، خیالات ارباب بحث متوجه شد، تعمق در نسخه ایتالیائی بود. و در اینکه آیا آن از نسخه دیگری منقول است، یا اینکه همان نسخه اصلیه است که نزد فرامرینو راهب بوده و ادعا کرده که آنرا از کتابخانه پاپ سکتس پنجم ربوده است؟»

    دکتر سعادت پس از بحثی میگوید:« و آنچه من بدان تمایل دارم اینست که: نسخه ایتالیائی که اکنون در کتابخانه بلاط شاهی فینا موجود است، همانا که بی شک از نسخه دیگر مأخوذ است. و نتیجه این میشود که: صحیح نیست آنرا نسخه اولی اصلی اعتبار نمود.»

    دکتر سعادت از اختلاف حواشی عربی که بر آن انجیل زده شده است از جهت ادبیت و غلط بودن انشاء بعضی و صحیح بودن بعضی از آنها استدلال میکند که: باید این نسخه از نسخه دیگری منقول باشد. آنگاه میگوید:

    «این استنتاج ما منطبق میشود بر آنچه موثقین بعد از تدقیق و امعان نظر در نوع خط نسخه ایتالیائی که اکنون در کتابخانه بلاط فینا موجود است، گفته اند. پس حکم جزمی نموده اند به اینکه: ناسخ آن همانا از اهالی بندقیه است که آنرا در قرن شانزدهم یا اوائل قرن هفدهم استنساخ نموده؛ و ترجیح داده اند که او آنرا از نسخه طسکانی یا از نسخه ایکه به زبان بندقیه بوده استنساخ کرده، که به آن اصطلاحات راه یافته است. و اینها سخنان لونسدال و لوراراغ است پس از آنکه این دو نفر این نظریات را از بزرگترین موثقین ایتالیائی گرفته اند که سخنان آنها حجت گرفته میشود در اینگونه مباحث خصوصی. و آن دو کاتب مذکور بر این رفته اند که: آن استنساخ، قریب سنه 1575 اتفاق افتاده؛ و اینکه: محتمل است که ناسخ این انجیل، فرامرینو راهب باشد که ذکر او بنابر آنچه سوی آن اشاره شد در مقدمه نسخه ایتالیائی وارد شده. آنگاه پس از آن میگویند آنچه را که ترجمه آن اینست:«به هر حال ممکن است ما را جزم نمودن به اینکه کتاب برنابای ایتالیائی، کتابی است انشائی؛ خواه به آن کاهنی یا عالمی یا راهبی، یا یکی از عامه مردم قیام نموده باشد. پس آن به قلم مردی است که اطلاع عجیبی بر تورات لاتینی داشته که به عصر دنت[دانته] نزدیک بوده؛ و اینکه او مانند دنت بر نوع خاصی از زبور احاطه داشته؛ و آن کار مردی است که معرفت او به اسفار مسیحیه بسیار تفوق دارد بر اطلاعات او بر کتب دینیه اسلامیه.پس ترجیح داده میشود که او از نصرانیت مرتد شده باشد.» و باعث بر قرین نمودن کاتب این انجیل با دنت، شاعر مشهور آنست که در سخنان آندو مشابهات است… و همانا که ابتدا به ذهن علماء چنین تبادر کرده بود که نسخه ایتالیائی از اصل عربی مأخوذ شده است.و اول کسیکه به آن اشاره نموده کریمر بود که ذکر آن گذشت؛ آنجا مه مصدّر نموده نسخه ایتالیائی را که هدیه کرده بود آنرا به دوق سافوی، او چند سطری از پیش خود ذکر میکند که: این انجیل محمدی مترجم است از عربی یا غیر آن.»

    دکتر سعادت پس از بحثی میگوید:« و همانا که در کتابهای مشاهیر مصنفین مسلمانان، ذکری از این انجیل وارد نشده است؛ خواه در زمانهای قدیم، خواه در زمانهای تازه.حتی اینکه در مؤلفات کسانیکه به بحثها و مجادلات دینیه اقتصار نموده اند هم ذکری نشده است، با اینکه انجیل برنابا برنده ترین سلاحی است برای ایشان در مثل این مناقشات. و این تنها نیست؛ بلکه ذکری از این انجیل در فهرست های کتب عربیه قدیمه که در نزد عربها و عجمها است، یا نزد مستشرقین که فهرستها برای نادرترین کتب عربیه از قدیم و جدید وضع نموده اند وارد نشده.»

