بسم الله الرّحمن الرّحیم

سلام علیکم
مطالب باذکرمنابع وجامع وکامل تقدیم شد هرمقدارآن راکه خواستید انتخاب فرمایید.
ازدواج موقت و شبهات مربوط به آن
سوال:
ازدواج موقت و شبهات مربوط به آن و علت عدم پذيرش آن در جامعه چيست؟
پاسخ:
يكي از دلايل حقانيّت و استواري آيين اسلام، جامعيّت اين آيين است كه در تمام موضوعاتِ مربوط به زندگي مادي و معنوي بشر، سخن گفته است؛ و براي جامعة انساني تا روز رستاخيز برنامه ارائه كرده است. از جملة اين موضوعات، نظام حقوق خانواده است؛ روزگاري كه حقوق خانوادگي، زير پا گذاشته شده بود، اسلام يك برنامة عظيم و شگفت انگيزي به اجتماع بشري عرضه كرد.[1] خداي حكيم براي حفظ بنيان خانواده و حفظ اجتماع از انحرافات اخلاقي و به جهت مصلحت ها و حكمت هايي كه در ازدواج وجود دارد، در شرايط خاصي ازدواج مجدد را تشريع كرده است. در اين پاسخ مختصر، ابتدا اشاره اي كوتاه به ازدواج مجدّد به صورت دائم، خواهيم كرد و سپس ازدواج موقّت را شرح خواهيم داد.

حكمت در تشريع تعدّد زوجات
خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: «با زنان پاك (ديگر) ازدواج نماييد، دو يا سه چهار همسر، و اگر مي ترسيد عدالت را (دربارة همسران متعدّد) رعايت نكنيد، تنها يك همسر بگيريد»[2].
بنابراين براي تشريع اين ازدواج، آياتي در قرآن آمده است و سيرة معصومين و اجماع مسلمانان و رواياتي از اهل بيت _ عليهم السلام _ است كه بيانگر اين حقيقت است كه در اسلام تعدد زوجات براي مرد مجاز و مورد تأييد است.[3] لذا براي جلوگيري از انحرافاتِ اخلاقي و جنسي در اجتماع و نيز ايجاد آرامش روحي و رواني و آسايش براي زنان بي سرپرست و بر طرف كردن نيازهاي طبيعي آنان، ازدواج مجدّد با توجه به شرائط آن تجويز شده است.

عوامل تعدّد زوجات
1. وجود دوران عادت ماهانه، ايّام بارداري
2. طولاني تر بودن عمر زنان از عمر مردان (به دلايل گوناگون)
3. فزوني عدد زنان بر مردان. اين به خاطر آن است كه تلفات و مرگ در مردان بيشتر از زنان است و ديگر اينكه مقاومت زنان در برابر بيماري ها، بيشتر از مردان است (اين مهمترين علّت است).[4]

شرايط تعدّد زوجات
1. وجود قدرت جسمي و سلامت روح و جسم
2. قدرت و توان مالي و عاطفي مناسب
3. توانِ برقراري عدالت همه جانبه.
از طرف ديگر در تعداد آن نيز اسلام مرد را محدود كرده است كه بيشتر از 4 زن نمي تواند انتخاب كند. دين مبين اسلام با توجه به اين نيازهاي طبيعي در انسان و با توجه به عوامل و ضرورت هاي اجتماعي، در شرايط خاصّي، تعدّد زوجات را تنها راه منطقي و معقول براي انسان ها مي داند.

پاسخ به چند سؤال
س: آيا تك همسري بهتر از چند همسري نيست؟ آيا در تك همسري زندگي بهتر و باصفاتر و بادوام تر نمي شود؟
ج: در اينكه تك همسري بهتر است، ترديدي وجود ندارد. روح زندگي زناشويي وحدت و اختصاص است ولي به جهت ضرورت ها و نيازهاي اجتماعي است كه براي تأمين مصالح اجتماع، الزاماً تعدّد زوجات مجاز شمرده مي شود اگر تعدّد زواجات با شرايطِ كامل بخواهد عملي شود، تنها ده درصد از مردان (واجد شرايط) چند همسر خواهند داشت.[5]
س: آيا تعدّد زوجات، همان تشكيل حرمسرا نيست؟
ج: تعدّد زوجات كاملاً با تشكيل حرمسرا متفاوت است. اين نوع ازدواج هاي مجدّد، هم از كيفيّت محدود است و هم از لحاظ كيفيّت تمام شرايط تك همسري را داراست و بايد در بين زنان عدالت برقرار باشد. برخلاف حرمسرا داري كه هيچ ضابطه و قانوني جزء هوسراني خليفه يا سلطاني، نداشته است.[6]
س: آيا تعدّد زوجات از حقوق مرد است يا زن؟
ج: با توجه به اينكه مهمترين علّت در رواج تعدّد زوجات، زيادي عددِ زنانِ آماده براي ازدواج بر عدد مردان است، روشن مي شود كه اين ازدواج، يكي از حقوق مسلّم و حق طبيعي زن است نه مرد. و براي مرد تنها يك وظيفه و تكليف است كه براي ايفاي حق زن، به اين تكليف تن مي دهد.[7] البته اسلام اجازه نمي دهد هر مردي و با هر شرايطي به ازدواج اقدام كند.
ازدواج موقت
«متعه» و به تعبير برخي كتب فقهي و قانون مدني، «نكاح منقطع»، يا چنان كه امروز مصطلح شده، «ازدواج موقت» يا به تعبير عامّه مردم، «صيغه» از ابتداي ظهورِ اسلام، امري مشروع بوده است.[8]
تعريف ازدواج موقت
ازدواجي كه براي مدّت معيّن و با مهرية مشخص واقع مي شود و با تمام شدن مدّت و زمان آن، بدون نياز به طلاق از هم جدا مي شوند.
احكام ديگري كه در اين ازدواج وجود دارد به قرار زير است:
1. در اين ازدواج، زن از مرد ارث نمي برد، مگر آن كه در ضمن عقد شرط ارث شود.
2. اگر مهريه ذكر نشود، عقد باطل است.
3. در صورت همبستر شدن، بعد از تمام شدن مدّت آن بايد عدّه نگه دارد (45 روز).
4. اگر شوهر در آن زمان، وفات كند بايد عدّة وفات نيز نگه دارد (چهار ماه و ده روز).
تذكر: مورد سوم و چهارم با ازدواج دائم مشترك است.
5. فرزنداني كه از اين ازدواج به وجود آيند، از نظر نسب وارث با فرزندانِ ازدواج دائمي فرقي ندارند.
6. زن حق مطالبة نفقه ندارد مگر آنكه در ضمن عقد شرط كرده باشد.[9]

حكمت تشريع ازدواج موقت
خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: «و زناني را كه متعه (ازدواج موقت) مي كنيد، واجب است مَهر آنها را بپردازيد. و گناهي بر شما نيست در آنچه بعد از تعيين مَهر، با يكديگر توافق كرده ايد»[10].
اگر يك جامعه اي گرفتار مشكلات زير شود، چه راه حلّي براي آنها مناسب ترين گزينه است؟
در جامعه اي كه بيشتر جوانان آن داراي امكانات و شرايط ازدواج دائم آن را ندارند، در مسافرت ها و مأموريت هاي طولاني كه باعث دوري مردان از همسران خود مي شود، گرفتاري و مشكلات زنان در دوران مريضي، عادات ماهانه، بيشتر ايّام بارداري و … ، طولاني بودن ايّام تحصيلات براي دانشجوياني كه توان ازدواج دائم را ندارند، وجود زنان بيوه و بي سرپرست و داراي فرزند در اجتماع و ده ها مشكل ديگر كه جوامع امروزي با آنها دست و پنجه نرم مي كنند.
اين گروه ها، چگونه با غرايز جنسي و عاطفي خود مقابله كنند؟
راه اول: اين است كه از داروهاي كشندة غريزة جنسي استفاده كنند.
راه دوم: رهبانيّت و رياضت طلبي.
راه سوم: بي بندوباري و فحشا.
راه چهارم: ازدواج موقّت.
اسلام هيچ كدام از اين سه راه اول را معقول و منطقي نمي داند و مي گويد كه نيازهاي طبيعي بايد به صورت طبيعي و مشروع بر طرف شود. و چارة كار را در ازدواج موقّت مي داند.[11]
امام صادق _ عليه السلام _ فرموده اند: «خداوند حكيم تمام چيزهايي كه انسان را مست مي كند، بر مؤمنان حرام كرد و در عوض آن، ازدواجِ موقّت را مشروع و مباح ساخته است»[12].
در فضيلت اين ازدواج، امام صادق _ عليه السلام _ مي فرمايد: «هر كس به اين سنّت الهي عمل كند و آن گاه غسل نمايد، خداوند از هر قطرة آبِ غسلش، هفتاد ملائكه مي آفريند تا براي او استغفار نمايند تا روز رستاخيز، و براي كساني كه منكر متعه هستند تا روز قيامت، لعنت كنند»[13].

عمر و تحريم متعه
در كتاب صحيح مسلم (از كتب اهل سنّت) آمده است كه عمر در بالاي منبر خطاب به مردم گفت: چند چيز در زمان پيامبر _ صلّي الله عليه و آله _ حلال بود كه من آنها را حرام مي نمايم و مرتكبين آنها را كيفر مي كنم:
ازدواج موقّت ، حجّ تمتّع ، جملة «حيّ علي خير العمل» در اذان و اقامه.
حضرت اميرالمؤمنين علي _ عليه السلام _ فرموده اند: «اگر عمر ازدواج موقّت را ممنوع نمي كرد، جز انسان هاي شقّي و بي شرافت، كسي زنا نمي كرد»[14].
نهي خليفة دوم، يك نهي سياسي بود و نه شرعي و قانوني. براي آگاهي بيشتر به كتاب سيري در مسائل خانواده مراجعه كنيد.
پاسخ به شبهات
1. آيا تشريع ازدواج موقت براي تأمين هوسراني است؟
يكي از اصول مسلّم اسلام، مبارزه با هواپرستي و شهوت پرستي است. در اسلام كسي كه دنبال هوسراني باشد ملعون و مورد نفرت خداوند است. از طرف ديگر رياضت و رهبانيّت در اسلام مردود است و بي بندوباري و انحرافات جنسي نيز حرام است. اين ازدواج در شرايط ضروري و به جهت تأمين مصالح اجتماع است. از طرف ديگر بنابر ممنوعيّت خليفة دوم، اين سنّت اسلامي متروك شد. ائمّه _ عليهم السلام _ براي اينكه اين سنّت فراموش نشود، برخي را تشويق به اين امر مي كردند. اينجا بود كه يك مصلحت و حكمت ثانوي با حكمت اولي تشريع نكاح منقطع توأم شد. و آن احياء يك سنّت متروكه است. و گاه كه ائمّه مردان متأهل را از اين كار منع مي كردند به اعتبار حكمت اولي اين قانون است.[15]
امام كاظم _ عليه السلام _ : «اين كار براي كسي رواست كه خداوند او را با داشتن همسري از اين كار بي نياز نكرده است. امّا كسي كه داراي همسر است، فقط هنگامي مي تواند دست به اين كار بزند كه دسترس به همسر خود نداشته باشد»[16].
2. آيا نيازهاي زن در ازدواج موقّت تأمين مي شود؟

نيازهاي زن
زن نيازهاي عاطفي _ رواني همچون نياز به عشق، نياز تأييد و توجه اجتماعي، نياز به داشتن فرزند، نياز اقتصادي و … دارد.
دختران و زناني كه در پي كسب عشق و فداكاري، كسب تعهّد و مسئوليت فرد ديگري در زندگي مشترك، ايجاد سرپناه و تكيه گاه مطمئنِ روحي _ عاطفي هستند و دست به ازدواج موقت مي زنند، بدانند كه با اين ازدواج، تمام آن نيازها بر طرف نمي شود. و پس از اتمام زمان آن، دچار يأس، ناكامي و نابساماني روحي و رواني مي شوند.[17] زيرا ازدواج براي زن پيوندي بالاتر از شهوت و نياز جنسي است. پيوندي سرشار از عشق و فداكاري و صميميّت واقعي و محبت قلبي است. مادر شدن با عظمت ترين، زيباترين و هنرمندانه ترين رويداد در زندگي يك زن است، و اين نياز معمولاً در ازدواج موقت قابل تأمين نيست. بنابراين اصل در ازدواج، دائم بودن است؛ چون در آن همة نيازهاي مرد و زن تأمين مي شود و ازدواج موقت در زمان هاي خاص و شرايط معيني براي افراد معيني ضرورت پيدا مي كند.
زن هايي كه ازدواج موقت كرده اند دلايل خود را در يك تحقيق اينگونه بيان كردند:
28 درصد به دليل اقتصادي ، 8/58 درصد دليل عاطفي و رواني، تنهايي و خانوادگي ، 2/13 درصد دليل جنسي.[18]
بنابراين بايد ازدواج موقت در قالب يك فرهنگ درآيد و شرايط آن براي افراد تبيين شود و شبهات مربوط به آن جواب گفته شود و توسط كارشناس دين و روان شناس آسيب شناسي آن مشخص شود و اين نياز زمان و همكاري سازمان هايي مثل وزارت فرهنگ و ارشاد، رسانه ها و … دارد.
مشكلاتي كه در اين ازدواج متوجه زنان است:
1. صاحب فرزند شدن بزرگترين مشكل زنان متعه مي باشد.
2. زنان، كاملاً نگاه عاطفي و رواني در اين ازدواج دارند و برخورد احساسي و هيجاني با اين موضوع دارند. و وقتي كه مدّت آن تمام مي شود، مبتلا به يأس و ناكامي و افسردگي مي شوند. البته اين مشكل بيشتر در زنان زير 40 سال است.
3. نگاه منفي جامعه به اين نوع ازدواج. به جهت همين نگرش منفي، اين ازدواج غالباً مخفيانه انجام مي شود و اين ايجاد ترس، اضطراب و نگراني مي كند. براي رفع اين مشكل بايد زمينه سازي و بسترسازي فرهنگي، اجتماعي شود.
4. عدم ثبت قانوني صيغه از طرف خيلي ها، كه به تبع آن، اثبات همسري از سوي طرفين مشكل است.

اسلام و توصيه هايش به زن و مرد
الف) توصيه هاي مهم به زناني كه قصد ازدواج موقت دارند:
1. خود و مجموع نيازهايشان را به خوبي بشناسند و نيز راه هاي تأمين آنها را بررسي كنند.
2. ازدواج موقت را با تمام شرايط، ويژگي ها و پيامدها و آثارش، شناخته و ميزان اثرگذاري آنها را بر زندگي خود دريابند.
3. به اين ازدواج به عنوان يك اصل و باور ديني اعتقاد داشته باشند و به اصول آن متعهّد باشند.
4. عدّه (45 روز) را بعد از تمام شدن مدّت ازدواج _ در صورت همبستري _ رعايت كنند.
5. مردي كه از آنها تقاضاي ازدواج موقت مي كند، كاملاً بشناسند و انگيزه هاي او را از اين ازدواج بدانند.
6. اين اقدام را قانوناً ثبت نمايند و از پيامدهاي تلخ عدم ثبت قانوني جلوگيري كنند.
7. با فكر اينكه بعد از اين ازدواج، آن را به ازدواج دائم تبديل كنند، اقدام به اين كار نكنند.
8. ارزش، منزلت، شخصيت، عزّت نفس خود را حفظ كنند.

ب) توصيه به مردان:
1. به قصد شهوتراني اقدام به ازدواج موقت نكنند.
2. حقوق همسران دائمي خود را تضييع نكنند.
3. به عنوان يك عمل هميشگي و دائمي و در همه جا انجام ندهند كه مداوم بودن آن اعتياد مي آورد.
4. براي پيروي از فرمان الهي و سنّت اسلامي اقدام به اين ازدواج كنند.
5. اقدام اين ازدواج براي شكستن ممنوعيت آن توسط اهل سنّت باشد.
6. براي احسان به محرومين و ايجاد پناهگاه امن و آرامش براي زنان بي سرپرست باشد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. تحليلي بر روان شناسي زن در ازدواج موقت، طلعت رافعي، نشر دانژه ، چاپ اول، 1382.
2. سيري در مسائل خانواده، حبيب الله طاهري، بين الملل، چاپ اول، 1381.
3. نظام حقوق زن در اسلام، مرتضي مطهري، صدرا، چاپ چهاردهم، 1369.

———— ——— —
[1] . بابازاده، علي اكبر، مسائل ازدواج و حقوق خانواده، بدر، چاپ چهارم، 1378، ص 7.
[2] . نساء/3، ترجمة مكارم.
[3] . طاهري، حبيب الله، سيري در مسائل خانواده، بين الملل، چاپ اول، 1381، ص 166.
[4] . مسائل ازدواج و حقوق خانواده، ص 170.
[5] . سيري در مسائل خانواده، ص 174.
[6] . همان، ص 175.
[7] . همان، ص 172.
[8] . زنان پرده نشين و نخبگان جوشن پوش، ترجمة مليحه مغازه اي، نشر ني، چاپ اول، 1380، ص 35.
[9] . سيري در مسائل خانواده، ص 195.
[10] . نساء/24، ترجمة مكارم.
[11] . بابازاده، علي اكبر، مسائل ازدواج و حقوق خانواده، ص 178.
[12] . همان، ص 179.
[13] . همان، ص 184.
[14] . همان.
[15] . مطهري، مرتضي، مجموعة آثار، نظام حقوقي زن در اسلام، صدرا، چاپ دوم، 1379، ج 19، ص 82.
[16] . همان.
[17] . رافعي، طلعت، تحليلي بر روان شناسي زن در ازدواج موقت، نشر دانژه، چاپ اول، 1382، ص 31.
[18] . همان، ص 50.
منبع: سایت اعتقادات

انشاءالله عاقبت بخیربشوید.
التماس دعا

سوال از : سعید , مسلمان , شیعه از ایران
پاسخگو : حجه الاسلام ربانی اصل از گروه ایپرسش




عواملی که باعث میشود دیدگاه شما تایید نشود:
توهین و استفاده از الفاظ رکیک
به کاربردن آدرس های اینترنتی

  1. دیانا می‌گه:

    خیلی ببخشید مگه زن گوسفنده که 2 تا 3 تا 4 تا (اونم از نوع پاکش ) رو بگیری!

    خجالت آور و شرم آوره که برای ارضاء میل جنسی مرد هرزه,قانون گذاشته شده و با کلی بوغ و کرنا داد می زنن که اسلام دین کامله!

    بدون استثنا این در واقع یک کلاه شرعی بسیار بسیار بزرگ ,برای پوشاندن زناکاری و هرزه گری تمامی مردهایی است که این رویه را دنبال می کنن!!

    از طرفی دیگر عیسی مسیح میگه: مردی که از روی شهوت به زنی نگاه کند,در دل با او زنا کرده است.