    دکتر سعادت در اینجا میگوید:« از تمام آنچه بیان آن گذشت، من ناچارم که تصریح کنم که: من مائل ترم به اصل عربی بودن آن از غیر عربی بودن.» آنوقت به چند دلیل استشهاد میکند، از جمله اینکه:« بسیاری از فقرات این انجیل نزدیک است که ترجمه حرفی و یا معنوی آیات قرآنی باشد.» آنگاه میگوید:« این را میگویم و میدانم که من در آن با کلیه کاتبان مغربی(یعنی مؤلفین فرنگ) که رد امواج این موضوع غوطه ور شده اند مخالفم. و در زمره ایشان لونسدال و لورا راغ هستند که گمان میکنند که: اطلاع کاتب این انجیل به اسلام است. پس این بود از جمله اسبابی که آن دو نفر را وادار نموده بر نداشتن اعتقاد به اصل عربی. و از جمله قصه ابراهیم با پدرش، و بعضی از آن منطبق میشود بر سوره 21 و 37. و از جمله سخن آن در باب سبب سقوط ابلیس، اینکه او سر تافت از اینکه به آدم سجده نماید، چنانچه در سوره بقره آمده است. و همچنین است آنچه در سوره حجر وارد شده است. و اگر تنگی مقام نبودی هر آینه بسیاری از آن فقرات را با آنچه مقابل آنها از آیات قرآن است ایراد میکردم. و همین تنها نیست، بلکه در انجیل برنابا سخنان بسیاری است که منطبق است به احادیث نبویه صلی الله علیه و آله وسلم.»

    تا آنکه میگوید:« لیکن اعتقاد نمودن به اینکه این انجیل عربی الاصل است، بر آن مترتب نمیشود که کاتب آن عربی الاصل باشد؛ بلکه اعتقاد من آن است که: کاتب آن یهودی ای بوده اندلسی که بعد از نصرانیت و اطلاع بر انجیل های نصاری، دست به گردن اسلام کرده است. زیرا اگر به دقت ملاحظه کنید خواهید دید که مانند او میان طوائف نصاری کمتر پیدا میشود؛ مگر در اشخاص کمی از مخصوصین که زندگانی خود را بر آن آئین وقف نموده اند، مثل مفسرین. حتی اینکه میان اینان هم کمتر کسی هست که اطلاع او به تورات مثل اطلاع کاتب انجیل برنابا باشد… و از جمله چیزهائی که تایید این اعتقاد میکند آنست که: در این انجیل، وجوب ختنه کردن وارد شده. و سخن زخم زننده ای که در آن آمده اینست که: سگان بهترند از ختنه نشدگان. چه مانند این سخن از نصرانی صادر نمیشود.»

    از مجموع این مطالب، دکتر سعادت نتیجه میگیرد که:« نظریه ای را که من بدان مائل میشوم آنست که: کاتب اصلی انجیل برنابا یهودی اندلسی باشد که آئین اسلام را هم آغوش شده است… و تاریخ ذکر میکند که پاپ جلاسیوس اول_که در سال 492 (چهار صد و نود و دو) مسیحی بر اریکه پاپیت جلوس نموده_ آن را صادر کرد، و در آن نامهای کتابهائی را تعداد میکند که از مطالعه نمودن آنها نهی شده است؛ و در عداد آنها کتابی است مسمس به انجیل برنابا. پس هر گاه این صحیح باشد، این انجیل قبل از ظهور پیغمبر مسلمانان موجود بوده به زمان درازی. و آن دلیل است بر وجود این انجیل. آنوقت این جامه ژنده که اکنون در ان میخرامد، در بر نداشته است؛ زیرا که همین فرمان صادر نمودن پاپ مشار الیه به نهی نمودن از مطالعه آن دلیل است بر شیوع آن، یا بر اشتهار امر آن میان خاصه علماء اگر هم میان عامه نبوده است…»

    .از وبلاگ مکتب شیعه

  28. ع می‌گه:

    بنام خدا
    جناب کلیسای تهران اتفاقاً قران نکته قوتش یکی همین نبود تناقض است منتها آیات یک موضوع را با هم کنار هم بگذاریم تفسیر می گردند
    ………………….
    شما در قضاوتهایت رعایت انصاف نمی کنی لذا با حقیقت می جنگیی این طور هدایت را بر خودت می بندی
    نظیر کفار مکه که لج می کردند
    نمونهآن:
    ۸)چرا زمین (مانند فرش) مسطح است و نه(مانند توپ) کروی؟

    و زمین را گستردیم; و در آن کوه‏هاى ثابتى افکندیم; و از هر گیاه موزون، در آن رویاندیم; (۱۹) سورة الحجر
    آیا زمین را محل آرامش (شما) قرار ندادیم؟! (۶)و کوه‏ها را میخهاى زمین؟! (۷)سورة النبأ
    خداوند اطمینان می دهد که زمین مانند فرشی مسطح است و کوه ها برای آن که زمین با ما نلرزد بر زمین کوبیده شده اند. تبارک الله احسن الخالقین!
    نتیجه ی علمی: اباطیل زمین شناسان در مورد گسل ها را فراموش کنید و خانه های خود را کنار کوه ها بنا کنید. باشد که این میخ های زمین، شما را از بلای زلزال در امان
    ………………
    جواب:
    کجا قران گفته همه زمین مثل فرش است
    بلکه قران همین زمینی که من و شما رویش راه می رویم به قدرتش چنان تنظیم کرده که گویی فرش است
    اما در آیات دیگر گرد بودن زمین را می رساند:

    گرد بودن زمین و مسافرتهای اسمانی در قران
    گرد بودن زمین و مسافرتهای اسمانی در قران

    بنام خدا

    یکی از اسرار هستی که در قرآن به آن اشاره شده موضوع کروی بودن زمین است و این حقیقت از آیات زیر استفاده می شود.