    همین یک جمله که دعوت به خویشتن داری می کنه,آبرومندانه و درست ترین و قاطع ترین دستوری است که خداوند در مورد خویشتن داری می ده.
    که حتی یک مسیحی ایماندار,در فکرش هم نادرست فکر نکنه!
    چه برسه به اینکه وسوسه بشه و بره زن دوم و سوم و چهارم بگیره!

    مسیح در فکر کار می کنه و اسلام در …!!!!
    خجالت بکشید!

    • عمر می‌گه:

      بسم الله الرحمن الرحیم
      و صلاة و سلام علی سیدنا و نبینا محمد و آله و صحبه اجمعین طاهرین … اما بعد …

      سخن زیبا و دلنشین حضرت عمر بن خطاب که در بسیاری از کتابهای حدیث اهل سنت نقل شده است سبب آن شده است تا کور دلان و نافهمان در مقابل سخن گرانقدر او قد علم نمایند و به دشمنی و کینه توزی با وی بپردازند ایشان در عهد خلافت خویش چنین فرموده اند: «متعتان کانتا على عهد رسول الله -صلى الله علیه وسلم- وأنا أنهى عنهما وأعاقب علیهما، متعة الحج ومتعة النساء»(۱).
      اگر به محتوای کلام حضرت عمر بن خطاب بنگریم در می یابیم که ایشان هرگز از جانب خود آن را نهی نکرده است بلکه همان نهی قبلی که از جانب رسول الله -صلی الله علیه وسلم- صورت گرفته است را به کلیه بلاد و سرزمین های اسلامی ابلاغ می نماید و چون ابلاغ توسط ایشان و در دوران خلافت او به صورت اکمل و اتم صورت گرفت آن نهی را به خود نسبت داده اند، حضرت عمر بن خطاب -رضی الله عنه- بنا به آیه کریمه الهی که در قرآن مجید به حج تمتع اشاره دارند به حج تمتع معتقد بودند چنانچه که از حضرت عبدالله بن عباس از ایشان نقل شده است که فرمودند: والله انی لا انهاکم عن المتعه وانها فی کتاب الله و قد فعلها رسول الله.
      حضرت عمر بن خطاب هرگز از آن نهی ننموده و نسبت تحریم به او نسبتی بی جا و ناروا است که به آن منسوب می نمایند بلکه ایشان معتقد بودند که حج عمره به طور جداگانه اولی تر و افضل تر است چنان که امام شافعی و سفیان ثوری و اسحاق ابن راهویه و غیره به آن معتقدند، در آیات الهی خداوند متعال هدی را بر متمتع به خاطر جبران نقصان حج او واجب گردانده است چنانچه که می فرماید: آیه: ﴿فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ﴾ بیانگر همین مطلب می باشد آن حضرت -صلی الله علیه وسلم- با وجود اینکه مهلت و فرصت زیادی در حجه الوداع داشتند فقط به ادای حج مفرد و در ادای عمره قضاء و عمره جعرانه فقط به ادای عمره پرداختند، علامه ابوالفتح مقدسی می فرماید: حضرت عمر بن الخطاب از آن متعه ای که در قرآن مجید مذکور است نهی نفرموده اند بلکه در بین حج مفرد و عمره با احرام جداگانه فسخ انداخته اند که آن دو با دو احرام صورت گیرد و عمره به تنهایی انجام پذیرد، حضرت شیخ الاسلام علامه ابن تیمیه ((رح)) می نویسد: در دوران خلافت حضرت ابوبکر صدیق و اوایل خلافت حضرت عمر فاروق زائرین و حجاج در ایام حج به ادای عمره و حج می پرداختند و از ادای عمره در ماههای دیگر سال اجتناب می ورزیدند. و اندکی از حجاج به آن عمل می کردند لذا حضرت عمر -رضی الله عنه- به خاطر اینکه حج عمره نیز به صورت جداگانه انجام می پذیرد از جمع حج و عمره نهی کردند لذا فرمودند اگر هر یک جداگانه انجام پذیرد بهتر و افضل است لذا از جمع آن دو نهی فرمودند تا در ماه های دیگر سال نیز حجاج برای زیارت بیت الهی قصد سفر نمایند، اما آنچه درباره ی متعه زنان و نکاح موقت به او نسبت داده اند که ایشان نکاح موقت را حرام گردانده است نسبتی غلط و نابجایی است زیرا که ایشان همان ابلاغ و نهی قبلی آن حضرت -صلی الله علیه وسلم- را به عموم مسلمانان ابلاغ و بر آن تاکید داشته اند چنان چه که از ایشان روایت است که فرمودند: آن حضرت -صلی الله علیه وسلم- سه بار متعه را جایز و سپس آن را حرام گرداندند و قسم به ذات باریتعالی اگر بنده از حال کسی که ازدواج نموده و محصن است اطلاع یابم که اقدام به عقد نکاح موقت نموده است او را رجم (سنگسار) می نمایم مگر اینکه چهار شاهد و گواه بر حلت نکاح موقت ارائه دهد و در روایتی دیگر از او چنین نقل شده است:
      “اگر فرد غیر محصن اقدام به عقد نکاح موقت نماید او را صد ضربه شلاق خواهم زد مگر اینکه گواهانی را بر من ارائه دهد که آنان بر حلت نکاح موقت گواهی و شهادت دهند. ”
      حضرت عمر بن خطاب پس از آنکه آن حضرت بر حرمت نکاح موقت پافشاری و تاکید نموده بودند آن را علناً اعلام و ابلاغ نمودند و بر تاکید آن افزودند و ایشان مبلغ و نافذ شریعت اند نه اینکه او را مخترع شریعت بدانیم، اعلام رجم افراد محصن از جانب وی دلیل واضح و روشنی است که حرمت نکاح موقت به طور قطع و ثبوت از آن حضرت -صلی الله علیه وسلم- ثابت گردیده است که هیچ مخالفی نیز به مخالفت با آن نپرداخته است لذا عدم مخالفت و سکوت صحابه دلیل واضح و روشنی است که آن حرمت بالقطع و اتفاق ثابت گردیده است و هیچ فردی از صحابه به حلت آن معتقد نیست ولی در مورد حج تمتع پس از سخنان حضرت عمر بن خطاب جمع کثیری از صحابه با وی به مخالفت پرداختند.
      علامه محمد حامد در کتاب “نکاح المتعه حرام فی الاسلام” چنین می نویسد: آنچه بنده آن را بیان می نمایم و بلکه هر مصنف و مولف دیگری نیز اذعان به آن دارد این است که حضرت عمر بن خطاب -رضی الله عنه- از جانب خویش هرگز نکاح موقت را حرام نگردانده اند زیرا که ایشان در قرآن مجید آیه ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَیِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَکُمْ وَلا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ﴾
      (ترجمه: ای مومنان حرام نکنید آنچه را که خدا حلال ساخته است شما را و از حد مگذرید هر آینه خدا دوست نمی دارد که حد گذرندگان را). قرائت و به آن عشق می ورزید و همچنین آیه ای که در بیان کفار و عاقبت آنان نازل شده است را نیز قرائت نموده است آن آیه ای که خداوند متعال در آن می فرماید:
      ﴿قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ قَتَلُوا أَوْلادَهُمْ سَفَهاً بِغَیْرِ عِلْمٍ وَحَرَّمُوا مَا رَزَقَهُمُ اللَّهُ افْتِرَاءً عَلَى اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا وَمَا کَانُوا مُهْتَدِینَ﴾.
      ترجمه: هر آینه زیان کار شدند آنان که کشتند فرزندان خود را به غیر دانش و حرام کردند آنچه روزی داد ایشان را به سبب دروغ بستن بر خدا به تحقیق گمراه شدند ایشان و نه شدند راه یافتگان.
      و همچنین آیه دیگری که خداوند متعال در آن به پیامبر اکرم -صلی الله علیه وسلم- می فرماید اگر کفار چیزهایی را حرام گردانده اند از آنان شاهد و گواه بر حرمت آن چیز طلب نما چنانچه می فرماید:
      ﴿قُلْ هَلُمَّ شُهَدَاءَکُمُ الَّذِینَ یَشْهَدُونَ أَنَّ اللَّهَ حَرَّمَ هَذَا فَإِنْ شَهِدُوا فَلا تَشْهَدْ مَعَهُمْ وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنَا وَالَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَهُمْ بِرَبِّهِمْ یَعْدِلُونَ﴾.
      ترجمه: بگو بیاورید علمای خود را آنان که گواهی می دهند که خدا حرام ساخته است این را سپس یا محمد به فرض گواهی دهند تو معترف مشو با ایشان و پیروی مکن خواهش کسانی که به دروغ نسبت کرده اند آیات را و کسانی که اعتقاد ندارند به آخرت و ایشان با پروردگار خود برابر می کنند.
      علامه فخرالدین رازی در تفسیرش در صفحه ۳/۲۸۷ نهی حضرت عمر -رضی الله عنه- از نکاح موقت را بسیار جالب و زیبا پاسخ داده اند که در اینجا به دفاعیات و نظریه او به طور اختصار می پردازیم:
      حضرت عمر بن خطاب این سخن نهی و تحریم نکاح موقت را در محضر صحابه بیان داشتند و هیچ کسی از صحابه به مخالفت با او نپرداخت در اینجا صحابه ای که در نزد او حاضر بودند یکی از این سه گروه بوده اند که سه احتمال در آن وجود دارد:
      ۱- صحابه نسبت به حرمت نکاح موقت مطلع بودند و با بیان حضرت عمر که موافق حدیث پیامبر بود مخالفت نکردند.
      ۲- صحابه به حلت و جواز نکاح موقت معتقد بودند ولی از خوف و ترس با او مدارا و مداهنت نمودند و به مخالفت با او بر نخواستند.
      ۳- صحابه به حرمت و حلت آن یقین نداشتند و در بین حرمت و حلت آن متردد بودند لذا سکوت کردند نظریه و احتمال اول بهترین و پسندیده ترین احتمالات است زیرا که دو احتمال بعدی به طور کلی منتفی هستند احتمال دوم به این دلیل منتفی است که اگر حضرت عمر به حلت آن معتقد بود و آن را حرام گرداند و دیگران نیز با او هم صدا شدند کلیه آنان کافر و از اسلام خارج می گردند و مصداق آیه ﴿کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ﴾ قرار نمی گیرند لذا در آن لحظه چه کسی مصداق این آیه بود آیا آنان حلت نکاح موقت را بیان داشتند یا خیر و چرا سکوت را اختیار نمودند، سومین احتمال نیز مردود و منتفی است زیرا که امکان ندارد صحابه از حلت و حرمت آن اطلاع نداشته باشند اگر واقعاً همچون نکاح دائم حلال می بود کلیه صحابه از آن مطلع می گشتند زیرا که این در آن صورت جزو ضروریات و نیازهای آنان بود و هرگز آنان از ضروریات و نیازهای خود غافل و بی خبر نبوده اند.
      علامه ابوالفتح مقدسی در کتاب تحریم نکاح المتعه در صفحه ۷۷ چنین می نویسد:
      با توجه به اینکه عمر -رضی الله عنه- بر منبر حرمت نکاح موقت را بیان داشته اند و بر عاملین و مرتکبین آن جرم سنگین را گذاشته اند دلیل بر این است که نکاح موقت در زمان پیامبر حرام گردیده است و صحابه نیز آن را پذیرفته اند و هیچ یک از مهاجرین و انصار به مخالفت با او نپرداخته است و این در حالی اتفاق افتاده است که برخی از صحابه همچون ابی بن کعب در حرمت حج تمتع و معاذ بن جبل در فتوای رجم زن حامله با او به مخالفت پرداخته اند و دموکراسی و آزادی در دور خلافت او به اوج خود رسیده بود لذا اگر ایشان از جانب خود آن را نهی و حرام می کردند صحابه با او به مخالفت می پرداختند علاوه بر نهی حرمت عمر -رضی الله عنه- عده کثیری از راویان و صحابه حرمت نکاح موقت را بیان داشته اند که در اینجا به برخی از آن روایات اشاره می شود:
      ۱- از حضرت حسین بن محمد بن علی و برادرش عبدالله روایت شده است که حضرت علی به ابن عباس فرمودند:
      آن حضرت -صلی الله علیه وسلم- از متعه و گوشت الاغ در جنگ خیبر نهی فرمودند(۲).
      ۲- از حضرت ایاس بن سلمه روایت شده است که ایشان از پدر خویش نقل می نمایند که آن حضرت در سال اوطاس نکاح متعه و موقت را جایز و پس از آن نهی کردند(۳).
      ۳- از حضرت ربیع بن سبره الجهنی روایت شده است که ایشان می فرمایند پدرم به من گفت من به همراه آن حضرت بودم که ایشان فرمودند: ای انسانها من قبلاً به شما نکاح موقت و متعه را اجازه داده بودم و امروز خداوند متعال آن را تا قیامت حرام گردانده است و هر کسی که زنی را به صورت نکاح موقت و متعه ازدواج کرده است رها نماید و از آن چیزی تحویل نگیرد(۴).
      ۴- از عبدالملک بن ربیع بن سبره جهنی روایت است که ایشان از پدرشان روایت می کنند که ایشان فرمودند: آن حضرت در سال فتح مکه نکاح موقت را هنگامی که داخل شهر مکه شدیم جایز قرار دادند و هنوز از آن شهر خارج نشده بودیم که ما را از آن نهی کرد(۵).
      ۵- از ربیع بن سبره ی الجهنی روایت است که ایشان از پدرشان روایت می کنند که آن حضرت -صلی الله علیه وسلم- فرمودند: بدانید و آگاه باشید که نکاح موقت و متعه از امروز به بعد تا روز قیامت حرام گردیده است(۶).
      ۶- از عبدالرحمن بن نعیم الأعرجی روایت است که ایشان می فرمایند: شخصی از حضرت عبدالله بن عمر درباره نکاح موقت پرسیدند ایشان بسیار خشمگین و ناراحت شدند و فرمودند قسم به ذات باریتعالی ما در زمان پیامبر زناکار و افراد بد کردار نبودیم(۷).
      ۷- از حضرت موسی بن ایوب روایت است که ایشان از عمویش علی و او از حضرت علی بن ابی طالب نقل می کند که آن حضرت فرمودند: نکاح موقت ابتداء برای کسانی جایز بود که ثروتی نداشتند و هنگامی که حکم نکاح دائم، طلاق و میراث در میان زوجین بیان شد حکم نکاح موقت منسوخ گشت(۸).
      ۸- از حضرت ربیع بن سبره ی روایت است که ایشان از پدرشان نقل می کنند که ایشان فرمودند: ما به همراه آن حضرت در سال حجه الوداع از شهر مدینه خارج شدیم تا اینکه به مکان عسفان رسیدیم که آن حضرت -صلی الله علیه وسلم- فرمودند: حج عمره با حج مفرد آمیخته شده است در این لحظه حضرت سراقه فرمودند: ای رسول خدا به ما مانند نوآموزان تعلیم بده گویا ما امروز به دنیا آمده این و از هیچ چیز خبر نداریم عمره فقط مخصوص امسال است یا اینکه تا ابد و برای همیشه خواهد بود آن حضرت فرمودند: تا روز قیامت و برای همیشه است هنگامی که به مکه رسیدیم به طواف بیت الله و سعی صفا و مروه مشغول شدیم و پس از آن به عقد نکاح موقت به ما دستور (اجازه) دادند و برای روزهای مشخصی ازدواج صورت گرفت که من و یکی از دوستان روزی برای ازدواج موقت از منزل بیرون رفتیم و در نزدیک زنی خود را برای عقد موقت معرفی کردیم آن زن به قطیفه های (چادرهای) هر دویمان نکاح کرد قطیفه من بهتر بود ولی من جوانتر بودم او مرا در قبال قطیفه ای که به او دادم انتخاب و با من به ازدواج موقت راضی گشت آن شب در نزد او بودم و هنگام صبح برای ادای نماز صبح به مسجد رفتم آن حضرت -صلی الله علیه وسلم- پس از نماز صبح بر روی منبر رفت و چنین به ایراد سخنرانی پرداخت: هر شخصی که با زنی عقد نکاح موقت بسته است بهای آن را بپردازد و هرگز به نکاح موقت روی نیاورد زیرا که خداوند متعال آن را برای همیشه بر شما حرام گردانده است(۹).
      تابعین نکاح موقت را زنایی بیش نمی دانستند علامه سعید بن منصور در سنن خویش در صفحه ۳/۱/۲۱۱ از حضرت عروه ی بن زبیر چنین نقل می کند: حضرت عروه بن زبیر از نکاح موقت نهی می کردند و می فرمودند: نکاح موقت و متعه زنایی بیش نیست ابن ابی شیبه در مصنف خود در صفحع ۴/۲۹۳-۲۹۴ از حضرت هشام بن الغار چنین نقل می کند که ایشان فرمودند: من از حضرت مکحول شنیدم که ایشان درباره ی شخصی که مبتلا به نکاح موقت شنیده بود گفت: ایشان زنا کارند.
      باز هم روایتی دیگر در مصنف ابن ابی شیبه در صفحه ۷/۲-۵۰۲/۵۰۳ از حضرت عمر -رضی الله عنه- نقل شده است که می فرماید: قاسم بن محمد فرمودند بنا به آیه کریمه الهی نکاح موقت حرام گردیده است و برای حرمت آن آیه ﴿وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُمْ﴾ (المؤمنون: من الآیة ۶-۵) را قرائت نمودند.
      ترجمه: و آنان که ایشان شرمگاه خود را نگاه دارندگانند مگر بر زنان یا کنیزان خود. علامه خطیب بغدادی در کتاب تاریخ بغداد در صفحه ۱۴/۱۹۹ و علامه ابن خلکان در کتاب وفیات الأعیان در صفحه ۵/۱۹۹ نظریه قاضی فقیه یحیی بن اکثم را چنین نقل می نماید: ما به همراه مامون در مسیر جاده شام بودیم که ایشان با آواز و ندای بلند به حلت متعه ابراز نظر نمودند یحیی بن اکثم به من و ابی العینا گفت: صبح زود نزد او بروید و اگر مناسب دانستید با او سخن بگویید و حرمت متعه را بیان دارید و الا تا زمان تشریف فرمایی من سکوت را رعایت فرمایید، ما نزد او رفته و او را در حالت خشم یافتیم بنابراین تا رسیدن یحیی بن اکثم سکوت را اختیار نمودیم تا اینکه حضرت یحیی ابن اکثم تشریف آوردند و به همراه او در مجلس مامون نشستیم مامون به حضرت یحیی گفت: چرا رنگت پریده است و چرا ناراحت به نظر می آیید؟ حضرت یحیی در پاسخ فرمودند: به خاطر بدعتی که رایج می شود ناراحت هستم آن قضیه مرا پریشان کرده است مامون از او پرسید: آن بدعت چیست؟ ایشان فرمودند: آن حلت نکاح موقت و دستور به انجام آن است که در حقیقت آن زنای صریحی است.
      مامون گفت: متعه زنا است؟ حضرت یحیی فرمودند آری متعه زنای صریحی است سپس مامون از او پرسید: شما این فتوی و نظر را از کجا می گویید؟ ایشان فرمودند: خداوند متعال آن را در سوره مبارکه مومنون حرام قرار داده اند آن جایی که می فرمایند: ﴿فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِکَ فَأُولَئِکَ هُمُ الْعَادُونَ﴾.
      ترجمه: پس هر که طلب کند سوای این دو (زن و کنیز) آن جماعت از حد گذرندگانند. سپس از مامون پرسیدند نکاح موقت و آن زنی که توسط نکاح موقت صیغه شده است جزو ملک یمین است؟ ایشان گفت: خیر سپس از وی پرسید آیا جزو ازواج است که زاد و ولد از او صورت می گیرد و نسب ثابت و میراث برقرار می گردد؟ ایشان گفتند: خیر سپس فرمودند پس ایشان متجاوز حدود الهی اند و سخن را ادامه داده فرمودند: امام زهری از عبدالله و حسن دو فرزند محمد ابن الحنفیه و ایشان از محمد بن علی و او از حضرت علی چنین نقل می نمایند که حضرت علی فرمودند: آن حضرت به من دستور دادند تا با صدای بلند به مردم بگویم که نکاح متعه حرام و ناجایز است سپس مامون به سوی ما نگاه کرد و گفت: آیا این روایت در احادیث مامون یافته می شود ما گفتیم آری ای امیرالمومنین این روایت وجود دارد مامون پس از آن استغفار کرد و دستور به نهی نکاح موقت دادند، از آن چه تاکنون گفته شده بود این مطلب به اثبات می رسد که نهی و حرمت نکاح موقت از طرف حضرت امیرالمومنین عمر بن الخطاب صورت نگرفته است بلکه خداوند متعال آن را نهی و حرام گردانده است ولی روافض می گویند حضرت عمر او را حرام گردانده است چنان چه در کتابهایشان روایات جعلی متعددی را نقل نموده اند می گویند: هنگامی که حضرت عمر در نزد خواهرش عفراء تشریف آوردند کودکی را در بغل و دامان خواهرش یافتند که از آن شیر می نوشید کودک را گرفته و به سرعت به مسجد آمدند و ندای الصلاه جامعه را سر دادند مردم نیز در آن لحظه به مسجد تشریف آوردند ایشان بر منبر رفته و به ایراى سخنرانی پرداختند و فرمودند: ای گروه مهاجرین و انصار و ای اولاد فرزندان قحطان کیست از شما که مرتکب عمل زنا شود و صاحب چنین فرزندی گردد عده ای از مردم گفتند ما آن روز دوست نداریم آیا شما نمی دانید خواهرم عفراء بنت خنتمه هنوز ازدواج نکرده است ایشان گفتند: آری. وی گفت من بر او داخل شده و به منزلش رفتم که ناگهان این طفل و کودک را در دامانش یافتم از او پرسیدم این کودک را از کجا و چگونه آورده ای او گفت من متعه کرده ام بدانید و آگاه باشید ای مسلمانان متعه و نکاح موقتی که در زمان پیامبر اکرم حلال بوده است من آن را حرام می گردانم و هر کسی که مرتکب آن شود او را با شلاق خواهم کوبید هیچ کسی از افراد بر او خرده نگرفت و سخنان او را رد نکردند بلکه در مقابل سخن او سر تسلیم فرود آوردند و به آن رضایت دادند(۱۰).
      تشیع با این روایت معتقد است که حضرت عمر بنا به رای و نظر خویش نکاح موقت را به خاطر مسئله شخصی حرام گردانده است این روایت از جهات مختلفی مردود است به بخشی از آن می پردازیم. در هیچ کتابی از کتابهای تاریخ و تراجم نقل نشده است که حضرت عمر خواهری بنام عفراء داشته باشد خواهران او به نامهای صفیه و امیمه بوده اند که از خنتمه دختر هاشم بن مغیره بن عبدالله بن مخزوم می باشند.
      عجب تر و تمسخر تر از آن روایات و داستانهایی است که ابراهیم موسوی در کتاب حدائق الأنس نقل می نماید: او در کتاب حدائق الأنس در صفحه ۲۱۰ چنین می نویسد:
      محمد علی قاضی تبریزی از امام صادق نقل می نماید: سبب تحریم نکاح موقت این است که عمر در نزد خواهرش خضراء طفل کوچکی را یافتند که در نزد او وجود داشت او خشمگین شده از او پرسید این فرزند را از کجا آورده ای او گفت: از نکاح موقت است بنابراین حضرت عمر آن را حرام گرداند؛
      روایات متعددی نقل کرده اند که در یک روایت عفراء در روایتی خضراء و در روایتی صفراء و در روایتی آن را به نام زرقاء معرفی کرده اند و این دال بر این است که کلیه این روایات جعلی و کاذبانه است.
      از آقای موسوی هیچ گونه انتظاری نباید داشت زیرا که ایشان به آیات الهی توهین نموده و آن را استهزاء می نماید وی در صفحه ۲۱۰ کتاب خویش در قالب لطیفه چنین می نویسد:
      هارون الرشید کنیزی را خریداری کردند و هنگامی که آن کنیزک در مقابل وی قرار گرفتند از او پرسیدند آیا از آیات الهی نیز چیزی بلد هستند آن کنیز گفت آری هارون الرشید پرسید آیا می دانی آیه ﴿فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ﴾ در چه سوره ای است او گفت آری آخر سوره فتح است و خواند ﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ﴾ ﴿إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً﴾ و در کنار آن حل سراویلها را اضافه نموده و قرائت کردند هارون الرشید خوشحال شده و او را از نزدیکان و خواص خویش قرار دادند.
      و آیا ممکن است که زنی که هنوز ازدواج نکرده حامله شود و خانواده آن تا وضع حمل اطلاع نیابند؟
      و در صورت اطلاع چنین خبری را در جمع عمومی اعلان کنند؟ آیا عقل چنین چیزی را می پذیرد؟
      ای رافضی خبیث النفس آیا به خدا و آیات الهی تمسخر می نمایی؟ و آیا ارزش آیات الهی این قدر پایین و بی ارزش شده اند که آنها را این گونه به تمسخر می گیری بنابراین هرگز از شما نباید تعجبی داشت که چنان دو زبان و بهتانی را ببندید زیرا که شما قرآن الهی را نمی شناسید و آن را ندیده اید و منتظر صحیفه آینده هستید که آن را مهدی منتظر به همراه می آورد:
      قوم اذا استنبح الأضیاف کلبهم
      قالوا لأمهم بولی علی النار.
      فضیقت فرجها بخلا بیولتها
      فلا تبول لهم الا بمقدار.
      اینها کسانی هستند وقتی سگشان بر میهمانان به صدا در بیاید به مادرشان می گویند که بر آتش ادرار کن (تا میهمانان با روشنی آتش ما را نبینند) پس نگاه می دارد مادر عضو مخصوصش (فرجش) را و نمی شاشد برای آنها مگر به اندازه.
      در روایتی دیگر در کتابهای شیعی سبب تحریم متعه توسط حضرت علی جریان دیگری را نقل کرده اند، آقای جزایری در کتاب الانوار النعانیه صفحه ۲/۳۲۰ چنین می نویسد: روایتی نقل شده است در علت تحریم متعه توسط (حضرت) عمر، که ایشان شبی حضرت علی بن ابی طالب را به منزل خودش فرا خواندند صبح زود (حضرت) عمر سر را از پنجره منزل بیرون برده و به صورت اعتراض به (حضرت) علی گفت: شما معتقد بودید که مرد نباید شب را به تنهایی بدون زن بگذراند و شما دیشب، شب را به تنهایی سپری کردید حضرت علی بن ابی طالب گفت: شما از کجا خبر دارید که من دیشب تنها بوده ام؟ من دیشب خواهرت را متعه نمودم و او نزد من بوده است.
      ایشان این سخن را مخفی داشته و به همان علت نکاح متعه را حرام قرار دادند، این روایت بنا به چند دلیل مردود است:
      اولا: این روایت توسط موسوی زنجانی در کتاب حدائق الأنس مردود شمرده شده است،
      ثانیا: این رویات بر علیه تشیع است زیرا که توسط آن حضرت علی خائن معرفی می شود چنان خائنی که به مکرم و صاحب منزل احترام نمی گذارد و به او اهانت می کند؛
      ثالثا: چگونه امکان دارد که حضرت عمر با حضرت علی عداوت و دشمنی داشته باشد و دشمن خود را به منزل دعوت نماید و حضرت علی در نزد دشمن برود و ضیافت او را بپذیرد.
      عداوت و دشمنی تشیع با حضرت عمر بن الخطاب به حدی رسیده است که هیچ چیزی را مراعات نمی نمایند و بر خلاف منطق و شعور عقلانی داستانهای جعلی زیادی را ساخته و پرداخته اند و بوسیله آن به زعم خویش مقام و مکانت حضرت عمر را می کاهند، غافل از آنکه به مقام و منزلت او افزوده خواهد شد یکی از داستانهای دروغین آن را که در اینجا به بخشی از آن اشاره می شود ذکر می نماییم از ولید امین ابوالمبارک احمد بن محمد بن اردشیر روایتی نقل شده است که می گوید: که هیبه الله از احمد ابن اسحاق و او از فقیه حسن سامری روایت می کند که من و یحیی ابن احمد بن قصد منزل احمد بن اسحاق قمی رهسپار شهر قم شدیم پس از آنکه به شهر قم رسیدم دروازه ی درب او را کوبیدم ناگهان کنیزکی عراقی در را باز کرد احوال شیخ را از او پرسیدیم گفت: او بسیار مشغول است و امروز روز عید است ما به او گفتیم سبحان الله اعیاد چهار اند:
      ۱- عید فطر
      ۲- عید اضحی
      ۳- عید غدیر
      ۴- جمعه آن کنیزک گفت: سرورم احمد بن اسحاق روایتی نقل کرده است که امروز روز عید است و این عید در نزد اهل بیت بر بقیه اعیاد برتری دارد به او گفتیم: برو نزد شیخ و اجازه ی ملاقات ما را با او بگیر.
      گفت: او هم اکنون از نزد ما در حالی که غسل کرده بود خارج گشت و در نزد مولایم ابوالحسن عسکری رفت و راجع به عید امروز روز نهم ربیع الاول از او پرسید و او نیز آن عید را تایید فرمود.
      و در روایتی دیگر نقل شده است که حضرت حذیفه در چنین روزی نهم ربیع الاول بر آن حضرت -صلی الله علیه وسلم- وارد شدند حضرت حذیفه می فرمایند حضرت علی و دو فرزند او حسن و حسین را دیدم که به همراه آن حضرت مشغول خوردن چیزی هستند و با یکدیگر تبسم می زنند و آن حضرت به آنان می گوید: بخورید و خوشحال باشید امروز روز خوشبخت و نیکی برای شما است که در آن خداوند متعال دشمنان خود و دشمنان شما را و دشمنان جدتان را می ستاند و در آن روز دعای مادرتان پذیرفته می شود زیرا که آن روزی است که در آن شوکت و دبدبه مبغضین جد شما و ناصران دشمنانتان می شکند، بخورید آن روزی است که فرعون و هامان زمان اهل بیت من از دنیا خواهند رفت و در آن روز خداوند شما را خوشحال و قلبتان را مالامال از شادی می نماید، حذیفه فرمود من گفتم ای رسول خدا چه کسی از امت و اصحاب شما این حرمت را می شکند؟ آن حضرت -صلی الله علیه وسلم- فرمودند: گروهی از منافین بر اهل بیت ظلم می نماید و امت را به ریاء و تظاهر و خود پسندی دعوت می دهد اموال بیت المال را تصاحب و در امور خویش صرف می نمایند و بر خود ریاء می اندازند و امت را گمراه می سازند سنت مرا و کتاب الهی را تغییر و تبدیل می دهند و ارث مرا عضب و مرا تکذیب می نمایند و به تکذیب و مخالفت با برادر و وحی و جانشین و دامادم می پردازند و حق دخترم را غصب آن را نادیده می گیرند حضرت حذیفه -رضی الله عنه- فرمودند: من گفتم ای رسول خدا از خدا بخواه که مرا در حیات شما هلاک بگرداند ایشان فرمودند: ای حذیفه من دوست ندارم که حرمت الهی را بشکنم ولی از خداوند می خواهم که فضیلت و برتری این روز را بیشتر نماید و آن را سنت و روش خوبی برای احباب و دوستان من قرار دهد در این لحظه بود که خداوند متعال به آن وحی کرد: ای محمد در علم و تقدیر من مشکلات و مصائب اهل بیت ثبت گردیده است و در آن ظلم منافقین و معذبین بر خانواده و خواصان شما نیز درج گردیده است و من به حول و قدرت خویشتن آن را بر غاصبین حق حضرت علی و وحی شما آشکار خواهم کرد و آنان را به عذاب الیم و دردناک گرفتار خواهم کرد و آنان را با ابلیس محشور می گردانم و به همراه ابلیس برای همیشه در جهنم قرار می دهم، ای محمد من از آن کسی که بر من افتراء و بهتان می بندد و با من شریک می گیرد، انتقام می گیرم و در آسمانها برای محبان و شیعیان شما فرشتگانی را مقرب کرده ام و برای آنان طلب استغفار نمایند ای محمد به ملائکه کاتبین گناهان و ثوابها دستور داده ام که در این روز و سه روز بعد از آن قلم عفو بر گناهان کشند و هیچ عملی را ثبت ننمایند ای محمد این روز روز عید شما و خانواده و اهل بیت شما است و آن عید بزرگی است برای شیعیان و محبان شما به عزت و جلالم قسم که اگر کسی در این روز بر خانواده اش آسان بگیرد و بر آنان خرج نماید در مال و جان و عمر او برکت می اندازم و او را از عذاب خویش مصون و محفوظ می دارم سپس آن حضرت -صلی الله علیه وسلم- بر خاستند و در منزل ام سلمه داخل شدند(۱۱).
      نوشته: حجه الاسلام و المسلمین مرتضی رادمهر
      ——————————————–
      پی نوشت
      (۱): صحیح مسلم ۸/۱۶۸ مسند امام احمد ۱/۵۲٫
      (۲):فتح الباری ۹/۱۶۶
      (۳):مسلم به شرح نووی ۹/۱۸۴٫
      (۴): مسلم ۹/۱۸۶٫
      (۵): مسلم ۹/۱۸۷
      (۶):مسلم ۹/۱۸۹٫
      (۷):الفتح الربانی للساعاتی ۱۶/۱۹۱٫
      (۸):دارقطنی ۳/۲۵۹٫
      (۹):مصنف عبدالرزاق ۷/۵۰۴ سنن بیهقی ۷/۲۰۳٫
      (۱۰):بحار الانوار مجلسی ج ۵۳ ص ۲۸-۲۹٫
      (۱۱):الانوار النعمانیه – نعمت الله جزایری ۱/۱۰۸ تا ۱۱۱٫

    • mohana می‌گه:

      سلام و درود بر خلفای راشدین وعلی رضی ا…
      دودوستان و خواهران و برادران.من از اهل سنت رسول ا… هستم.لطفا مغز اسلام را در یابید و به جای اینکه به سراغ نظریات دیگر ادیان بپردازید در باب دین خود کامل تحقیق کنید. در مذهب من مثل تشیع صیغه ازاد است با شرایط خودش.

  2. یارعلی می‌گه:

    فلسفه تعدد ازدواج محمد ص اله
    بسمه تعالی

    دردو مقاله قبل از فلسفه تعدد ازدواج مقالات جالبی آوردیم ادامه ..

    تعدد ازدواج قبل از حضرت محمد ( صلی اله علیه و اله) نیز رایج بوده در کتاب عهد عتیق فراوان از تعدد ازدواج سخن رفته و حتی حضرت سلیمان را صاحب هفتصد زن دائمی و سیصد زن موقت معرفی کرده اند نگاه کن به ( کتاب پادشاهان.بند 3- باب 11) با آنکه زن زیاد بر پادشاهان حرام بوده(کتاب تثنیه-بند (4 -3 ) در تورات تعدد ازدواج جایز بوده و در کتاب داوران آمده که جد عون را هفتاد فرزند بود وزنان بسیار داشت (کتاب قضات یا داوران بند (8-30)

    • دیانا می‌گه:

      درسته ولی اینها همه نتیجه گناه بشره!
      بگرد در تمام تورات,ببین کجا خداوند دستور به همچین کار کثیفی داده؟ها؟
      فقط تو اسلام همچین دستوری رو می بینی!
      برای علت طوفان نوح عقیده های بسیاری هست.
      عده ای هستن که عقیده دارند طوفان نوح نتیجه گناه بشر(لمک و …) برای تعدد زوجهاست!

      از طرفی در همین تورات از دستورات خداوند که برای ازدواج می ده اگر بگردی ,هیچ کدوم در مورد تعدد ازدواج نیست.
      بشر گناه کرده, ولی خدا دستور نداده!
      اتفاقا در تثنیه در مقررات مربوط به پادشاه که خداوند وضع کرده می خونیم که پادشاه نباید زنهای زیاد داشته باشه! و سلیمانِ به قول شما معصوم , از این فرمان خدا هم سرپیچی می کنه.
      پس گناه بشر را در عهد عتیق,گردن خدا و دستور خدا نندازین! خدا همچین دستوری در تورات نداده!