    1- «وَاَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ کَانُوا یُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الاَرْضِ وَمَغارِبَها; و مشرق ها و مغرب های پر برکت زمین را به آن قومِ به ضعف کشانده شده (زیر زنجیر ظلم و ستم)، واگذار کردیم!».(1)

    2- «رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالاَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا وَ رَبُّ الْمَشَارِقِ; پروردگار آسمانها و زمین آنچه میان آنهاست، و پروردگار مشرق ها!».(2)

    3- «فَلا اُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغارِبِ اِنَّا لَقَادِرُونَ; سوگند به پروردگار مشرق ها و مغرب ها که ما قادریم».(3)

    توضیح این که: این آیات همان طور که در بحث گذشته اشاره شد همگی حاکی از تعدّد مشرق ها و مغرب ها و نقطه طلوع و غروب آفتاب است که لازمه آن کروی بودن زمین می باشد; زیرا بطور مسلّم اگر زمین مسطّح و هموار باشد، برای جهان جز یک مشرق و یک مغرب نخواهد بود و تنها در صورتی کروی بودن زمین، به نسبت انحنای آن، هر نقطه ای دارای مشرق و مغرب جداگانه ای خواهد بود و طلوع خورشید بر جزئی از اجزای آن، ملازم با غروب آن از جزء دیگر است و بنابراین، تعدّد مشرق و مغرب دلالت روشنی بر کروی بودن زمین دارد.

    باشد.

    پی نوشت:
    1. سوره اعراف، آیه 137
    2. سوره صافات، آیه 5
    3. سوره معارج، آیه 40

    منبع خبر: شیعه نیوز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی آیت‌الله مکارم شیرازی

    روایات و کروی بودن زمین
    از روایاتی که از پیشوایان معصوم ما وارد شده است، به خوبی می توان کروی بودن زمین را استفاده کرد; از آن جمله روایتی است که از امام صادق(علیه السلام) به مضمون زیر نقل شده است

    گرد بودن زمین در روایات

    در کتاب هیئت در اسلام علامه شهرستانی از بحار النوار و کافی و بصائرالدرجات و انوار نعمانیه و.. نقل می کند از امام صادق (ع )که مردی از روی سوال اشاره به آسمان نمود عرض کرد : این قبه آدم است فرمود آری … خدا در عقب این مغرب شما 39 مغرب …. است …

    شاهزاده اعتضادالسلطنه پسر مرحوم فتحعلی شاه گوید این خبر را برای یکی از دانشمندان اروپا نقل کردم خیلی تعجب کرد و گفت اگر یقین داشتم این خبر از ناحیه پیامبر شما نقل شده مسلمان می شدم.

    متاسفانه فاضل مزبور چون احاطه به اسناد اخبار نداشته از اثبات صحت خبر مزبور عاجز شده است فقط آن را از یک کتاب غیر معروف نقل نموده است .و آن را از کتاب احمد گیلانی شاگرد میر داماد نقل کرده است

    هر گاه می دانست این خبر در کافی نقل شده است برای اتمام حجت کافی بود زیرا کافی از کتب متواتره است..(هیئت در اسلام .سید هبه الدین شهرستانی بحث حیات در ستارگان مبحث 12)

    در روایتی در باب حج از کافی و وافی و بحار به سند قوی از حضرت صادق (ع) : خدا گسترد زمین را و پهن کرد زمین را از تحت کعبه تا منی و از منی تا عرفات و از عرفات کشید تا منی

    کعبه—– منی……عرفات………..منی

    عرفات

    مکه

    منی

    و این با گرد شدن زمین می سازد.

    متن عربی ان حدیث چنین است. ان الله عزوجل دحی الرض من تحت الکعبه الی المنی ثم دحیاها من منی الی عرفات ثم دحاها من عرفات الی من

    البته یکی از معانی دحی گستردن است معنی دیگر آن حرکت دادن و غلطاندن است واگر به این معنی بگیریم حرکت زمین به طور چزخش به دور خود منتها از طرف منی به جهت عرفات را می رساند

    در کتاب بحار و بصائرالدرجات و اختصاص شیخ مفید از حضرت صادق ع منقول است که فرمودند: میانما خانواده کسانی هستند که زمین در نزد آنان مانند این است و در این حال انگشتان دو دست خود را مثل کره ای در آوردند.

    متن حدیث : ….ان منا اهل البیت من الدنیا عنده بمثل هذا و عقده بیده عشره

    و در روایت دیگر کفلقه الجوزه که به معنای یک نیمه گردو می باشد که اشاره به نیم کره ای است که در دید آنها می باشد

    روایات در این زمینه بسیار زیاد است از جله روایت زیر از شیعه نیوز :

    امام صادق(علیه السلام) فرمود: «در مسافرتی، مردی با من همسفر گردید. او مقیّد بود که نماز مغرب را در تاریکی شب و نماز صبح را در تاریکی کامل (آخر شب) بخواند، امّا من برخلاف او بودم; هر موقع آفتاب غروب می کرد نماز مغرب را می خواندم و هر موقع فجر طلوع می نمود، نماز صبح را به جا می آوردم.