  3. شاهین می‌گه:

    از بیانات عارفه وارسته ایت الله بهجت :

    87. اگر کتابی بود که عکس اشیا را نشان می داد، آن کتاب همین قرآن است که بهشت و جهنم را نشان می دهد. [در محضر بهجت:1/11]
    388. خدا می داند قرآن برای اهل ایمان – مخصوصاً اگر اهل علم باشند – چه معجزه ها و کراماتی دارد و چه چیزهایی از آن خواهند دید! [در محضر بهجت:1/55]
    389. اگر قرآن را به صورت واقعی اش ببینیم، آن گاه معلوم می شود که دست از ترنج می شناسیم یا نه! [در محضر بهجت:1/36]
    390. برنامۀ قرآن، آخرین برنامۀ انسان سازی است که در اختیار ما گذاشته شده است، ولی ما از آن قدردانی نمی کنیم! [در محضر بهجت:1/55]
    391. اگر به قرآن عمل می کردیم، دیگران را به اسلام و قرآن جذب می نمودیم؛ زیرا قرآن، جامع کمالات همۀ انبیای اولوا العزم (علیهم السلام) است. [در محضر بهجت:1/112]
    392. اگر درست به قرآن عمل می کردیم، با عمل خود دیگران را جذب می کردیم؛ زیرا مردم غالباً – به جز عدّۀ معدود – خواهان و طالب نور هستند. [در محضر بهجت:2/.14]
    393. قرآن، انسان را به غایت کمال انسانی می رساند. ما قدردان قرآن و عدیل آن: اهل بیت (علیهم السلام) نیستیم. [در محضر بهجت:2/227]
    394. مدام به قرآن نگاه کردن، دوای درد چشم است. [در محضر بهجت:2/280]
    395. اگر از قرآن استفاده نمی کنیم، برای آن است که یقین ما ضعیف است. [در محضر بهجت:2/280]
    396. خدا می داند حفظ قرآن، چه قدر در استفاده از این معدن و منبع رحمت الهی، مدخلیّت دارد… ما آن گونه که باید و شاید از قرآن، استفاده نمی کنیم! [در محضر بهجت:1/114]
    397. آیۀ: (وَلَو أََنَّ قُرآناً سُیِرَت بِهِ الجِبالُ أَو قُطِعَت بِهِ الأَرضُ أَو کُلِّمَ بِهِ المَوتی [رعد:31]: اگر قرآنی وجود داشت که به واسطۀ آن، کوه ها سیر شود، یا زمین به آن پیموده و یا شکافته شود، یا با مردگان سخن گفته شود…) چه می گوید؟! آیا امور مذکور در آیۀ شریفه، فرض محال و غیر واقع است؛ یا می خواهد بفرماید: اهلش با این قرآن، همۀ این کارها را می توانند انجام دهند؟![در محضر بهجت:1/281]
    398. کسی آشنا به قرآن است که زیادتر در آن تدبّر کند؛ مجموعۀ روایات هم مثل قرآن است.[گوهرهای حکیمانه:100]
    399. اگر راست می گوییم که قرآن، سلاح است، پس چه احتیاج به سلاح دیگر؟![در محضر بهجت:2/14]
    400. آیا هیچ می دانیم که قرآن، نظیر سایر مکتوبات نیست! گویی قرآن، موجودی ربوبیّ از عالم نور و روحانی است که در عالم اجسام و اعراض ظهور کرده است! [در محضر بهجت:2/135]
    401. باید به طور یقین بفهمیم که نگاه کردن به قرآن، مثل نگاه کردن به سایر کتب نیست! [در محضر بهجت:2/135]
    402. به هیچ امّت و ملتی چنین قرآنی داده نشده که این همه خواصّ و آثار داشته باشد! نعمت به این بزرگی به ما داده شده، ولی مثل این است که اصلاً نداده اند، و مثل این که این کتاب، مکمِّلِ انسان نیست! [در محضر بهجت:2/136]
    403. توسل به قرآن و حمل و فهم و قرائت آن، برای نجات عموم مردم – چه رسد به خواصّ – مفید است! [در محضر بهجت:2/150]
    404. جای تعجب است که به شخصیت ها و سخنان آنها اهمیت داده می شود و سخنرانی هایشان ضبط می شود، اما قرآن که در دست ما است، این طور نزد ما ارزش ندارد! همه می دانیم که دربارۀ قرآن، مقصّریم! [در محضر بهجت:2/282]
    405. کسی که این مطلب را که: قرآن، تِیانُ کُلِّ شَیء [بیانگر همه چیز] است دنبال کند، عجایب و غرایب می بیند! [در محضر بهجت:2/297]
    406. قرآن کتابی است که پیغمبر ساز است؛ زیرا پیغمبران دو گونه اند: قسم اول، پیامبرانی هستند که از جانب خداوند به پیامبری تعیین شده اند. قسم دوم، پیغمبرانِ کمالی، که در اثر ایمان و عمل به دستورات قرآن، به کمالات پیامبر نایل می گردند. بنابراین قرآن، پیغمبرانِ کمالی تربیت می کند و پیغمبر ساز است. [در محضر بهجت:1/120]
    407. ما وظیفه داریم که در تعلیم، تلاوت و عمل به قرآن کوشش کنیم. ولی ما شبهای احیا قرآن بر سر می گذاریم؛ و در مقام عمل، آیه های حجاب، غیبت، کذب، و آیات: (وَیلٌ لِلمُطَفّفینَ: وای بر کم فروشان.) و نیز: (فَلا تَقُل لَهُما أُفٍّ: پس به پدر و مادر، اُف نگو.) همچنین: (وَلا تًمشِ فِی الأَرضِ مَرَحاً: و با ناز و تکبر در روی زمین راه مرو.) و … را زیر پا می گذاریم. [در محضر بهجت:2/298]

  4. یارعلی می‌گه:

    شیعه معتقد است که عصمت از گنا ه مطلق است چه گناه صغیره چه کبیره چه قبل از بعثت چه بعد از بعثت

    عمد باشد یا غیر عمد .

    دلیل بر عصمت را هم این گفته اند چون غرض از خلقت بندگی خدا و گناه بر خلاف بندگی است پس اگر

    انبیاء گناه کنند دیگران به گناه نمی توانند دعوت به ترک گناه کنند و این بر خلاف غرض از ارسال انبیا است .

    عصمت از سهو و خطا:

    و در مورد خطا نیز اگر معصوم از نسیان و خطا نباشند مردم دردستورات آنها احتمال سهو می دهند و با احتمال خطا خوب دل به دین نمی دهند . وعصمت اصلح است و خدا در جایی که مانعی نباشد کار اصلح را

    ترک نمی کند. زیرا در آن صورت ترجیح دادن یک امر بدون اولویت( عدم معصوم بودن ) بر کار با اولویت(معصوم بودن) است و این امر از خداوند نقص است

    از میان ادله عصمت این دلیل بهترین است که همان ترجیح بلا مرجح برای خدا ممتنع است

    عصمت از خطا اگر نباشد حتی ممکن است نبی بدون غرض الهام شیطانی را وحی تلقی کند نظیر خواب پولس که خیال کرد عیسی ع خداست .

    پس انبیا و اوصیای آنها از گناه و خطا معصومند

    اگر چنین است پس چرا در کتابهای اسمانی سخن از استغفار انبیاء و اوصیا وجود دارد ؟

    علما این نوع جملات را مجازی می دانند و یا انکه حمل بر کارهایی است که ولو گناه نیست مثل غافل شدن

    از خدا اما برای خود گناه می شمارند .

    منبع : با اقتباس از بدایه المعارف الاهیه فی شرح العقاعد الامامیه – محسن خرازی صص 258-268

  5. هانیه می‌گه:

    سلام
    بی مقدمه یه چیزی رو میگم و میرم شوهر خاله ی من یه ادم هوس باز و هرزه بود که هرروز دنبال یه زن بود. برای اینکه خالم نمیتونست راضیش بکنه. بالاخره خونوادش مجبورش کردن که بره و یه زن دیگه بگیره. از وقتی ازدواج مجدد کرده دیگه سراغ هیچ زن دیگری نمیره. زن اولش هم خیلی راضیتره میگه بمونه خودنه خودم خیلی بهتر ای اینه که هر روز از یه خونه با یه زن ببینمش. ازدواج دوم و بعد شرایط داره خانوم دیانا. مردی که هرزه باشه فرقی نمیکنه حتی اگه ازدواج دوم و سوم نداشته باشه باز هم هر روز با یه زنی میشه پیداش کرد فقط فرقش با صیغه و عقد دوم و سوم اینه که تکلیف بچه ای که به دنیا میارن مشخص نیست

    • دیانا می‌گه:

      من واقعا متاسفم برای شوهر خالتون!
      هر چند تمام هرزه گری ایشون تقصیر خالتون بوده!
      در انجیل و تورات وضایف زن نسبت به شوهر هم خیلی قشنگ توضیح داده شده و اینکه شوهر خاله شما هرزه گری کرد,صد در صد تقصیر زنش بود!

      شما دیگه چرا از این حرفها می زنی!
      هر چند در زن بودن شما شک دارم, ولی تو خودت بعنوان زن حاضری همسرت که بینهایت دوستت داره,بره و نفر سومی رو در زندگی مشترکتون سهیم کنه؟!
      اگر این نظر اسلام رو قبول داری ,حتی اگه شوهرت هرزه هم نباشه,باید با تمام دل و رضایت قلبی قبول کنی که شوهرت بره سرت هوو بیاره!!!!!

  6. هانیه می‌گه:

    مرد هرزه ، هرزه ست مسلمون و مسیحی هیچ فرقی با هم ندارن وقتی یه مرد چشمش ناپاکه

    • دیانا می‌گه:

      اصلا مردهای هرزه رو ول کن!
      تو می تونی یک مسلمان واقعی با یک مسیحی واقعی رو با هم مقایسه کنی!

      به مسلمان واقعی اجازه داده شده بره 4 تا زن بگیره و 1000 تا صیغه کنه!دلش خواست زنش رو کتک هم بزنه!

      به مسیحی واقعی اجازه داده شده یک و فقط یک زن بگیره و حتی در فکرش هم نسبت به دیگر زن ها فکر بد نکنه!و تا می تونه به زنش محبت کنه!

  7. دوست می‌گه:

    بله باز هم برداشت های غلط و سطحی
    اگر بدی در اسلام است بدترش در مسیحیت وجود دارد
    و اگر خوبی در مسیحیت است خوبترش در اسلام خود نمایی می کند.
    اول اینکه تعداد زوجات از همان اول در زندگی بشریت وجود داشته کافی است به تاریخ های ی که در این زمینه روایت کردند مراجعه کنید از حضرت سلیمان تا یعغوب پیامبر حتی در کتب دینی شما مسیحیان نتنها تعداد زوج های بیشمار را روایت کردید بلکه تهمت زنا و تجاوز را به پیامبرانی مثل سلیمان آنهم در قبال داشتن چند صد زن زده اید.به نمونه زیر توجه کنید:
    کتاب پادشاهان بابا 11 آیه 3 :
    (و او را (سلیمان)هفتصد زن بانو و سیصد بتعه بود و زنانش دل او را برگردانیدند)
    و مواردی دیگر که بعد خواهم آورد
    این هم خوب دلیلی بر تحریف کتب شما
    نتنها در بین آدمیان تعدد زوجات وجود داشته بلکه شما میبینید این غریزه مثل گرسنگی و تشنگی و … در دیگر مخلوقات خدا نیز وجود دارد
    که این هم دلیلیست بر اینکه دین شما قوانینش دست خورده و بر خلاف نظم آفرینش است

    • دیانا می‌گه:

      عزیزم اول کامنتها رو بخون تا نظر یکی دیگه رو کپی نکنی.
      جواب این نظرتو دادم!

  8. دوست می‌گه:

    دومین مطلب اینکه اتفاقا این اسلام بود که جلوی زیاده خواهی مردان را گرفت
    در شبه جزیره عرب رسم این بود که هر مردی چندین و چند زن داشت که بیشتر وقت ها به بهانه تملک مال و اموال زن آن را به اختیار خود در می آوردندو بعضی وقت ها تعداد آنها به یکصد زن هم می رسید!
    اما پس از ظهور اسلام طبق یک استراتژی فرهنگی این اجازه را کاهش داد تا به 4 عدد رسید آنهم با شروطی بسیار سخت مثل رعایت کردن عدالت که امرا اگر مردی عادی بتواند ادعا کند که من رعایت عدالت را کرده ام

    • دیانا می‌گه:

      آفرین این بهترین حرفی بود که زدی
      عمرا اگر مردی بتونه ادعا کنه عدالت رو رعایت کرده
      چون فقط خدا عادله!

  9. دوست می‌گه:

    مطلب سوم اینکه این قانون هم مانند دیگر قوانین کاملا جانب زن را دارد به قولی آنها که ادعای فمینیستی می کنند بهتر میدانند که اسلام از همه مکاتب و ادیان فمینیستی تر است
    فرض کنید در یک شهری 100 پسر و 100 دختر به دنیا میایند سال بعد هم به همین منوال تا مثلا 14 سالگی که یک دختر کاملا بالغ شده و حتی چند سال هم از زمان ازدواجش میگذرد خوب حالا بعد از 14 سال از هزار و چهار صد دختر تقریبا 300 تای اول که در این شهر به دنیا آمدند آماده ازدواج هستند اما پسری هنوز برای ازدواج مهیا نیست
    -سال پانزدهم 400 دختر آماده ازدواج اما هنوز پسری برای ازدواج وجود ندارد
    -سال شانزدهم 500 دختر آماده ازدواج اما هنوز پسری وجود ندارد
    -تا سال هجدهم که 800 دختر آماده ازدواج وجود دارد و تازه یکصد پسر اول به سن بلوغ جسمی و روحی رسیدند اما هنوز به استقلال و بلوغ اقتصادی نرسیدند که از آن میگذریم
    خوب اکنون در مقابل 800 دختر در خوشبینانه ترین حالت فقط 100 پسر آماده ازدواجند خوب هفتصد تای دیگه چی؟
    تازه تلفاتی مردانی که در حین کار بوجود می آید و همچنین جنگ و… را نیز از آما مردان کم کنید
    خوب میشه بگید با این تعداد خانم دم بخت چه کنیم؟!
    اگر کشور یک کشور مسیحی باشد که قانون آزادی تام داده که با تاسیس کاهواره ها و فساد خانه ها زنان نتنها ارضاء جنسی بشوند بلکه کسب درامد هم بکنند کثافت کاری که همه روزه در غرب مشاهده می کنیم
    نتیجه آن چه شده تولد هزاران کودک مجهول الهویه کاهش آمار ازدواج و افزایش امار طلاق خوب این است ارمغان دین تحریف شده مسیحیان
    اما اسلام چه ؟
    با زیبایی و تحت قوانین اجازه میدهد که مرد با چند همسری, این مشکل را حل کند و اگر توانایی چند همسری را نداشت با ازدواج موقت «آنهم با قوانین کامل اجتماعی و فرهنگی مثلا یک زن فقط و فقط با یک مرد و باز گذراندن یک دوره شبیه قرنطینه تا اینکه اگر نسلی در شرف وجود باشد اصل و نصبش معلوم شود گذشته از آن که ارث حق تمکین خرجی همسر و … همه و همه در 1400 سال پیش وضع شده و جای هیچ شک و شبه ای نیست
    این است دینی برای تمام زمان ها و تمام نژاد ها

    • ستاره می‌گه:

      با این وجود که شما تعریف کردی همون بهتر که دختر مجرد بمونه اون موقع فقط خودش منزوی میشه ولی اگه پاش به خونهیه مرد زن دار برسه یک زندگی خراب میشه

  10. دیانا می‌گه:

    این آمار طلاقی که می گی تو همین ایران هم سر به فلک می زنه!
    اگر فرض کنیم که همه بچه های به دنیا آمده در ایران کاملا شرعی به دنیا آمدن!!!!!!!!! بچه های صیغه ماشالله پرورشگاهها رو پر کرده!

    ما بحثمون قانون اسلام با قانون مسیحیته!

    از طرفی شما نگران زنهای بی شوهر نباش!خدا خودش بلده کنترل کنه!

    اجازه کتک خوردن زن از شوهر رو می گی دستور اسلام فمینیستی؟ و آزادی زن؟
    دل شکسته شده زن اول رو می گی اسلام فمینیستی؟
    بدبختی زن در اسلام می شه فمینیستی؟!!!!!
    ارزش زن نصف ارزش مرد در تمام قوانین جامعه رو می گی دین برتر برای تمام نژادها!!!!!!

    اگر زنی و همچین فکری می کنی,واقعا برات متاسفم!
    اگر هم مردی و از دستور صیغه و تعدد ازدواج پشتیبانی می کنی, خوب بیشتر از این نمی شه انتظار داشت!

    • دوست می‌گه:

      اگر بدی در اسلام است بدترش در مسیحیت وجود دارد
      و اگر خوبی در مسیحیت است خوبترش در اسلام خود نمایی می کند.
      سلام
      دقیقا درسته امار طلاق در ایران هم در حال افزایشه طوری که در شهر های غیر مذهبی تر تاسف باره
      اما علات آن هم رعایت نشدن کامل قوانین اسلامیه
      حضرت علی در جواب یکی از همراهانش گفت اگر صیغه را تحریم نمی کردند (منظور دستور عمر خلیفه دوم بود که حلال محمد (ص) را حرام اعلام کرد ) هیچ مردی دچار زنا نمی شد!
      درضمن بچه ای که از صیغه بوجود بیاید مانند دیگر فرزندان آن مرد حساب شده و حق ارث و خرجی دارد ولو اینکه در خیابان رها شود اما باز هم حلال زاده است
      (البته آن پرورشگاهی که شما گفتید را نام ببرید تا ماهم با خبر شویم !)
      این که ذکر شد قانون مدنی کشور ایران است که از فقه اسلامی گرفته شده

      • عمر می‌گه:

        سخن زیبا و دلنشین حضرت عمر بن خطاب که در بسیاری از کتابهای حدیث اهل سنت نقل شده است سبب آن شده است تا کور دلان و نافهمان در مقابل سخن گرانقدر او قد علم نمایند و به دشمنی و کینه توزی با وی بپردازند ایشان در عهد خلافت خویش چنین فرموده اند: «متعتان کانتا على عهد رسول الله -صلى الله علیه وسلم- وأنا أنهى عنهما وأعاقب علیهما، متعة الحج ومتعة النساء»(۱).
        اگر به محتوای کلام حضرت عمر بن خطاب بنگریم در می یابیم که ایشان هرگز از جانب خود آن را نهی نکرده است بلکه همان نهی قبلی که از جانب رسول الله -صلی الله علیه وسلم- صورت گرفته است را به کلیه بلاد و سرزمین های اسلامی ابلاغ می نماید و چون ابلاغ توسط ایشان و در دوران خلافت او به صورت اکمل و اتم صورت گرفت آن نهی را به خود نسبت داده اند، حضرت عمر بن خطاب -رضی الله عنه- بنا به آیه کریمه الهی که در قرآن مجید به حج تمتع اشاره دارند به حج تمتع معتقد بودند چنانچه که از حضرت عبدالله بن عباس از ایشان نقل شده است که فرمودند: والله انی لا انهاکم عن المتعه وانها فی کتاب الله و قد فعلها رسول الله.
        حضرت عمر بن خطاب هرگز از آن نهی ننموده و نسبت تحریم به او نسبتی بی جا و ناروا است که به آن منسوب می نمایند بلکه ایشان معتقد بودند که حج عمره به طور جداگانه اولی تر و افضل تر است چنان که امام شافعی و سفیان ثوری و اسحاق ابن راهویه و غیره به آن معتقدند، در آیات الهی خداوند متعال هدی را بر متمتع به خاطر جبران نقصان حج او واجب گردانده است چنانچه که می فرماید: آیه: ﴿فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ﴾ بیانگر همین مطلب می باشد آن حضرت -صلی الله علیه وسلم- با وجود اینکه مهلت و فرصت زیادی در حجه الوداع داشتند فقط به ادای حج مفرد و در ادای عمره قضاء و عمره جعرانه فقط به ادای عمره پرداختند، علامه ابوالفتح مقدسی می فرماید: حضرت عمر بن الخطاب از آن متعه ای که در قرآن مجید مذکور است نهی نفرموده اند بلکه در بین حج مفرد و عمره با احرام جداگانه فسخ انداخته اند که آن دو با دو احرام صورت گیرد و عمره به تنهایی انجام پذیرد، حضرت شیخ الاسلام علامه ابن تیمیه ((رح)) می نویسد: در دوران خلافت حضرت ابوبکر صدیق و اوایل خلافت حضرت عمر فاروق زائرین و حجاج در ایام حج به ادای عمره و حج می پرداختند و از ادای عمره در ماههای دیگر سال اجتناب می ورزیدند. و اندکی از حجاج به آن عمل می کردند لذا حضرت عمر -رضی الله عنه- به خاطر اینکه حج عمره نیز به صورت جداگانه انجام می پذیرد از جمع حج و عمره نهی کردند لذا فرمودند اگر هر یک جداگانه انجام پذیرد بهتر و افضل است لذا از جمع آن دو نهی فرمودند تا در ماه های دیگر سال نیز حجاج برای زیارت بیت الهی قصد سفر نمایند، اما آنچه درباره ی متعه زنان و نکاح موقت به او نسبت داده اند که ایشان نکاح موقت را حرام گردانده است نسبتی غلط و نابجایی است زیرا که ایشان همان ابلاغ و نهی قبلی آن حضرت -صلی الله علیه وسلم- را به عموم مسلمانان ابلاغ و بر آن تاکید داشته اند چنان چه که از ایشان روایت است که فرمودند: آن حضرت -صلی الله علیه وسلم- سه بار متعه را جایز و سپس آن را حرام گرداندند و قسم به ذات باریتعالی اگر بنده از حال کسی که ازدواج نموده و محصن است اطلاع یابم که اقدام به عقد نکاح موقت نموده است او را رجم (سنگسار) می نمایم مگر اینکه چهار شاهد و گواه بر حلت نکاح موقت ارائه دهد و در روایتی دیگر از او چنین نقل شده است:
        “اگر فرد غیر محصن اقدام به عقد نکاح موقت نماید او را صد ضربه شلاق خواهم زد مگر اینکه گواهانی را بر من ارائه دهد که آنان بر حلت نکاح موقت گواهی و شهادت دهند. ”
        حضرت عمر بن خطاب پس از آنکه آن حضرت بر حرمت نکاح موقت پافشاری و تاکید نموده بودند آن را علناً اعلام و ابلاغ نمودند و بر تاکید آن افزودند و ایشان مبلغ و نافذ شریعت اند نه اینکه او را مخترع شریعت بدانیم، اعلام رجم افراد محصن از جانب وی دلیل واضح و روشنی است که حرمت نکاح موقت به طور قطع و ثبوت از آن حضرت -صلی الله علیه وسلم- ثابت گردیده است که هیچ مخالفی نیز به مخالفت با آن نپرداخته است لذا عدم مخالفت و سکوت صحابه دلیل واضح و روشنی است که آن حرمت بالقطع و اتفاق ثابت گردیده است و هیچ فردی از صحابه به حلت آن معتقد نیست ولی در مورد حج تمتع پس از سخنان حضرت عمر بن خطاب جمع کثیری از صحابه با وی به مخالفت پرداختند.
        علامه محمد حامد در کتاب “نکاح المتعه حرام فی الاسلام” چنین می نویسد: آنچه بنده آن را بیان می نمایم و بلکه هر مصنف و مولف دیگری نیز اذعان به آن دارد این است که حضرت عمر بن خطاب -رضی الله عنه- از جانب خویش هرگز نکاح موقت را حرام نگردانده اند زیرا که ایشان در قرآن مجید آیه ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَیِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَکُمْ وَلا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ﴾
        (ترجمه: ای مومنان حرام نکنید آنچه را که خدا حلال ساخته است شما را و از حد مگذرید هر آینه خدا دوست نمی دارد که حد گذرندگان را). قرائت و به آن عشق می ورزید و همچنین آیه ای که در بیان کفار و عاقبت آنان نازل شده است را نیز قرائت نموده است آن آیه ای که خداوند متعال در آن می فرماید:
        ﴿قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ قَتَلُوا أَوْلادَهُمْ سَفَهاً بِغَیْرِ عِلْمٍ وَحَرَّمُوا مَا رَزَقَهُمُ اللَّهُ افْتِرَاءً عَلَى اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا وَمَا کَانُوا مُهْتَدِینَ﴾.
        ترجمه: هر آینه زیان کار شدند آنان که کشتند فرزندان خود را به غیر دانش و حرام کردند آنچه روزی داد ایشان را به سبب دروغ بستن بر خدا به تحقیق گمراه شدند ایشان و نه شدند راه یافتگان.
        و همچنین آیه دیگری که خداوند متعال در آن به پیامبر اکرم -صلی الله علیه وسلم- می فرماید اگر کفار چیزهایی را حرام گردانده اند از آنان شاهد و گواه بر حرمت آن چیز طلب نما چنانچه می فرماید:
        ﴿قُلْ هَلُمَّ شُهَدَاءَکُمُ الَّذِینَ یَشْهَدُونَ أَنَّ اللَّهَ حَرَّمَ هَذَا فَإِنْ شَهِدُوا فَلا تَشْهَدْ مَعَهُمْ وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنَا وَالَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَهُمْ بِرَبِّهِمْ یَعْدِلُونَ﴾.
        ترجمه: بگو بیاورید علمای خود را آنان که گواهی می دهند که خدا حرام ساخته است این را سپس یا محمد به فرض گواهی دهند تو معترف مشو با ایشان و پیروی مکن خواهش کسانی که به دروغ نسبت کرده اند آیات را و کسانی که اعتقاد ندارند به آخرت و ایشان با پروردگار خود برابر می کنند.
        علامه فخرالدین رازی در تفسیرش در صفحه ۳/۲۸۷ نهی حضرت عمر -رضی الله عنه- از نکاح موقت را بسیار جالب و زیبا پاسخ داده اند که در اینجا به دفاعیات و نظریه او به طور اختصار می پردازیم:
        حضرت عمر بن خطاب این سخن نهی و تحریم نکاح موقت را در محضر صحابه بیان داشتند و هیچ کسی از صحابه به مخالفت با او نپرداخت در اینجا صحابه ای که در نزد او حاضر بودند یکی از این سه گروه بوده اند که سه احتمال در آن وجود دارد:
        ۱- صحابه نسبت به حرمت نکاح موقت مطلع بودند و با بیان حضرت عمر که موافق حدیث پیامبر بود مخالفت نکردند.
        ۲- صحابه به حلت و جواز نکاح موقت معتقد بودند ولی از خوف و ترس با او مدارا و مداهنت نمودند و به مخالفت با او بر نخواستند.
        ۳- صحابه به حرمت و حلت آن یقین نداشتند و در بین حرمت و حلت آن متردد بودند لذا سکوت کردند نظریه و احتمال اول بهترین و پسندیده ترین احتمالات است زیرا که دو احتمال بعدی به طور کلی منتفی هستند احتمال دوم به این دلیل منتفی است که اگر حضرت عمر به حلت آن معتقد بود و آن را حرام گرداند و دیگران نیز با او هم صدا شدند کلیه آنان کافر و از اسلام خارج می گردند و مصداق آیه ﴿کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ﴾ قرار نمی گیرند لذا در آن لحظه چه کسی مصداق این آیه بود آیا آنان حلت نکاح موقت را بیان داشتند یا خیر و چرا سکوت را اختیار نمودند، سومین احتمال نیز مردود و منتفی است زیرا که امکان ندارد صحابه از حلت و حرمت آن اطلاع نداشته باشند اگر واقعاً همچون نکاح دائم حلال می بود کلیه صحابه از آن مطلع می گشتند زیرا که این در آن صورت جزو ضروریات و نیازهای آنان بود و هرگز آنان از ضروریات و نیازهای خود غافل و بی خبر نبوده اند.
        علامه ابوالفتح مقدسی در کتاب تحریم نکاح المتعه در صفحه ۷۷ چنین می نویسد:
        با توجه به اینکه عمر -رضی الله عنه- بر منبر حرمت نکاح موقت را بیان داشته اند و بر عاملین و مرتکبین آن جرم سنگین را گذاشته اند دلیل بر این است که نکاح موقت در زمان پیامبر حرام گردیده است و صحابه نیز آن را پذیرفته اند و هیچ یک از مهاجرین و انصار به مخالفت با او نپرداخته است و این در حالی اتفاق افتاده است که برخی از صحابه همچون ابی بن کعب در حرمت حج تمتع و معاذ بن جبل در فتوای رجم زن حامله با او به مخالفت پرداخته اند و دموکراسی و آزادی در دور خلافت او به اوج خود رسیده بود لذا اگر ایشان از جانب خود آن را نهی و حرام می کردند صحابه با او به مخالفت می پرداختند علاوه بر نهی حرمت عمر -رضی الله عنه- عده کثیری از راویان و صحابه حرمت نکاح موقت را بیان داشته اند که در اینجا به برخی از آن روایات اشاره می شود:
        ۱- از حضرت حسین بن محمد بن علی و برادرش عبدالله روایت شده است که حضرت علی به ابن عباس فرمودند:
        آن حضرت -صلی الله علیه وسلم- از متعه و گوشت الاغ در جنگ خیبر نهی فرمودند(۲).
        ۲- از حضرت ایاس بن سلمه روایت شده است که ایشان از پدر خویش نقل می نمایند که آن حضرت در سال اوطاس نکاح متعه و موقت را جایز و پس از آن نهی کردند(۳).
        ۳- از حضرت ربیع بن سبره الجهنی روایت شده است که ایشان می فرمایند پدرم به من گفت من به همراه آن حضرت بودم که ایشان فرمودند: ای انسانها من قبلاً به شما نکاح موقت و متعه را اجازه داده بودم و امروز خداوند متعال آن را تا قیامت حرام گردانده است و هر کسی که زنی را به صورت نکاح موقت و متعه ازدواج کرده است رها نماید و از آن چیزی تحویل نگیرد(۴).
        ۴- از عبدالملک بن ربیع بن سبره جهنی روایت است که ایشان از پدرشان روایت می کنند که ایشان فرمودند: آن حضرت در سال فتح مکه نکاح موقت را هنگامی که داخل شهر مکه شدیم جایز قرار دادند و هنوز از آن شهر خارج نشده بودیم که ما را از آن نهی کرد(۵).
        ۵- از ربیع بن سبره ی الجهنی روایت است که ایشان از پدرشان روایت می کنند که آن حضرت -صلی الله علیه وسلم- فرمودند: بدانید و آگاه باشید که نکاح موقت و متعه از امروز به بعد تا روز قیامت حرام گردیده است(۶).
        ۶- از عبدالرحمن بن نعیم الأعرجی روایت است که ایشان می فرمایند: شخصی از حضرت عبدالله بن عمر درباره نکاح موقت پرسیدند ایشان بسیار خشمگین و ناراحت شدند و فرمودند قسم به ذات باریتعالی ما در زمان پیامبر زناکار و افراد بد کردار نبودیم(۷).
        ۷- از حضرت موسی بن ایوب روایت است که ایشان از عمویش علی و او از حضرت علی بن ابی طالب نقل می کند که آن حضرت فرمودند: نکاح موقت ابتداء برای کسانی جایز بود که ثروتی نداشتند و هنگامی که حکم نکاح دائم، طلاق و میراث در میان زوجین بیان شد حکم نکاح موقت منسوخ گشت(۸).
        ۸- از حضرت ربیع بن سبره ی روایت است که ایشان از پدرشان نقل می کنند که ایشان فرمودند: ما به همراه آن حضرت در سال حجه الوداع از شهر مدینه خارج شدیم تا اینکه به مکان عسفان رسیدیم که آن حضرت -صلی الله علیه وسلم- فرمودند: حج عمره با حج مفرد آمیخته شده است در این لحظه حضرت سراقه فرمودند: ای رسول خدا به ما مانند نوآموزان تعلیم بده گویا ما امروز به دنیا آمده این و از هیچ چیز خبر نداریم عمره فقط مخصوص امسال است یا اینکه تا ابد و برای همیشه خواهد بود آن حضرت فرمودند: تا روز قیامت و برای همیشه است هنگامی که به مکه رسیدیم به طواف بیت الله و سعی صفا و مروه مشغول شدیم و پس از آن به عقد نکاح موقت به ما دستور (اجازه) دادند و برای روزهای مشخصی ازدواج صورت گرفت که من و یکی از دوستان روزی برای ازدواج موقت از منزل بیرون رفتیم و در نزدیک زنی خود را برای عقد موقت معرفی کردیم آن زن به قطیفه های (چادرهای) هر دویمان نکاح کرد قطیفه من بهتر بود ولی من جوانتر بودم او مرا در قبال قطیفه ای که به او دادم انتخاب و با من به ازدواج موقت راضی گشت آن شب در نزد او بودم و هنگام صبح برای ادای نماز صبح به مسجد رفتم آن حضرت -صلی الله علیه وسلم- پس از نماز صبح بر روی منبر رفت و چنین به ایراد سخنرانی پرداخت: هر شخصی که با زنی عقد نکاح موقت بسته است بهای آن را بپردازد و هرگز به نکاح موقت روی نیاورد زیرا که خداوند متعال آن را برای همیشه بر شما حرام گردانده است(۹).
        تابعین نکاح موقت را زنایی بیش نمی دانستند علامه سعید بن منصور در سنن خویش در صفحه ۳/۱/۲۱۱ از حضرت عروه ی بن زبیر چنین نقل می کند: حضرت عروه بن زبیر از نکاح موقت نهی می کردند و می فرمودند: نکاح موقت و متعه زنایی بیش نیست ابن ابی شیبه در مصنف خود در صفحع ۴/۲۹۳-۲۹۴ از حضرت هشام بن الغار چنین نقل می کند که ایشان فرمودند: من از حضرت مکحول شنیدم که ایشان درباره ی شخصی که مبتلا به نکاح موقت شنیده بود گفت: ایشان زنا کارند.
        باز هم روایتی دیگر در مصنف ابن ابی شیبه در صفحه ۷/۲-۵۰۲/۵۰۳ از حضرت عمر -رضی الله عنه- نقل شده است که می فرماید: قاسم بن محمد فرمودند بنا به آیه کریمه الهی نکاح موقت حرام گردیده است و برای حرمت آن آیه ﴿وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُمْ﴾ (المؤمنون: من الآیة ۶-۵) را قرائت نمودند.
        ترجمه: و آنان که ایشان شرمگاه خود را نگاه دارندگانند مگر بر زنان یا کنیزان خود. علامه خطیب بغدادی در کتاب تاریخ بغداد در صفحه ۱۴/۱۹۹ و علامه ابن خلکان در کتاب وفیات الأعیان در صفحه ۵/۱۹۹ نظریه قاضی فقیه یحیی بن اکثم را چنین نقل می نماید: ما به همراه مامون در مسیر جاده شام بودیم که ایشان با آواز و ندای بلند به حلت متعه ابراز نظر نمودند یحیی بن اکثم به من و ابی العینا گفت: صبح زود نزد او بروید و اگر مناسب دانستید با او سخن بگویید و حرمت متعه را بیان دارید و الا تا زمان تشریف فرمایی من سکوت را رعایت فرمایید، ما نزد او رفته و او را در حالت خشم یافتیم بنابراین تا رسیدن یحیی بن اکثم سکوت را اختیار نمودیم تا اینکه حضرت یحیی ابن اکثم تشریف آوردند و به همراه او در مجلس مامون نشستیم مامون به حضرت یحیی گفت: چرا رنگت پریده است و چرا ناراحت به نظر می آیید؟ حضرت یحیی در پاسخ فرمودند: به خاطر بدعتی که رایج می شود ناراحت هستم آن قضیه مرا پریشان کرده است مامون از او پرسید: آن بدعت چیست؟ ایشان فرمودند: آن حلت نکاح موقت و دستور به انجام آن است که در حقیقت آن زنای صریحی است.
        مامون گفت: متعه زنا است؟ حضرت یحیی فرمودند آری متعه زنای صریحی است سپس مامون از او پرسید: شما این فتوی و نظر را از کجا می گویید؟ ایشان فرمودند: خداوند متعال آن را در سوره مبارکه مومنون حرام قرار داده اند آن جایی که می فرمایند: ﴿فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِکَ فَأُولَئِکَ هُمُ الْعَادُونَ﴾.
        ترجمه: پس هر که طلب کند سوای این دو (زن و کنیز) آن جماعت از حد گذرندگانند. سپس از مامون پرسیدند نکاح موقت و آن زنی که توسط نکاح موقت صیغه شده است جزو ملک یمین است؟ ایشان گفت: خیر سپس از وی پرسید آیا جزو ازواج است که زاد و ولد از او صورت می گیرد و نسب ثابت و میراث برقرار می گردد؟ ایشان گفتند: خیر سپس فرمودند پس ایشان متجاوز حدود الهی اند و سخن را ادامه داده فرمودند: امام زهری از عبدالله و حسن دو فرزند محمد ابن الحنفیه و ایشان از محمد بن علی و او از حضرت علی چنین نقل می نمایند که حضرت علی فرمودند: آن حضرت به من دستور دادند تا با صدای بلند به مردم بگویم که نکاح متعه حرام و ناجایز است سپس مامون به سوی ما نگاه کرد و گفت: آیا این روایت در احادیث مامون یافته می شود ما گفتیم آری ای امیرالمومنین این روایت وجود دارد مامون پس از آن استغفار کرد و دستور به نهی نکاح موقت دادند، از آن چه تاکنون گفته شده بود این مطلب به اثبات می رسد که نهی و حرمت نکاح موقت از طرف حضرت امیرالمومنین عمر بن الخطاب صورت نگرفته است بلکه خداوند متعال آن را نهی و حرام گردانده است ولی روافض می گویند حضرت عمر او را حرام گردانده است چنان چه در کتابهایشان روایات جعلی متعددی را نقل نموده اند می گویند: هنگامی که حضرت عمر در نزد خواهرش عفراء تشریف آوردند کودکی را در بغل و دامان خواهرش یافتند که از آن شیر می نوشید کودک را گرفته و به سرعت به مسجد آمدند و ندای الصلاه جامعه را سر دادند مردم نیز در آن لحظه به مسجد تشریف آوردند ایشان بر منبر رفته و به ایراى سخنرانی پرداختند و فرمودند: ای گروه مهاجرین و انصار و ای اولاد فرزندان قحطان کیست از شما که مرتکب عمل زنا شود و صاحب چنین فرزندی گردد عده ای از مردم گفتند ما آن روز دوست نداریم آیا شما نمی دانید خواهرم عفراء بنت خنتمه هنوز ازدواج نکرده است ایشان گفتند: آری. وی گفت من بر او داخل شده و به منزلش رفتم که ناگهان این طفل و کودک را در دامانش یافتم از او پرسیدم این کودک را از کجا و چگونه آورده ای او گفت من متعه کرده ام بدانید و آگاه باشید ای مسلمانان متعه و نکاح موقتی که در زمان پیامبر اکرم حلال بوده است من آن را حرام می گردانم و هر کسی که مرتکب آن شود او را با شلاق خواهم کوبید هیچ کسی از افراد بر او خرده نگرفت و سخنان او را رد نکردند بلکه در مقابل سخن او سر تسلیم فرود آوردند و به آن رضایت دادند(۱۰).
        تشیع با این روایت معتقد است که حضرت عمر بنا به رای و نظر خویش نکاح موقت را به خاطر مسئله شخصی حرام گردانده است این روایت از جهات مختلفی مردود است به بخشی از آن می پردازیم. در هیچ کتابی از کتابهای تاریخ و تراجم نقل نشده است که حضرت عمر خواهری بنام عفراء داشته باشد خواهران او به نامهای صفیه و امیمه بوده اند که از خنتمه دختر هاشم بن مغیره بن عبدالله بن مخزوم می باشند.
        عجب تر و تمسخر تر از آن روایات و داستانهایی است که ابراهیم موسوی در کتاب حدائق الأنس نقل می نماید: او در کتاب حدائق الأنس در صفحه ۲۱۰ چنین می نویسد:
        محمد علی قاضی تبریزی از امام صادق نقل می نماید: سبب تحریم نکاح موقت این است که عمر در نزد خواهرش خضراء طفل کوچکی را یافتند که در نزد او وجود داشت او خشمگین شده از او پرسید این فرزند را از کجا آورده ای او گفت: از نکاح موقت است بنابراین حضرت عمر آن را حرام گرداند؛
        روایات متعددی نقل کرده اند که در یک روایت عفراء در روایتی خضراء و در روایتی صفراء و در روایتی آن را به نام زرقاء معرفی کرده اند و این دال بر این است که کلیه این روایات جعلی و کاذبانه است.
        از آقای موسوی هیچ گونه انتظاری نباید داشت زیرا که ایشان به آیات الهی توهین نموده و آن را استهزاء می نماید وی در صفحه ۲۱۰ کتاب خویش در قالب لطیفه چنین می نویسد:
        هارون الرشید کنیزی را خریداری کردند و هنگامی که آن کنیزک در مقابل وی قرار گرفتند از او پرسیدند آیا از آیات الهی نیز چیزی بلد هستند آن کنیز گفت آری هارون الرشید پرسید آیا می دانی آیه ﴿فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ﴾ در چه سوره ای است او گفت آری آخر سوره فتح است و خواند ﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ﴾ ﴿إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً﴾ و در کنار آن حل سراویلها را اضافه نموده و قرائت کردند هارون الرشید خوشحال شده و او را از نزدیکان و خواص خویش قرار دادند.
        و آیا ممکن است که زنی که هنوز ازدواج نکرده حامله شود و خانواده آن تا وضع حمل اطلاع نیابند؟
        و در صورت اطلاع چنین خبری را در جمع عمومی اعلان کنند؟ آیا عقل چنین چیزی را می پذیرد؟
        ای رافضی خبیث النفس آیا به خدا و آیات الهی تمسخر می نمایی؟ و آیا ارزش آیات الهی این قدر پایین و بی ارزش شده اند که آنها را این گونه به تمسخر می گیری بنابراین هرگز از شما نباید تعجبی داشت که چنان دو زبان و بهتانی را ببندید زیرا که شما قرآن الهی را نمی شناسید و آن را ندیده اید و منتظر صحیفه آینده هستید که آن را مهدی منتظر به همراه می آورد:
        قوم اذا استنبح الأضیاف کلبهم
        قالوا لأمهم بولی علی النار.
        فضیقت فرجها بخلا بیولتها
        فلا تبول لهم الا بمقدار.
        اینها کسانی هستند وقتی سگشان بر میهمانان به صدا در بیاید به مادرشان می گویند که بر آتش ادرار کن (تا میهمانان با روشنی آتش ما را نبینند) پس نگاه می دارد مادر عضو مخصوصش (فرجش) را و نمی شاشد برای آنها مگر به اندازه.
        در روایتی دیگر در کتابهای شیعی سبب تحریم متعه توسط حضرت علی جریان دیگری را نقل کرده اند، آقای جزایری در کتاب الانوار النعانیه صفحه ۲/۳۲۰ چنین می نویسد: روایتی نقل شده است در علت تحریم متعه توسط (حضرت) عمر، که ایشان شبی حضرت علی بن ابی طالب را به منزل خودش فرا خواندند صبح زود (حضرت) عمر سر را از پنجره منزل بیرون برده و به صورت اعتراض به (حضرت) علی گفت: شما معتقد بودید که مرد نباید شب را به تنهایی بدون زن بگذراند و شما دیشب، شب را به تنهایی سپری کردید حضرت علی بن ابی طالب گفت: شما از کجا خبر دارید که من دیشب تنها بوده ام؟ من دیشب خواهرت را متعه نمودم و او نزد من بوده است.
        ایشان این سخن را مخفی داشته و به همان علت نکاح متعه را حرام قرار دادند، این روایت بنا به چند دلیل مردود است:
        اولا: این روایت توسط موسوی زنجانی در کتاب حدائق الأنس مردود شمرده شده است،
        ثانیا: این رویات بر علیه تشیع است زیرا که توسط آن حضرت علی خائن معرفی می شود چنان خائنی که به مکرم و صاحب منزل احترام نمی گذارد و به او اهانت می کند؛
        ثالثا: چگونه امکان دارد که حضرت عمر با حضرت علی عداوت و دشمنی داشته باشد و دشمن خود را به منزل دعوت نماید و حضرت علی در نزد دشمن برود و ضیافت او را بپذیرد.
        عداوت و دشمنی تشیع با حضرت عمر بن الخطاب به حدی رسیده است که هیچ چیزی را مراعات نمی نمایند و بر خلاف منطق و شعور عقلانی داستانهای جعلی زیادی را ساخته و پرداخته اند و بوسیله آن به زعم خویش مقام و مکانت حضرت عمر را می کاهند، غافل از آنکه به مقام و منزلت او افزوده خواهد شد یکی از داستانهای دروغین آن را که در اینجا به بخشی از آن اشاره می شود ذکر می نماییم از ولید امین ابوالمبارک احمد بن محمد بن اردشیر روایتی نقل شده است که می گوید: که هیبه الله از احمد ابن اسحاق و او از فقیه حسن سامری روایت می کند که من و یحیی ابن احمد بن قصد منزل احمد بن اسحاق قمی رهسپار شهر قم شدیم پس از آنکه به شهر قم رسیدم دروازه ی درب او را کوبیدم ناگهان کنیزکی عراقی در را باز کرد احوال شیخ را از او پرسیدیم گفت: او بسیار مشغول است و امروز روز عید است ما به او گفتیم سبحان الله اعیاد چهار اند:
        ۱- عید فطر
        ۲- عید اضحی
        ۳- عید غدیر
        ۴- جمعه آن کنیزک گفت: سرورم احمد بن اسحاق روایتی نقل کرده است که امروز روز عید است و این عید در نزد اهل بیت بر بقیه اعیاد برتری دارد به او گفتیم: برو نزد شیخ و اجازه ی ملاقات ما را با او بگیر.
        گفت: او هم اکنون از نزد ما در حالی که غسل کرده بود خارج گشت و در نزد مولایم ابوالحسن عسکری رفت و راجع به عید امروز روز نهم ربیع الاول از او پرسید و او نیز آن عید را تایید فرمود.
        و در روایتی دیگر نقل شده است که حضرت حذیفه در چنین روزی نهم ربیع الاول بر آن حضرت -صلی الله علیه وسلم- وارد شدند حضرت حذیفه می فرمایند حضرت علی و دو فرزند او حسن و حسین را دیدم که به همراه آن حضرت مشغول خوردن چیزی هستند و با یکدیگر تبسم می زنند و آن حضرت به آنان می گوید: بخورید و خوشحال باشید امروز روز خوشبخت و نیکی برای شما است که در آن خداوند متعال دشمنان خود و دشمنان شما را و دشمنان جدتان را می ستاند و در آن روز دعای مادرتان پذیرفته می شود زیرا که آن روزی است که در آن شوکت و دبدبه مبغضین جد شما و ناصران دشمنانتان می شکند، بخورید آن روزی است که فرعون و هامان زمان اهل بیت من از دنیا خواهند رفت و در آن روز خداوند شما را خوشحال و قلبتان را مالامال از شادی می نماید، حذیفه فرمود من گفتم ای رسول خدا چه کسی از امت و اصحاب شما این حرمت را می شکند؟ آن حضرت -صلی الله علیه وسلم- فرمودند: گروهی از منافین بر اهل بیت ظلم می نماید و امت را به ریاء و تظاهر و خود پسندی دعوت می دهد اموال بیت المال را تصاحب و در امور خویش صرف می نمایند و بر خود ریاء می اندازند و امت را گمراه می سازند سنت مرا و کتاب الهی را تغییر و تبدیل می دهند و ارث مرا عضب و مرا تکذیب می نمایند و به تکذیب و مخالفت با برادر و وحی و جانشین و دامادم می پردازند و حق دخترم را غصب آن را نادیده می گیرند حضرت حذیفه -رضی الله عنه- فرمودند: من گفتم ای رسول خدا از خدا بخواه که مرا در حیات شما هلاک بگرداند ایشان فرمودند: ای حذیفه من دوست ندارم که حرمت الهی را بشکنم ولی از خداوند می خواهم که فضیلت و برتری این روز را بیشتر نماید و آن را سنت و روش خوبی برای احباب و دوستان من قرار دهد در این لحظه بود که خداوند متعال به آن وحی کرد: ای محمد در علم و تقدیر من مشکلات و مصائب اهل بیت ثبت گردیده است و در آن ظلم منافقین و معذبین بر خانواده و خواصان شما نیز درج گردیده است و من به حول و قدرت خویشتن آن را بر غاصبین حق حضرت علی و وحی شما آشکار خواهم کرد و آنان را به عذاب الیم و دردناک گرفتار خواهم کرد و آنان را با ابلیس محشور می گردانم و به همراه ابلیس برای همیشه در جهنم قرار می دهم، ای محمد من از آن کسی که بر من افتراء و بهتان می بندد و با من شریک می گیرد، انتقام می گیرم و در آسمانها برای محبان و شیعیان شما فرشتگانی را مقرب کرده ام و برای آنان طلب استغفار نمایند ای محمد به ملائکه کاتبین گناهان و ثوابها دستور داده ام که در این روز و سه روز بعد از آن قلم عفو بر گناهان کشند و هیچ عملی را ثبت ننمایند ای محمد این روز روز عید شما و خانواده و اهل بیت شما است و آن عید بزرگی است برای شیعیان و محبان شما به عزت و جلالم قسم که اگر کسی در این روز بر خانواده اش آسان بگیرد و بر آنان خرج نماید در مال و جان و عمر او برکت می اندازم و او را از عذاب خویش مصون و محفوظ می دارم سپس آن حضرت -صلی الله علیه وسلم- بر خاستند و در منزل ام سلمه داخل شدند(۱۱).
        نوشته: حجه الاسلام و المسلمین مرتضی رادمهر
        ——————————————–
        پی نوشت
        (۱): صحیح مسلم ۸/۱۶۸ مسند امام احمد ۱/۵۲٫
        (۲):فتح الباری ۹/۱۶۶
        (۳):مسلم به شرح نووی ۹/۱۸۴٫
        (۴): مسلم ۹/۱۸۶٫
        (۵): مسلم ۹/۱۸۷
        (۶):مسلم ۹/۱۸۹٫
        (۷):الفتح الربانی للساعاتی ۱۶/۱۹۱٫
        (۸):دارقطنی ۳/۲۵۹٫
        (۹):مصنف عبدالرزاق ۷/۵۰۴ سنن بیهقی ۷/۲۰۳٫
        (۱۰):بحار الانوار مجلسی ج ۵۳ ص ۲۸-۲۹٫
        (۱۱):الانوار النعمانیه – نعمت الله جزایری ۱/۱۰۸ تا ۱۱۱٫