    آن شخص از من خواست که من نیز مانند او رفتار کنم و عمل خود را چنین توجیه می کرد: آفتاب پیش از آن که به سرزمین ما طلوع کند، بر دیگران طلوع می نماید و هنگامی که از سرزمین ما ناپدید می شود هنوز بر گروهی دیگر طالع و نور افشان است.

    امام صادق(علیه السلام) می فرماید من به او گفتم: وظیفه ما این است که هر موقع آفتاب از افق ما ناپدید شد، نماز مغرب را بخوانیم و نباید در انتظار غروب خورشید از نقاط دیگر باشیم و هر موقع فجر طلوع کرد، بر ماست که نماز صبح را بخوانیم اگر چه خورشید در همان موقع بر نقاط دیگر طالع باشد، چنان که بر مردم همان نقاط لازم است نمازهای خود را موقع طلوع فجر و غروب آفتاب در افق خود انجام دهند.»(4) منبع خبر: شیعه نیوز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی آیت‌الله مکارم شیرازی

    این حقیقت را امام(علیه السلام) در حدیث دیگر چنین فرموده است: «إنّمَا عَلَیْکَ مَشْرِقُکَ وَ مَغْرِبُک; تو باید که مشرق و مغرب منطقه خود را ملاک عمل قرار دهی!» و اینها همه به خاطر کرویّت زمین میباشد 4. وسایل الشیعه، ج 1، ص 237

    مسافرتهای آسمانی

    علاوه بر ایات فوق ایه ای سوره الرحمان که زمین و اسمان دارای قطرهایی دانسته که برای عبور از انها باید با قدرت عبور کرد ( که می تواند اشاره به نیروی جاذبه باشد و بدون غلبه بر ان نمی توان عبور نمود

    یا معشرالجن و الانس ان استطعتم ان تنفذوا من اقطارالسموات و الارض فانفذوا و لاتنفذون الا بسلطان ٍ

    سوره الرحمن آیات 34

    یکی از کاربرد های تنوین عظمت آن چیز است گویا در این جا سلطان دارای تنوین است نیروی بزرگ منظور است

    یعنی جز با نیرویی زیاد نمی توانید از آسمانها و جو زمین عبور کنید

    نکته بعدی این که اقطار را جمع آورده که از مسیرهای متعدد از زمین می شود عبور کرد و به آسمانها با مسیرهای متعدد سفر کرد

    هم چنین جمع آوردن آسمانها خبر از این می دهد که در آینده کلیه ی مسیرهای آسمانها را می شود در نوردید

    با توجه به اینکه قران آسمانی که ستاره هایش را می بینیم آسمان پایین می داند عظمت مسافرتهای آسمانهای بعدی در قران مشاهده می گردد که در قران اشاره شده است .

    این ایات نشان داده بشر روزی به فضا می تواند با غلبه و قدرت برود.

    در روایات بسیار زیادی فاصله آسمانی تا آسمان دیگر را 500 سال راه دانسته البته شاید منظور راه با وسایل آن روز یا چیزی دیگر که معلوم نشده است .

    و آسمان پایین تر در مقابل آسمان بالاتر مثل حلقه ای در بیابان فرموده اند

    قسیس بزرگ لوازن در خطابهای که در سال 1869 میلادی در مصر در تاریخ 21فبرایر ایراد کرد صریحا گفت : نه در اکتشافات جدید و نه در مسائلی که حل شده یا بزودی حل خواهد شد چیزی که مغایر با این حقایق درخشنه اسلامی باشد وجود ندارد

    ما مسیحیان هر کوششی برای ایجاد توافق بین عقل و اعتقاد انجام می دهیم قبل از ما در دیانت اسلام موجود بوده و هست (هئیت در اسلام شهرستانی ص 129)

  29. ع می‌گه:

    اختلاف نسخ قديمي با کتاب مقدس شاهد انکار ناپذير تحريف آن

    در اينجا مي خواهيم به شما بگوييم که حتي خود مسيحيان هم بر عدم تحريف کتاب خودشان اتفاق نظر ندارند! بلکه چنانچه مي بينيم بعضي از مسيحيان منصف به وجود اختلافات فاحشي بين کتاب هاي مقدس موجود فعلي و نسخ قديمي موجود اعتراف مي کنند. براي اثبات اين ادعا مشتي نمونه خروار مي آوريم :

    يک توجه: ممکن است بپرسيد که منظورت از نسخ قديمي کدام نسخ است در جواب مي گويم که قديمي ترين نسخ موجود باقي مانده از عهدين.به ويژه دو نسخه از عهد جديد متعلق به قرن ?و ? ميلادي. يعني نسخه سنائي تيکوس و نسخه واتيکانوس. و عهد عتيق هم طومارهاي بحرالميت يا اگرمتن مورد نظردر طومارها نبود نسخه ماسورتي عبري قرن ??.باز هم تأکيد مي کنم اين عبارات همگي اعترافات خود مسيحيان است با اين مقدمه سراغ بحث برويم:

    1ــ تحريف آشکار درآخر انجيل مرقس باب 16

    اين آيات? تا?? در نسخ قديمي وجود ندارند!! بلکه بعدها توسط افراد نامعلومي به انجيل مرقس اضافه شده اند! ما چند کلامي از انجيل نسخهNIV (مخفف New International Version ) مهم ترين و معتبرترين نسخه کتاب مقدس رايج مسيحيان به زبان انگليسي مي آوريم ابتدا عين ترجمه انگليسي آنلاين اين باب را ببينيد:( نگاه کنيد بين آيه 8 و 9 چه نوشته است!)