  11. یارعلی می‌گه:

    تعدد ازدواج با آمار هم می سازد

    بنام خدا

    همانطور در پست های قبلی دیدیم امر تعدد ازدواج امری است که با امار و ارقام هم می ساخت در این پست به طور مفصل تر امار ها را بر رسی نموده ایم

    خوب حال سخن بر این است که برخی انتقاد می کردند که تعدد ازدواج درست نیست زیرا زن گیر برخی دیگه نمی آید اما می بینیم که در سنین ازدواج که امروزه برای مرد 25 تا 30 است

    و دختر بین 20 تا 25 هشتصد هزار دختر بیشاز مرد وجود داره و رابطه معنا داری که حکمت الهی اقتضا می کند وجود دارد

    در باره تطبیق امار جمعیت با تعدد زوجات در اسلام رضا اعتراف نمود به زیاد بودن جمعیبت زن .

    البته در شرایطی که کنترل موالید در کار نباشد

    و علت زیاد بودن زن را هم تفاوت 5 سال سن زن از مرد دانسته شد

    مانند مثال زیر3564785 =زن های بین 20 تا 25

    2837969= مردان 25تا تا 29

    در تمام موارد بعدی یا اکثریت با 5 سال تفاوت سن جمعیت

    زنها از مردان بیشتر هستند

    پس از سن 20 تا 25 سالگی زنان و 25 تا 29 سالگی مردان نیز با تفاوت ۵ سال مزبور زن بیشتره

    ولی اگه به متولدین سالهای بعد یعنی بعد از اوایل انقلاب

    سن مردان از 25 کمترو زنان از سن 20 کمتر نگاه گنیم می بینیم عدد مرد بیشتره ولو با ۵ سال مزبور

    که گویا به سالهای 62 به بعد بر می گرده که به نظرم تبلیغات کنترل موالید شروع شد ه بوده

    و طبیعی است که برخی از خانواده ها که یک دختر دارند و اون هم فرزند اول ، گاهی اونا حمل دوم را با سونو گرافی تشیخص می دادند که اونم دختر ه

    و سقطش می کردند و به دلایل نامعلوم دیگه آمار پسر زیاد تره

    نگاه کنید

    2801568= پسر 0-4 سال

    2662410= دختر 0-4 سال

    اینها در یکسال متولد شد ه اند

    اگه امار متولدین 5 سال بعد مقایسه گردد با پتج سال بعد مقایسه شود

    2688533= دختر متولد 5 سال بعد

    2820524= پسر متولد 5 سال بعد

    می بینیم گه باز پسر بیشتره

    تا چه رسد به تفاوت 5 سال

    این ازدیاد پسر تا سنین 50 سالگی هم ادامه داره اما با این فرق که با 5 سال تفاوت معقول بین زن و مرد برای ازدواج در سنین 20 -25 زن در مقایسه با 25 – 30 مرد امار زن بیشتر می گردد و تا سنین پیر مردی و پیره زنی ادامه دارد

    4499571=زن با 5 سال تفاوت سن بین 20 – 25

    3660167= مرد با 5سال تفاوت سن بین 25- 29

    …………………………………………………………

    که بیش از هشتصد هزار زن بیش از مرد می گردد

    خوب حال سخن بر این است که برخی انتقاد می کردند که تعدد ازدواج درست نیست زیرا زنت گیر برخی دیگه نمی آید اما می بینیم که در سنین ازدواج که اموزه برای مرد 25 تا 30 است

    و دختر بین 20 تا 25 رابطه معنا داری که حکمت الهی اقتضا می کند وجود دارد

    24-20 ساله
    9011422
    4511851
    4499571

    29-25 ساله
    7224952
    3660167
    3564785

    نمو داری که مال مرکز امار ایران است و رضا برایم فرستاد و از او کمال تشکر را دارم

    جمع

    جمع

    جمع
    مرد
    زن

    جمع كل
    7E+07
    3.6E+07
    3.5E+07

    0-4 ساله
    5463978
    2801568
    2662410

    9- 5 ساله
    5509057
    2820524
    2688533

    14-10 ساله
    6708594
    3441245
    3267349

    19-15 ساله
    8726761
    4442901
    4283860

    24-20 ساله
    9011422
    4511851
    4499571

    29-25 ساله
    7224952
    3660167
    3564785

    34-30 ساله
    5553531
    2837969
    2715562

    39-35 ساله
    4921124
    2511545
    2409579

    44-40 ساله
    4089158
    2081679
    2007479

    49-45 ساله
    3522761
    1792481
    1730280

    54-50 ساله
    2755420
    1386063
    1369357

    59-55 ساله
    1887981
    923536
    964445

    64-60 ساله
    1464452
    726449
    738003

    69-65 ساله
    1197550
    622470
    575080

    74-70 ساله
    1119318
    598231
    521087

    75ساله و بيشتر
    1339723
    707683
    632040

    جمع شهري
    4.8E+07
    2.5E+07
    2.4E+07

    4- 0 ساله
    3565916
    1829001
    1736915

    9- 5 ساله
    3598374
    1842333
    1756041

    14-10 ساله
    4277679
    2191218
    2086461

    19-15 ساله
    5776097
    2935673
    2840424

    24-20 ساله
    6259429
    3100943
    3158486

    29-25 ساله
    5077373
    2562557
    2514816

    34-30 ساله
    3928775
    2010887
    1917888

    39-35 ساله
    3593610
    1844232
    1749378

    44-40 ساله
    3033650
    1557353
    1476297

    49-45 ساله
    2573962
    1325730
    1248232

    54-50 ساله
    1979657
    1023518

    956139

    59-55 ساله
    1315505
    665561
    649944

    64-60 ساله
    979809
    497943

    69-65 ساله
    775173
    405012
    370161

    74-70 ساله
    692753
    363249
    329504

    75ساله و بيشتر
    832202
    421232
    410970

    جمع روستايي
    2.2E+07
    1.1E+07
    1.1E+07

    4- 0 ساله
    1887392
    967079
    920313

    9- 5 ساله
    1899692
    972653
    927039

    14-10 ساله
    2418523
    1243833
    1174690

    19-15 ساله
    2936385
    1499970
    1436415

    24-20 ساله
    2739796
    1404789
    1335007

    29-25 ساله
    2137610
    1092578
    1045032

    34-30 ساله
    1618164
    823809
    794355

    39-35 ساله
    1322078
    664694
    657384

    44-40 ساله
    1050975
    522251
    528724

    49-45 ساله
    944457
    464636
    479821

  12. دیانا می‌گه:

    این همه آمار و ارقام آوردی
    ولی فراموش کردی که اسلام سن ازدواج برای دختر بدبخت رو 9 سالگی آورده!

    پس با این حساب هیچ کم و کاستی نیست!

    این قانون از پایه اشکال داره آقا !
    حالا هی آمار بده!!!