    “8Trembling and bewildered, the women went out and fled from the tomb. They said nothing to anyone, because they were afraid.

    ((The most reliable early manuscripts and other ancient witnesses do not have Mark 16:9-20. ))

    9When Jesus rose early on the first day of the week, he appeared first to Mary Magdalene, out of whom he had driven seven demons.”

    به نقل از انجيل NIV اگر باور نمي کنيداينجا را کليک کنيدو خودتان نگاه کنيد. هم چنين اين نسخه در پاورقي خود چنين نوشته:(البته اين را آنلاين آنجا ننوشته است بلکه در خود کتاب مقدس چاپ شده نوشته)

    ”Serious doubts exists as to whether these verses belong to the Gospel of Mark. They are absent from important early manuscripts and display certain peculiarities of vocabulary, style and theological content that are unlike the rest of Mark. His Gospel probably ended at 16:8, or its original ending has been lost.”

    “ترديد هاي اساسي وجود دارد که آيا اين آيات متعلق به انجيل مرقس هست. اين ها در دست نوشته هاي مهم و قديمي غائب است و غرايب خاصي ار لغات، شيوه، و مباحث ديني نشان مي دهد که متفاوت با بقيه (انجيل) مرقس است. انجيل او احتمالاً با آيه 8 از باب 16 تمام شده يا انتهاي اصلي آن مفقود شده است”

    (به نقل از پاورقي کتاب مقدس نسخه NIV صفحه 1528 )

    بعضي نسخه هاي ديگر همچون TNIV و English Standard Version هم به نبودن اين آيات در ديگر نسخ معترفند.

    بسياري نسخه هاي ديگر هم در پاورقي خود اشاره کوتاهي کرده اند مثل:

    New American Standard Bible ،The Message، Contemporary English Version، Amplified Bible، English Standard Version، New King James Version هم در پاورقي خود ذيل اين آيات مي نويسد که دو نسخه واتيکانوس و سينائي تيکوس ـ که قديمي ترين و مهم ترين نسخ عهد جديدند ـ اين آيات را ندارند

    ضمنا نسخهNew Living Translation هم در پاورقي خود مي نويسد” که بيشتر نسخ قديمي با آيه 8 تمام مي شود بعضي بين آيه 8 و 9 يک آيه ديگر آورده اند و آيات 9 تا 20 فعلي را ندارند بعضي نوشته ها هم اين آيه جديد را به علاوه 9 تا 20 فعلي نوشته” ــ در نتيجه باب 16 مرقس آن ها 21 آيه دارد ــ آن آيه اي که آن ها اضافه کرده اند را New Living Translation چنين نوشته ـ من از روي انگليسي آن ترجمه مي کنم ـ

    ” پس ايشان مختصراً همه اين ها را به پطرس و همراهانش گزارش نمودند.سپس عيسي خودش، آن ها را از شرق به غرب فرستاد با پيام مقدس و شکست ناپذير رستگاري که زندگي جاويد مي بخشد. آمين”

    حال که تمام نسخه هاي معتبر معترفند که آياتي به کتاب مقدس اضافه شده که در ديگر نسخ نيست چگونه مسيحيان سخن از عدم هر گونه تغيير و تحريف کتاب مقدس به ميان مي آورند

    2ـ تحريف آشکار درآخر باب ? و قسمتي از ? انجيل يوحنا

    جالب است بگوييم که مانند آنچه بر سر انجيل مرقس آمده بر سر انجيل يوحنا هم آمده است.دوباره به سراغ نسخه معتبر NIV مي رويم عينا هرچه را که بين آيات 52 و 53 باب 7 نوشته مي آوريم:

    52They replied, “Are you from Galilee, too? Look into it, and you will find that a prophet[e] does not come out of Galilee.”

    ((The earliest and most reliable manuscripts and other ancient witnesses do not have John 7:53-8:11.))

    53Then each went to his own home.

    بد نيست اينجا را کليک کنيد , ونگاهي به انتهاي صفخه کنيد تا ديگر جاي شکي براي شما باقي نماند که اين ها اعترافات خود مسيحيان است که من از سايت هاي خودشان نقل مي کنم.سوال اساسي که اينجا هم مطرح است اين است که هر گاه اين آيات در نسخ قديمي و معتبر وجود ندارد پس در کتاب مقدس چه مي کند آيا اين جز دليل تغيير و تحريف کتاب مقدس است اينجا هم باز اکثر قريب به اتفاق نسخه ها اعتراف به نبودن اين آيات در دست نوشته هاي قديمي مي کنند.در پاورقي بسياري از نسخه هاي کتاب مقدس مثل: New American Standard Bible، Amplified Bible، New Living Translation به اين مطلب اشاره شده است.

    ديگر تحريفات

    آنچه ما در دو مورد بالا به آن اشاره کرديم موارد کلي اختلاف بود يعني حجم زيادي به متن اضافه شده بود. علاوه بر آن ها موارد بسياري وجود دارند که اختلاف در آيه با نسخ قديمي وجود دارد يا آيه در نسخ قديمي نيست. مواردي در تمام اناجيل به عنوان مثال:

    تحريفات انجيل متي

    ” هرکه بر برادر خود بي سبب خشم گيرد…” کلمه بي سبب در بيشتر ترجمه ها نيست ولي در نسخ قديمي هست اگر اين کلمه باشد درست ترجمه شده.

    اين عبارت بعداً و در نسخ جديدتر افزوده شده “زيرا ملکوت و قوت و جلال تا ابدالآباد از آن تو است ، آمين”

    از بعد از ” ايشان را جواب داد که” در آيه 2 ، تا انتهاي آيه 3 در نسخه هاي قديمي وجود ندارد.

    اين آيه در نسخه هاي قديمي ديده نمي شود.

    ” زيرا که پسر انسان آمده است تا گم شده را نجات بخشد” اين آيه در نسخ قديمي نيست

    در نسخ قديمي اين آيه وجود ندارد.

    در نسخه هاي قديمي وجود ندارد.

    کلمه “جديد” که در اين آيه آمده ، در نسخ قديمي نيست.

    تحريفات انجيل مرقس

    در دست نوشته هاي قديمي موجود نيست.

    در برخي از ترجمه هاي امروزي در اين آيه فقط نام صور را آورده اند ولي در دست نوشته هاي قديم صيدون هم هست برخي ديگر از ترجمه هاي امروز نيز به درستي اسم صيدون را آورده اند.

    اين آيه در نسخ قديمي نيست. اين آيه و آيه 46 مشابه آيه 48 هستند.

    اين آيه هم در نسخ قديمي به چشم نمي خورد. در نسخ قديمي محتوي اين دو آيه فقط يک بار و در آيه 48 آمده است.

    عبارت ” با زن خويش بپيوندد ” در اين آيه در نسخه هاي قديمي نيست.

    در نسخ قديمي عبارت “عيسي جواب داد: اگر به خدا ايمان داشتيد” آمده است به جاي عبارت ” به خدا ايمان آوريد” که در ترجمه هاي امروزي است.

    اين آيه هم در نسخ قديمي وجود ندارد.

    عبارت ” چون ـ دوباره ـ برخيزند” در نسخ قديمي موجود نيست.

    کلمه دوبار را نسخ قديمي ندارند که ” خروس دو مرتبه بانگ زند ”

    عبارت “خروس بانگ زد” در اين آيه را نسخ قديمي ندارند

    در نسخ قديمي قيد هاي مرتبه ديگر و دوباره براي بانگ خروس آمده است وجود ندارد.

    اين آيه در نسخ قديمي نيست.” تمام شد آن نوشته که از خطا کاران محسوب شد”

    درباره باب 16 مرقس ، آيات 9 تا 20 هم که مفصل بالا صحبت کرديم.

    تحريفات انجيل لوقا

    در بعضي نسخ 70 است در بعضي ديگر 72 نوشته شده .

    نسخه هاي جديد اين عبارات را آورده اند که شبيه به شود: ” که در آسماني ” و ” اراده تو چنانکه در آسمان است در زمين نيز کرده شود ”

    در نسخ قديمي اين آيه نيامده است.

    اين دو آيه را نسخ قديمي ندارند.

    اين آيه در نسخ قديمي نيست.

    قسمت اول اين آيه ” اي پدر اينان را بيامرز زيرا نمي دانند چه مي کنند ” در نسخ قديمي نيست.

    تحريفات انجيل يوحنا

    از” منتظر حرکت آب مي بودند” در آيه 3 تا آخر آيه 4 در نسخ قديمي نيست

    عبارت نسخ قديمي” آن نبي” است.( زير نويس آنلاين NIV را ببينيد) به جاي” هيچ نبي اي”، بعداً تفصيلاً خواهيم گفت که آن نبي جز پيامبر اسلام (ص) نمي تواند باشد.پاسخ عيسي (ع) را اگر در اين باره مي خواهيد بشنويد بايد به 8: 12 برويد. زيرا آيات 7:53 تا 8: 11 در نسخ قديمي نيست و چنانچه مفصلاً بحث شد همه ترجمه هاي انگليسي اعتراف به نبودن آن ها در نسخ قديمي دارند. عيسي گويد” که من نور عالم هستم و هرکه مرا متابعت کند…” و هرگز ادعا نمي کند که آن نبي موعود است.در اين باره در جاي خود بحث مي کنيم.

    در اين باره هم مفصلاً بحث شد.

    اين آيه در بعضي نسخ قديمي نيست (اين اختلاف نسخ قديمي با هم نيزخودش يک دليل تحريف است!) سخن عيسي(ع) در آيه 37 را به سخن 39 وصل کنيد.

    عبارت ” آنچه پدر به من داد از همه بزرگتر است” در نسخ قديمي است و نه” پدر … از همه بزرگتر است” اين عبارت منجر به بدفهمي ناجوري مي شود!