    • دوست می‌گه:

      اگر بدی در اسلام است بدترش در مسیحیت وجود دارد
      و اگر خوبی در مسیحیت است خوبترش در اسلام خود نمایی می کند.
      سلام
      لجاجت تا کی آخه کجای قرآن یا سنت دستور داده دختر 9 ساله را عروس کنند .
      کافی یک نگاه به دور و اطراف بندازی تا آمار دستت بیاد
      سن ازدواج بستگی به بلوغ جسمی روحی و استقلال طرف داره
      بنا به قولی حضرت فاطمه (س) این شرایط را داشت و در سن 9 سالگی ازدواج کرد و شیر فرزندانی مثل حسن و حسین به دنیا آورد که هر کدام حماسه ساز تاریخند
      اما از آنطرف خواهر حضرت رضا که در سن 28 سالگی از دنیا رفت ازدواج نکده بود چون یقینا از شرایط مهم ازدواج برای او فراهم نشده بود

      • کلیسای تهران می‌گه:

        سلام::
        جدی راست میگی اگه اسلام بده بدترش تو مسیحیت هست!!!
        خب مسیح گفته ببخشید گناهکاران رو-دشمنانتون رو و … و تازه گفته محبتش هم کنید.
        اما اسلام چی میگه میگه اگه دیدید گناهی رو مثلا زنا یا دشمنتون رو بکشیدش-حالا گفته شده کسی که به اسلام نیاد و از اسلام رو برگردونه رو هم بی دلیل بکشید چون همین که مسلمون نیست دلیل خوبیه!!!بابا ما نمیفهمیم این اسلام از مسیحیت هم بهتره.

        خوبی مسیحیت بهترش در اسلامه:
        نمونه بالا که خوبه بذار بگم.
        یک زن بیشتر نمیتونی بگیری چون انسان ها زوج آفریده شدند (شما که عقل و منطقت رو هی هوار میکنی) و مسیح میگه 1زن.
        اما اسلام 4زن عقدی و صیغهای هم که … (قانون عقل و منطق رو ببین خودشون میگن خدا زوج زوج آفرید بعد همین خدا میگه 4تازن و صیغه ای هم …) میتونی داشته باشی.
        بابا حکم اسلام از مسیحیت بهتره 4تا زن میتونی کامل هوسبازی و تازه 4تا رو میتونی طلاق بدی بری 4تا دیگه بگیری چقدر خوب :D

        جدا که قرآن نگفته و دستور نداده دختر 9ساله رو عروس کنی و ازدواج کنی:
        عايشه دختر ابوبکر صديق (افقه نساء العالم) ، حضرت محمد وقتي عايشه 6 ساله بود با وي ازدواج کرد و در سن 9 سالگي با او وقتي خود 53 سال داشت همبستر شد، اين ازدواج پدوفيل بودن حضرت محمد را نشان ميدهد، براي اطلاعات بسيار کامل و جامعي از اين ازدواج و بررسي نظرات مختلف در اين مورد به نوشتاري با فرنام ”سن پايين عايشه، مناظره اي بين آيت الله منتظري و دکتر علي سينا ” مراجعه کنيد. عايشه محبوب ترين زن حضرت محمد بود تا جايي که حضرت محمد در بستر مرگ سر بر روي سينه هاي وي گذاشته بود. علاقه حضرت محمد به عايشه تا جايي بود که وقتي زينب عايشه را محکوم به زنا با صفوان کرده بود، حضرت محمد از طرف الله آياتي آورد تا عايشه را برائت کند. براي شرح کل ماجرا مراجعه کنيد به عايشه و صفوان و بحث در مورد آيات مربوط به برائت عايشه. عايشه از راويان مهم حديث و از حافظان قرآن حساب مي‌شود. اما شيعيان به دليل خصومتي که وي با علي داشت و جنگي که او با علي داشت اورا ملعونه و پليد ميدانند. حضرت محمد بارها اعلام کرده است که عايشه را از همه زنان خود بيشتر دوست داشته اما شيعيان معتقدند وي زن فاسدي بوده است و حضرت محمد خديجه را بيش از ساير زنان دوست داشته است تا جايي که سالي که خديجه از دنيا رفت را سال عذاداري اعلام کرد. عايشه تا زمان خلافت معاويه زيسته است و با علي نيز در زمان خلافتش جنگ جمل جنگيده است.

        اااااا راستی قرآن و سنت که دستور نداده و نباید اینکار رو کرد پس چرا محمد بر خلاف قرآن عمل کرد!!!آهان حتما حکم خودش واجبتره و شهوتش مهمتر. وای وای وای وای وای

        خب حالا علمیشم نگاه کنیم چون ادعای برادران مسلمان رو علم زیاده:
        علمیشم قطعا نباید دختر 9ساله ازدواج و رابطه جنسی داشته باشه-آخه دختر 9ساله چی میفهمه-هیچ چیزی این رو توجیه نمیکنه.

        • دوست می‌گه:

          اگر بدی در اسلام است بدترش در مسیحیت وجود دارد
          و اگر خوبی در مسیحیت است خوبترش در اسلام خود نمایی می کند
          بله این جملات بالا عین حقیقت هست و من حاضرم برای اثبات آن با شما مناظره کنم
          البته امیدوارم انجا از روش های تفره رفتن استفاده نکنید و فرافکنی هم نکنید
          خوب بریم سر اصل مطلب
          از اینکه شما انقدر مغرض هستید و از کلمات به هر نحوی میخواهید سوء استفاده کنید واقعا متاسفم حضرت زهرا را مثال زدید که زود ازدواج کرده من دختر حضرت زهرا(حضرت معصومه) را نام بردم که در 28 سالگی هنوز مجرد بود و گفتم که شرایط یک ازدواج باید مهیا باشد اما مثل اینکه مرغ شما یک پا دارد بسیار خوب
          شما که انقدر ادعا دارید میشه بگید از 1430 سال پیش تا کنون چند ختر مسلمان به دنیا آمده ؟
          یکی ,دوتا, ده تا, صد تا , یک میلیون , ده میلیون شاید هم یک میلیارد یا ….
          از این چند میلیارد دختری که در اسلام به دنیا آمدند فکر میکنید چند تا شون در سن کمتر از 10 سالگی ازدواج کردند ؟
          دیدید چقدر مغرض هستید
          بله حضرت فاطمه در 9 سالگی ازدواج کرد آیا میتوانید 1 مشکل حتی 1 مشکل را به خاطر این ازدواج زود هنگام اسم ببرید؟
          وقتی یک دختر از هر لحاضی آمادگی ازدواج داشته باشد (جنسی روحی فکری اعتقادی و…) دیگر سن ملاک نیست همین طور که انسانهایی هستند که سن بالایی دارند اما چون هنوز حالت بچگی دارند هیچ کس جرات همسر دادن به آنها را ندارد

      • دیانا می‌گه:

        خوب پس خیلی مطالعه تاریخ اسلام نکردی!
        دخترهای 9 ساله بجای عروسک بازی شوهر دادن!
        عایشه 7 سالگی ازدواج کرد!
        حتی همین الان خیلی شهرهای ایران اگه بری سن ازدواج پایینه! و به دختر 16 ساله می گن ترشیده!!!!!
        شوهر دادن دخترهای 9 ساله در اعراب دیگه چیزی نیست که بخوای منکرش بشی!
        و به این می گن child abuse
        و جرمش در خیلی کشورها زندان هست!
        ولی در اسلام می شه آزادی زن!!!!!!!

        • دیانا می‌گه:

          این در جواب دوست بود!نه کلیسای تهران

        • ط می‌گه:

          جواب شما داده شد

          به متن بالا رجوع کنید عائشه 19 ساله بود!

        • مجید می‌گه:

          سخاخانم دیانا شما میتونی ازدواج نکنی و مجرد بمومنی ولی توی کار دیگران دخالت نکن اینا بحث افرینش هست و در مبادی بحث افرینش خداوند مشیعت کرده که تعداد زنها بیشتر از مردها باشد و خصوصیات مرد طوری است که میتواند با چند زن ارتباط بر قرار کند. پس به فکر خودت باش و نمی خواد کاسه داغ تر از اش باشی. هرجی باشه از ممالک کفر بهتر یم

      • دیانا می‌گه:

        وب پس خیلی مطالعه تاریخ اسلام نکردی!
        دخترهای ۹ ساله بجای عروسک بازی شوهر دادن!
        عایشه ۷ سالگی ازدواج کرد!
        حتی همین الان خیلی شهرهای ایران اگه بری سن ازدواج پایینه! و به دختر ۱۶ ساله می گن ترشیده!!!!!
        شوهر دادن دخترهای ۹ ساله در اعراب دیگه چیزی نیست که بخوای منکرش بشی!
        و به این می گن child abuse
        و جرمش در خیلی کشورها زندان هست!
        ولی در اسلام می شه آزادی زن!!!!!!!

        • فاطمه می‌گه:

          در ان زمانها به خاطر وجود جنگهای بسیار زیاد این اتفاق می یفتید که مردی از خانواده ای کشته شود .در انصورت برای خانواده پر جمعیت لطمه سنگینی به بار می امد.مخصوصا خانه ای که درش دختر زیاد باشد.
          چون در زمان قدیم بیشتر کارها و کسب در آمد به عهد مرادن بوده با رفتن پدری از خانواده امکان به فقر کشیده شدن اعضاء ان خانواده زیاد بوده
          لذا پدران با زود شوهر دادن دخترانشون می خواستند جوری عمل کنند که اگر خودشان در جنگی جانشان از دست رفت کفالت و حضانت اعضاء خانواده به دست دیگران هم باشد تا در صورت نبود پدر خانه نظام خانواده متلاطم نشود.و حداقل دختر ان خانواده بی سرپرست نشود .
          پس در حقیقت این که اسلام اجازه داده دختر در سنین پایین می تواند شوهر کند لطف و مرحمتی برا خود دختر و خانواده او .

          دیگر از چیزهایی که در ان زمان زیاد رخ می داده وجود قحطی و عدم استطاعت در کسب در امد خانواده بود.در آن زمانها زیاد می شده که حتی پدران فرزندان خودشان را از روی نداری به عهد دیگران واگذار می کردند.این مسئله در تاریخ از مسلمات است .
          گاهی حتی فرزند پسر خودشان را به اقوام یا دوستانی که فرزند نداشتند یا تمکن مالی خوبی داشت می سپردند تا هزینه نگه داری و برزگ کردن این فرزند را به عهد کسی که توانایی این کار را دارد بسپارند.
          با این حساب اگر می خواستند دختر خود را به این صورت تحت تکفل دیگری بسپارند زیاد احتمال تجاورز و… می رفت.لذا می بینیم با تجویز شوهر دادن در سنین کم این امکان برای خانواده ها بود که دختر خود را به خانه شوهر بفرستند که هم شوهر او متکفل نگه داری و مخارج ان دختر شود و هم خانواده ان دختر از تجاور و یغما رفتن ناموس محترم خود در امان باشد.و دختر و خانواده خود را از خطر فقر و گرسنگی در امان باشند

          به هر حال وقتی ما نگاه از وضعیت و زندگی رفاهی امروزی دست بشوییم و با در نظر گرفتن زندگی مردم ان زمان زمان بنگریم کاملا به حکیمانه بودن این حکم تجویز ازدواج در سنین کم پی خواهیم برد.
          در زمان حاضر به برکت ماشین ها و ربات ها کارهایی که توسط مردان و حیوانات صورت می گرفته توسط همین دستگاهها صورت می پذیرد و کارها اکثرا فکری است.
          لذا می بینیم که زنان هم می توان پا به پای مردان در عرصه کسب در آمد فعالیت داشته باشند و با از دست دادن پدر در خانواده ای نظام خانواده گسسته نخواده شد.
          اما در آن زمان همه فعالیتها بدنی بوده و به خاطر زنان کمتر توانایی فعالیت و کسب در آمد را داشته اند
          و دیگر نکته اینکه در آ ن زمان فقر و تنگدستی مردم خیلی بیش از این زمان بود.در آ ن زمانها وسایل ارتباط جمعی نبوده و از این رو قحطی به مجرد نیامدن یک سال باران می امده. لذا بدست اوردن ما یحتاج زندگی هم نیاز به پشوانه زیاد مالی داشته.
          به هر ترتیب با در نظر گرفتن این حالات می توان به حکیمانه بودن این حکم تجویز پی برد.
          بالاخره اسلام دین جاوندانی است و با همه اعصار وقرون منطبق هست.این حکم تجویزی بود برای ان زمان و در ان زمان مفید هم بود و اگرم دقت داشته باشیم می بینیم تنها حکم تجویز هست.لذا در زمان حاضر می توان به همان شرایط مستحب مانند رسیدن به سن بلوغ .. تمسک جست.
          می بینید که احکام اسلام چه زیبا و انعطاف پذیر بر تمامی اعصار منطبق هست به اضافه اینکه زمانی پدر می تواند چنین عقدی برای دختر خود بکنید که مصلحت داشته باشد برای او
          در ان زمان با این مباحثی که مطرح شد مصلحتش محرز بوده در این زمانه هم اگر مصلحتی در این کار نباشد پدر هم حق چنین کاری را ندارد !!

          • دایانا می‌گه:

            پس دستور قران رو فراموش کردی!!!!
            همین بالا نوشته شده

            خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: «با زنان پاك (ديگر) ازدواج نماييد، دو يا سه چهار همسر

            آیه رو نمی دونم چون جناب حجت اسلام که جواب داده, نگفته آیه رو!

            از طرفی قبلا هم گفتم عیسی مسیح می گه
            زندگی بسته به نان نیست بلکه به هر کلمه از کلام خدا.
            و در جایی دیگه می گه شما قبل از هر کاری در بدست آوردن پادشاهی خدا کوشش کنید,و بعد خدا که همه چیز بر او آشکار هست, نیازهای شما را می داند و همه آنها را به شما خواهد داد!

            پس بیخود سنگ زنهای گرسنه و سر راه مونده رو به گردن نزنین!
            خدا خودش کنترل می کنه.

            داستان هاجر زن صیغه ای ابراهیم رو بیاد بیارید.
            هاجر و فرزندش اسماعیل 2 بار توسط ابراهیم از قبیله رانده شدند.و تک و تنها به بیابان رفتند.
            بار اول اسماعیل نوزاد بود و درست وقتی هاجر او را تنها می گذاره تا شاهد مرگ فرزندش نباشه,از ته دل دعا می کنه و خدا به او چشمه آبی نشون می ده.و آنها زنده می مانند.
            چرا؟
            چون هاجر خالصانه دعا کرد و از خدا اطاعت کرد.اطاعت از خدا باعث نجاتش شد.تا از گرشنگی و تشنگی نمیره! شوهرصیغه ایش اونجا نبود که بهش نون و آب بده!
            خدا اونجا بود و کنترل کرد.
            و بار دوم زمانی بود که اسماعیل 14 ساله بود و توسط ابراهیم از قوم رانده می شه! و خدا که به هاجر وعده داده بود که اسماعیل برکت می گیرد, در بیابان زنده ماند و صاحب ثروت فراوان شد.
            ابراهیم باز هم وسط بیابان نبود تا زن صیغه ای و فرزندشو نجات بده! بلکه خدا اونجا بود و اون زن رو نون و آب داد.

            اطاعت از خدا باعث برکت در زندگی می شه و خدا خودش کنترل می کنه که گرسنه و تشنه نمونی!
            در کلام خدا موندن,با خدا زندگی کردن و اطاعت کردن باعث برکت می شه! نه صیغه شدن و گرسنه نموندن!

            از طرفی عیسی مسیح آب و غذایی داره که اگه بدونی چیه,هیچ وقت گرسنه نخواهی شد و از اسارتهای این دنیا آزاد خواهی شد.

          • یارعلی می‌گه:

            دیانای عزیز
            اگه قرار باشد خداوند همه کارها را خودش انجام دهد
            خودش پادشاهی خدا را هم در یک چشم به هم زدن درست می کرد
            قبول کن که خداوند می خواهد بشر تلاش کند و در این تلاش فایده هست
            1- تکامل بشر
            2- آزمایش انسانها و ..

          • ط می‌گه:

            به نام خدا

            بنا بر گفته مسیح او نیامده تا شریعت را منسوخ یا متروک کند

            در کجای کتاب مقدس صیغه ای که در عهد عتیق بود باطل شده!!

            لطف کنید شماره باب و فقره آن را بیاورید!!

          • بهنام می‌گه:

            سلام دایانا چندتا سوال داشتم 1.دین تون چیه 2.من 22 سالمه وبه جنس مخالفم نیاز دارم خوب خوب حالا شما بگید چی کار کنم. 1-برم مسیحی شم! 2-برم توی خیابونا دنبال ناموس مردم بیوفتم! 3-یا بایکی دوست بشم ….گناه کنم! 4-یا دنبال هیچ کدوم نرم ………خوصوصی باید گفت. 5-یا برم یکی بیدا کنم یا صیغه کنم بعدشم گناه که نداره ثوابم داره. 6-مهم تر از همه مامسلمونا چیزی به نام غیرت دارن دوست ندارن که خواهر یا مادرامونو با مردهای نامحرم راحت باشن

          • اندی می‌گه:

            سلام شما مجردید

      • دیانا می‌گه:

        از طرفیدوست جون, ما که نگفتیم دختر باید 9 سالگی شوهر کنه!
        همین یارعلی خان همینجا میگه دختر 10 ساله برای ازدواج رسیده!!!!!!!
        و برای اینکه منحرف نشه, شوهرش میدادن!!
        شماها خودتونم با هم یک حرف نمیزنین!!!و حرفهای همدیگخ رو منکر مسشین!

  13. دوست می‌گه:

    اگر بدی در اسلام است بدترش در مسیحیت وجود دارد
    و اگر خوبی در مسیحیت است خوبترش در اسلام خود نمایی می کند
    در باره ارزش زن و کتک خوردن آنهم که دشمنان اسلام و قرآن دائما آن را با صلیغه خودشان تکرار میکنند و بعضی افراد که حتی زحمت نگاه کردن یک تفسیر کوچک هم به خودشان نمی دهند باور میکنند!
    در بحث تنبیه زن که در قرآن آمده اول اینکه فکر کنم شما حتی همان ظاهر آیه را هم نخواندید و قط آب دیگران را در گلو قر قره می کنید چون در خود ظاهر آیه چند شبهه آن برطرف میشود
    -اول اینکه روی سخن با زنانی است که در غیاب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقی که خدا برای آنان قرار داده، حفظ نمی‏کنند. (واضح است حقوق یک مرد غایب را ادا نکردن یعنی چه!)
    -مورد بعدی اینکه در مقابل همچین زن سخیفی قرآن اوا دستور به دادن پند و اندرز می دهد (رافت از این بیشتر)
    -در مرحله بعد که همچنان به کار خودش ادامه داد در بستر از آنها دوری کنید( یعنی همچنان با او بخوابید اما مثلا پشت به پشت)
    -در مرحله آخر که واقعا جواب ندا (که مشخص است چنین زنی یا سادیسم دارد و یا مشکل روحی روانی دیگر)انوقت به تنبیه روی آورید
    در تمام تفسیر های قرآن منظور از تنبیه نه آنکه با کابل و زنجیر به جونش بیفتید بلکه ابن آخری بسیار روفانه تر است طوری که امام صادق فرمودند منظور از زدن زن زدن او با شاخه گلی و یا بوته ای است که بیشتر جنبه شوخی و محربانی دارد در تفسیر علامه طباطبایی می نویسد:
    این چیزی که در قرآن کریم آمده است تنها جنبه عاطفی دارد و الا با حدودی که در فقه دارد نمی‏تواند عنوان اکراه داشته باشد مثلا باید بدن زن سیاه، سرخ یا کبود نشود و جرح و شکستی ایجاد نشود چون در این حالت شامل دیه شده و زن میتواند از مرد شکایت کند
    حتی در خود قرآن در پایان آیه هم به این نکته اشاره کرده است “راهی برای تعدّی بر آنها نجویید”
    خوب زحمتش فقط یک سرچ کتابی اینترنتی است که متاسفانه …

    • دیانا می‌گه:

      عزیزم عیسی مسیح به مرد دستور داده که به زنی که نا اطاعتی از همسرش می کند,محبت کن.
      زن به خاطر سیستم عاطقیش دنبال محبته!
      زن نامطیع از خداش هم هست که جای خوابش از شوهری که کتکش هم می زنه جدا بشه!
      این دستور رو یک مرد گذاشته برای همین از خصوصیات درونی زن خبر نداشته!
      مرد به خاطر سیستم هورمونی بدنش چندین برابر زن به دنبال میل جنسیه!
      ولی زن محبت رو به همه چیز تر جیح می ده.
      وقتی رختخواب زن و شوهر از هم جدا می شه در واقع مرد داره خودشو زجر می ده! زن نا مطیع از خداشه که مرده حتی لمسش هم نکنه!
      من اگه شوهرم کتکم بزنه همون ترجیح می دم دیگه تا ابد ریختشم نبینم! ولی با محبت کردنه که پیمان خانواده محکم می شه!
      این قانون اسلام به نفع زن نا مطیعه!
      و پیمان خانواده گسسته می شه!