    ” و اگر خدا در او جلال يافت ” در اول آيه را نسخ قديمي ندارند.

    فصول 14 تا 17 انجيل يوحنا از قسمت هاي مشکوک است چرا که ظاهراً وعده آمدن روح القدس شده است.اما حقيقت مطلب چيز ديگري است و ما بعداً خواهيم گفت. درنسخ قديمي در انتهاي آيه آمده است که ” در شماست” نه” در شما خواهد بود” که در اين صورت به وضوح معلوم مي شود که روح القدس را همان موقع با خود داشتند لذا وعده آمدن روح القدس بي معني است.

    اختلافات جزئي ديگري نيز وجود دارد که ما چون تفاوت مهمي نداشت صرف نظر کرديم.نيز ما فعلاْ کاري به کار ساير رسائل عهد جديد نداشتيم ولي با اين اوصاف اناجيل، آن ها هم حتماً مورد تحريفات قرار گرفته اند.

    اي دوست عزيز حال که خود مسيحيان با انصاف همگي اقرار به تفاوت هايي اين چنين غير قابل اغماض ميان کتاب مقدس فعلي با نسخ قديمي موجود، کرده اند؛ ادعاي عدم تحريف کتاب مقدس جز انکار حقيقت چه مي تواند باشد! ضمنا اين، پاسخ قاطعي است به مسيحياني که مي گويند اگر راست مي گوييد بخش هاي تحريف شده را نشان دهيد. بفرماييد اين بخشي از آيات تحريف شده! اين اعترافات عمدتا ازترجمه هاي:

    1-NIV و 2-TNIV (به صورت آنلاين PDF ) و New American Standard Bible 3- نقل شده است براي مشاهده آنلاين ترجمه هاي 1 , 3 به اين سايت برويد. ترجمه 2 را هم اينجا.

    عهد عتيق

    در باره عهد عتيق هم مطلب به همين منوال است. بسياري از مسيحيان سعي دارند بگويند ـ و در واقع به دروغ مي گويند!ـ که طومارهاي بحر الميت اثبات کننده محفوظ ماندن کتاب مقدس است. همين جا کار را محکم کنيم که نمي تواند باشد. به هيچ وجه اين طور نيست .

    حتي اگر يک حرف خلاف کتاب مقدس در آن ها نبود هم باز اثبات درستي کتاب مقدس نمي شد. قبل از هر چيز بايد توجه داشت که اين طومار ها فقط مطالب عهد عتيق را در بر دارند پس از اين جهت اعتباري براي عهد جديد به هيچ وجه اضافه نمي شود.

    گذشته از اين حرف ها يک دليل اين است که بيشتر( يعني جز طومار کامل اشعيا و طومار مسي همه) اين متون قسمت هاي مخدوش قراواني دارند و بسياري از نوشتجاتشان غير قابل خواندن است لذا مي شود گفت که در قسمت هاي بسياري که الآن از بين رفته اختلافاتي وجود داشته است. اين کشف به هيچ وجه اين احتمال را حتي کاهش هم نمي تواند بدهد!

    در ثاني اين طومار ها هنوز با زمان اصلي نگارش عهد عتيق قرن ها فاصله دارند! تاريخ اين طومارها متفاوت و قديمي ترين آن 250 سال قبل از ميلاد و جديدترين آن متعلق به سال 68 ميلادي است. بعد از حمله روميان به بيت المقدس احتمالاً ساکنان اين مناطق نيز در اين هجوم کشته شدند و يا به هر دليل ديگر طوماري پس از اين تاريخ درميان طومارهاي بحرالميت نوشته نشد.

    به هر حال زمان حضرت موسي (ع) حدود قرن 14 قبل از ميلاد بوده چه بسا در اين فاضله عظيم هزار و صد و چند ساله تورات دستخوش تحريف شود؛ـ چنانچه شواهد بسياري اين موضوع را تأييد مي کنند – يا اگرچه شباهت هاي بسيار زيادي ميان طومار کامل اشعيا و کتاب اشعياي فعلي وجود دارد ولي اين طومار فاصله اي 500 ساله با زمان اشعيا دارد.پس فاصله زيادي که اين متون با زمان اصلي وقايع دارند مانع از اين است که آن ها را متون100% اصيل بدانيم.

    آنچه ما گفتيم مبتني بر اين فرض بود که هيچ اختلافي ميان نوشتجات اين طومارها و کتاب مقدس فعلي نباشد، حال آنکه حتي اين چنين چيزي هم به هيچ عنوان نيست! خب فکر مي کنم ديگر تکليف روشن شد. اگر چه ميان قسمت بيشتر آن ها شباهت هاي زيادي وجود دارد ولي در بعضي از آن ها اين واقعيت را نمي توان انکار کرد که اختلافات قابل توجهي ميان کتاب مقدس فعلي و طومارهاي بحرالميت وجود دارند. اين اعتراف از ويکي پديا قسمت significance مقاله طومار هاي بحرالميت گرفته شده است.(ويکي پديا هم منابع خوش را باستان شناسان و محققان تاريخ شناس کتاب مقدس معرفي کرده است به مرجع آن جا هم نگاه کنيد) مثلاً چه اختلافاتي الآن خدمتتان عرض مي کنم:

    1- در کتاب مزامير آن 15 مزمور است که آن ها را در مزامير فعلي نمي يابيم از اين جهت آن ها را مزامير آپوکريفال ناميده اند. 9 مزمور کاملاً جديد است و هرگز ديده نشده بود. اين مزمور ها تا حالا کجا بودند

    2ـ در باب 6 کتاب داوران آيات7ـ 10 ديده نمي شوند ( طومار 4QJudg ) بلافاصله بعد از آيه 6 آيه 11 است لذا اين آيات بعداً اضافه شده اند.(مشابه آنچه که در باره انجيل مرقس و يوحنا اتفاق افتاده)

    3ـ هر چند ترتيب آيات به نسبت آياتي که حذف يا اضافه شده اند کمتر اهميت دارد ولي بر هم خوردن ترتيب هم نشان مي دهد که کتاب مقدس را افراد 100% امين ننوشته اند. در هر حال آيات ، در ابتداي باب 5 اين کتاب در طومار هاي بحرالميت قرار دارند.(طومار 4QJosh )

    4ـ در کتاب خروج فعلي در آيه 3 از باب 1 فقط اسم بنيامين است در حالي که در طومارهاي بحرالميت بنيامين و يوسف نوشته شده است.(طومار4QExod )

    5ـ در عبارت ” و زمين خشک ظاهر گرديد” وجود دارد(طومار 4QGen ) که در کتاب مقدس فعلي حذف شده است.پس نويسندگان کتاب مقدس سر خود جملات کتاب خود را ويرايش مي کردند؛ انگار نه انگار که بايد حرف به حرف يک کتاب آسماني را حفظ کرد.

    6ـ بعضي اختلافات جزئي( در حد کلمه) ميان سموئيل فعلي و کتاب اول سموئيل موجود در طومارها(با کد4QSam ) موجود است. موارد اختلاف عبارتند از:”14: 30 ، 14: 47، 15: 27 ،17: 4 ، 26: 22 ”

    مثلاً درباره قد جليات در مي خوانيم ” قدش 6 ذراع و يک وجب بود ” و در طومارها آمده ” 4 ذراع و يک وجب” ـ که حدود 2 متر است ـ اين براي قد يک انسان معقول تر به نظر مي رسد تا 6 ذراع( حدود 3 متر) که در کتاب مقدس فعلي است. اختلافاتي اين چنيني.

    7- متوني هم وجود دارد که هيچ جاي کتاب مقدس يافت نمي شود مثل طومارهاي شماره ( 4Q534-36 ، 1QapGen که آپوکريفال پيدايش است و حجمي حدود 2 باب متوسط از کتاب مقدس را دارد، 1QH، 9Q و …)

    منبع

    خلاصه کلام: اختلافات موجود بين متون قديمي و کتاب مقدس فعلي دليل اين است که

    اين کتاب دستخوش تغيير و تحريفاتي شده است. هم جزئي و هم کلي.

    نکته بسيار اساسي اين است که اين ها بين کتاب مقدس فعلي و نسخ

    موجود است ؛ نسخه هايي که قرن ها با وقايع فاصله دارند

    واي به حال اختلافات با نسخ اصيل که در دست نداريم!

    نويسنده :وبلاگ اهدنا الصراط المستقيم

  30. محمود می‌گه:

    آنچه مسلم است ، موسی دستوراتی بعنوان شریعت از جانب خدا داشته که همان تورات است و تورات واقعی آن بوده که در الواح در کوه طور به موسی داده شد و تورات نه 37 کناب فعلی که بیشتر به تاریخ شبیه است و یا خاطرات انبیا .
    همچنین دستوراتی اخلاقی به عیسی نازل شده که مجموعه آن انجیل بوده و اگر هم عیسی شفاهی بیان میکرده اصل آن توسط حواریون نوشته شده ولی بعدا” بدلائل سیاسی تاریخی نابود شده و اناجیل که بیشتر کتاب سرگدشت عیسی است جایگزین آن شده . گرچه در این سرگذشت از عیسی نقل قولهائی شده لیکن بعنوان قول خداوند اعتبار ندارد ، زیرا اولا” محرر از قول خودش گفته ثانیا” تعداد کثیری نقل قول شده که با هم تناقض دارند و فعلا بنا بر مصلحت سازمان کلیسا چهارتای آن معتبر است . ثالثا” – بر اثر حوادث از جمله مخالفت علمای یهود و سیاسی شدن مسیحیت و شاخه های کاتولیک و ارتودکس این نقل قولها نیز الینه شده . ضمنا عیسی شریعت خود را همان شریعت موسی میداند .
    2- ولی در مورد قرآن کاملا” قضیه متفاوت است . در زمان پیامبر وحی را می نوشتند و بزودی مکتوب شد و لااقل 95 % مسلمین و مورخین به عدم تحریف قرآن و یا جزئی در حد نحوه قرائت و حروف اعتقاد دارند ودلیلی هم بر ضد این مطلب نیست .