  14. دوست می‌گه:

    اگر بدی در اسلام است بدترش در مسیحیت وجود دارد
    و اگر خوبی در مسیحیت است خوبترش در اسلام خود نمایی می کند.
    در مورد حق دیه هم یک سوال داشتم هدف از دادن دیه برای یک مرد و زن مرده چیست؟
    آیا پولی که به عنوان بهاء جان یک نفر داده می شود هیچ دردی را از مرده دوا میکند؟
    یقینا خیر .
    پس چرا دیه باید پرداخت شود؟
    علت پرداخت دیه کمک به بازماندگان آن مرحوم و اسان کردن ادامه زندگی برا آنها است.
    فکر کنید یک زنی از یک خانواده 5 نفری میمیرد دیه یک زن نصف دیه یک مرد است که به آن خوانواده تعلق میگیرد یعنی مثلا پدر خانواده و فرزندانش باید با 40 میلیون ادامه زندگی دهند
    - اما اگر یک مرد از همان خانواده بمیرد
    به زن و فرزندان خانواده 80 میلیون میدهند تا زندگی کم دقدقه تری داشته باشد
    خوب اینجا ادامه زندگی بر یک زن آسانتر میشود تا بر یک مرد بازمانده و تمام هدف اصلی آنهم این است که زن یک شخص مرده تکریم و احترامش رعایت شود تا محتاج دیگران نشود
    آیا این قانون هم غیر از جانب داری زنان است
    اینکه میگوییم اسلام از فمنیست هم جلو زده به خاطر اینجور احکام است اما متاسفانه شما با چشمان بسته دوست دارید اسلام دین خشک و متعصب و زور گو باشد تا راحتر حرفتان را بزنید لاکن حقیقت جز این خواسته شماست

    • دیانا می‌گه:

      عزیزم دیه آخرین چیزی بود که من بهش فکر کردم!
      هر چند فرض کن کسی نمیره!! بعد شرایط دیه رو لطفا توضیح بده!!! یا مثلا ارثیه که پسر و دختر زنده هستن!!!!
      شهادت زن در دادگاه هم توضیح بده!
      نگو زن احساسیه که داری صداقت زن رو زیر سوال می بری!
      خدایی که می گی الرحمن و الرحیمه, چطور می تونه دل زن اول رو نادیده بگیره و بشکنتش تا مرد بره زنهای 2 و 3 و 4 سوا کنه!!!!!!!
      خدا خدای محبته! محبت خالص به تمام موجوداتش ! نه فقط مرد!
      خدای محبت دل نمی شکنه!

      مشکل شما اینه که فقط ظاهر رو نگاه می کنین و دل رو کنار می گذارید!
      ولی خدا فقط با دل سر و کار داره

  15. یارعلی می‌گه:

    دیانا می‌گه:
    ۰۲/۲۷/۱۳۹۰ در t ۲۲:۱۸
    این همه آمار و ارقام آوردی
    ولی فراموش کردی که اسلام سن ازدواج برای دختر بدبخت رو ۹ سالگی آورده!

    پس با این حساب هیچ کم و کاستی نیست!

    این قانون از پایه اشکال داره آقا !

    ……………………………
    دیانای عزیز
    چرا بد مستی می کنی
    چرا دنبال لجی
    انسان با لج جقیقت را نمی یابد
    قوانین اسلام چون دین کامل است همه جانبه است
    دخترها در 10 سالگی همه چیز می فهمند
    فرض کنید دختری 10 سال هیکلی شرایط خانوادگی اش طوری است که احتمال انحراف دارد
    خوب اسلام می فرماید می توانی ازدواج کنی
    این کامل بودن یک دین و انعطاف داشتن
    آن است
    مسیحیت تحریف شده نیست که ازدواج را حرام کتند بر کشیش بعد دچار لواطش کند

    • دیانا می‌گه:

      بدمستی یعنی چی؟
      شما برین سرچ کنین در همین ماه گذشته چند تا ازدواج دهترهای 9 ساله با عکس پیدا می کنین!
      همین چند ماه قبل یک گروه دختر بچه 9 ساله با کلی غول بیابونی در پاکستان ازدواج کردن!
      عایشه 7 ساله بود که با محمد ازدواج کرد!
      جدا فکر می کنین دهتر 10 ساله عقلش برای زندگی زناشویی می رسه؟!!!!!!!!!!!!!!!!!
      فکر می کنی دختر 10 ساله به فکر انحرافه؟ به این می گی دین کامل؟ که چون دختر منحرف نشه ,شوهرش بدن؟!!
      و برای اینکه مرد منحرف نشه بره تا می تونه صیغه کنه که مبادا منحرف بشه؟!!!!
      می گم این قوانین از پایه اشکال داره!
      کسی که با خدا زندگی کنه,وقتی قدوسیت و محبت خدا مادام جولوش باشه, محاله که به فکر انحراف برسه!
      عیسی در فکر کار می کنه!
      ولی اسلام فقط ظاهر رو می بینه!
      مطمین باش دختر 10 ساله ای که منحرف فکر می کنه, حتی اگر شوهرش هم بدن,انقدر بی تجربه هست که با اولین مرد آرزوهاش, شوهر رو ول می کنه و به انحرافش ادامه خواهد داد!پس این راهش نیست!
      مردها هم که تا ابد در اسلام آزادن برن هی صیغه کنن!

      عیسی در فکر کار می کنه! دعوت به خویشتن داری می کنه! نمی گه ازدواج نکن,نه!
      بلکه می گه مردی که در با شهوت به زنی نگاه کند,در فکر هود با او زنا کرده است!
      در این تعمق کنید و بزرگی خداوند رو در این ببینین!

  16. یارعلی می‌گه:

    سلام در پایان نه سال و در شروع ده سال حق ازدواج به دختر می دهد اما اجباری نمی کند
    اگر دختری این شرایط را نخواست می تواند تا 30 سالگی ازدواج کند
    ………….
    شما حضرت فاطمه را ببینید
    اسوه زنان عالم
    صاحب معجزه های زیاد
    دانای علوم متعدد
    در چند سالگی ازدواج کرد
    چقدر در زندگی موفق بود
    چه بچه هایی تربیت کرد
    پس اگر اسلام اجازه داده لابد مطابق فیزیولوی زن است
    از طرفی دختر تازه چشم گوش باز کرده منحرف نشده شوهر کند خوب است یا دختر
    عاشق صد پسر
    ……………………
    البته یک نکته ممکن است فیزیک بدنی دخترانی تا 14 سالگی درد ازدواج نخوره
    حرفی نیست اسلام حداقل و حداکثری گذاشته
    اختیار با خود مردم و شرایط آنها
    این دیگر نادانی است که بخواهی نظر خود را بر دین تحمیل کنی
    چون کشیشها زن نمی گیرند غالبا – پس اگر کسی گرفت یا دو تا گرفت تحقیر شود
    این نادانی است
    ………………..
    مرفی چند مقاله در تعدد ازدواج

    فلسفه تعدد ازدواج رسول اسلام
    در مورد ازدواج با عایشه

    • دیانا می‌گه:

      یک لحضه جمله خودت رو یکبار دیگه بخون.گفتی

      ((از طرفی دختر تازه چشم گوش باز کرده منحرف نشده شوهر کند خوب است یا دختر عاشق صد پسر))

      تو به این می گی آزادی زن در اسلام؟!!!!!!!!!!!
      تو به این می گی دین کامل که برای یکی دیگه تصمیم هم بگیری؟!!!!!!!!!!!
      حتی با وجود اینکه دختر به جنس مخالف حتی بعنوان همبازی هم فکر نمی کنه,بعد یک غول بیابونی رو انتخاب کنن براش که شاید احتمال بدن بعدها اون دختر منحرف بشه و عاشق؟!!!!!!!!!!!!تو به این می گی اختیار؟

      شما حس زیبای عاشق شدن رو از دختر می دزدین! و بعد تو مغزش فرو می کنین که آزاده! انقدر بهش می گین زن در اسلام آزاده که خودش هم باور کنه!!!
      تو به این می گی آزادی؟!!!!!!

      به این یکی جملت توجه کن :
      ((البته یک نکته ممکن است فیزیک بدنی دخترانی تا ۱۴ سالگی درد ازدواج نخوره
      حرفی نیست اسلام حداقل و حداکثری گذاشته))

      فیزیک بدنی به درد ازدواج نخوره؟!!!!!!
      خوب خوبه معنی ازدواج در دین کامل اسلام هم برامون کاملا مشخص شد!!!!!!!!!!!!
      تا وقتی به ظاهر نگاه می کنید,حالا ما خودمون رو هم حلق آویز کنیم تا به شما معنی ازدواح رو بفهمونیم,
      فایده نداره!!!
      شما برای زن ارزش قایل نیستی! فکر می کنی فقط فیزیک بدنی زن برای ازدواج شرطه؟!!!!!!!!!!!
      واقعا,قلبا متاسفم!!!!

      در مورداینکه می گی کشیشان در مسیحیت ازدواج نمی کنند ,باید بهت بگم اشتباه می کنی!
      این فقط در بین کشییشان کاتولیک برقراره.
      کشیش من مردی بسییار بسیار بسیار محترم, ازدواج کرده و صاحب فرزندانی خداپرست و نمونه و الگوی ازدواج مسیحی است.
      اتفاقا ما هیچ وقت مخالف ازدواج کردن نیستیم و کشیشم مجردها را با شرط خودداری تشویق به ازدواج می کنه ولی برای مجردین همیشه در دعا هستیم که بتونن خوددار و از زنا به دور باشند.
      بهشون صیغه کردن تجویز نمی شه!!!!!!! اتفاقا همونطوری که از زن انتظار می ره که تا قبل از ازدواج باکره باشه, از مرد هم انتظار می ره تا قبل از ازدواج باکره باشه .چون ممکنه من و تو ندونیم کی راست می گه ولی از خدا که پنهون نیست!

  17. یارعلی می‌گه:

    در مورد ازدواج عایشه ……………… بنام حق ……….
    …. l برخی از فرق خیال می کنند ازدواج یک مرد مسن با دختری ده ساله باعث می شود لیاقت نبوت از بین برود و از این راه به رسول الله و خاتم النبیین صلی الله علیه و اله و سلم ایراد می گیرند /. جواب : تنها کسی رمز ازدواجهای رسول اسلام را می فهمد که بداند این رسول جاودان است و همیشه دینش خواهد ماند ……………….. او باید نسخه ای عملی برای همه آینده داشته باشه اگه مسیح هم جای او بود همین کارها می کرد چون مقتضیات زمانش متفاوت بود در مورد سایر ازدواجهای رسول اسلام غیر از عایشه مطلب در وبلاگ دارم در مورد عایشه اولا رشد زن و بلوغ منطقه گرم در عربستان با غیر عربستان فرق داره لذا یکی نبوده که اعتراض به ازدواج عایشه در اون عصر داشته باشه چنانچه در تواریخ نیافتم از طرفی حضرت فاطمه هم در سن خیلی کم با علی ع ازدواج نمودند پس رسم بوده است بعضی دختر ها در سن ده سال مثل غولیند که هر کس بگی یکی دیده است و از همه گذشته کسی که در جوانی با خدیجه 40 ساله گذراند در پیری دلیل نداره رو به ازدواج بیاره اونم تعداد زیاد کسی که دو ثلث شب نماز شب می خواند و مرد جهاد است و… پس باید راز ازدواجهایش در آینده بینی مکتبش یافت که جاودانی است تا در شرایط بحرانی جامعه که زن زیاد می شود مردم ابا تعدد ازدواج فساد را از جامعه جمع کنند از طرفی گاهی پیش می اید که مثل یک معتاد بد اسم دختری داره که دو خواستگار داره .1- معتادی بیکار و مفلوک بی غیرت 2- مومنی 50 ساله زیبا با شرف پول دار خیلی مورد احترام حال اگه خود دختر هم اصراربه ازداج با این مرد 50 ساله داشت زیرا ممکن باشه اون معتادخه اونو بفروشه که ما نمونه های شنیده ایم ولی عرف جامعه نمی گذاره کدام خوبه پس ازدواج با عایشه یک رهنمود برای نسلهای آینده بوده با تحلیل فوق در قران این نمونه عرف شکنی در ازدواج زید و زینب هم می بینیم که خداوند اصرار بر انجام جهت عرف شکنی داره پس این رسول با ایثار ابرو اینده را می بیند

    • دیانا می‌گه:

      پیرمردی که به فکر ازدواج با دختر بچه هست ,به نظر من خیلی پسته!

      مثالهات خیلی غیر منطقی هستن!!!!
      اینها دلیل و پوشاندن کار ازدواج یک پیرمرد با دختر 7-8 ساله نمی تونن باشن!

  18. شاهین می‌گه:

    حضرت محمد مصطفی که درود خدا بر او باد می فرمایند:
    یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است

    ای کاش دوستان مسیحیمان به جای جدل و مجادله و مغلطه و مغالطه و سفسته بروند و یک ساعت عمیق راجع به حقیقت فکر کنند و از خداوند منان بخواهند که نور حقیقت را در دل های انان روشن کند
    روشن است دینی که خدایش کشتی می گرفته!!!!و دروغگو و حسود بوده و جاهل و عاجز بوده و از خلقت انسان پشیمان شده!!!!!! صد در صد تحریف شده
    ای کاش یکبار انجیل برنابا را می خواندید که لا اقل به واقعیت نزدیک تر است و پی به برخی حقایق می بردید که بدلیل امدن واقعیت های بشارت مسیح به پیامبر اخرالزمان توسط شورای مرکزی کلسیا کنار گذاشته میشود ودر کنار 154 انجیل دیگر به فراموشی سپرده میشود
    دینی که راجع به همه چیز بگوید محبت کن بدون استدلال و منطق و برهان و شرایط سنجی دین صحیحی نیست بلکه دینی کاملا احساسی است که مورد تحریف قرار گرفته است ان هم توسط قاتل مسیحیان ان یهودی جنایت کار به نان شائول یا به تعبیر شما پولس
    که برنابا را به خاطر افشای حقیقت به قتل میرساند
    و تثلیث کفرامیز را که خدا را سه تا میداند را وارد مسیحیت میبکند تثلیثی که در برابر منطق فلسفه کم میارد و پشت تقدس خداوند پنهان میشود
    تثلیثی که در مقاله جناب ادواردک دیدیم که حتی بغضی بزرگان مسیحیت ان را انحرافی بزرگ دانسته اند تثلیثی که عیسی پیامبر خدا که انسانی بیش نبوده را خدا تلقی کرده و فرشته او روح القدس را هم خدایی دیگر در نظر میگیرد
    بد نیست سری به کتاب مقدس جدیدتان که توسط امریکاییان تدوین شده سری بزنید که همجنس بازی را هم حلال شمرده!!!!!!!
    که بزودی ان هم جزو کتب مقدستان شده و به همین راحتی تحریف میشود
    اما اسلام با قویترین استدلال ومنطق علمی فلسفه را به چالش کشانده و عرفان را ضایع کرده و و همه را مطیع خود ساخته چون کلام خداست و کلام خداوند عین حقیقت است حال اگر خداوند اجازه ازدواج مجدد را ان هم مشروط به شرایطی و با اذن همسر اول داده است قطعا حکمت در ان بوده است من و شما نمیتوانیم به کلام خدا اعتراض کنیم همه ما میدانیم که در زمان کنونی مرد باید به یک همسر طبق دستور قران اکتفا کند با هم عشق بازی کنند و عاشق و معشوق هم باشند این دستور اسلام است
    یا علی

    • دیانا می‌گه:

      نه شاهین خان!
      اونهایی که همجنسبازی رو تبلیغ می کنند,خودشون دوستان شیطان هستند!
      اونها رو با مسیحیت مخلوط نکنید!
      مثل این که من بیام همون دوستای وهابیتون رو با شما قاطی کنم!!!!

  19. کلیسای تهران می‌گه:

    سلام دیانای عزیز:
    دیانای عزیز گفتم که محمد 6ساله با عایشه ازدواج و 9سالگی همبستر شد نگفتم 9سالگی ازدواج کرد.
    نمیدونم شاید من حرف شما رو درست نفهمیدم.
    فیض خداوند با شما باد.آمین

    • یارعلی می‌گه:

      شیخ محمدرضا در کتاب محمد رسول الله سن عایشه را هنگام زفاف ۱۸ سال شمرده است.
      استاد جعفر مرتضی العاملی در کتاب صحیح من السیره النبی الاعظم درباره روایت ۹ سال می نویسد این روایت درست نیست و عمر عایشه بیشر از ۹ سال بوده است سپس دلائلی می اورد از جمله « ان ابن اسحاق قد عد عائشه فی جمله من اسلم اول البعثه و هی یومئذ صغیره و انها اسلمت بعد ثمانیه انسانا .. فلو جعلنا عمرها حین البعثه سبع سنین فان عمرها حین العقد علیها کان ۱۷ سنه و در حین الهجره ۲۰ سنه»

      یعنی « ابن اسحاق (که از قدیمی ترین سیره نویسان شمرده می شود) عایشه را از کسانی بشمار اورده که در اغاز بعثت پیامبر به پیامبر ایمان اوردند. در ان روزگار عایشه کوچک بود و به قول ابن اسحاق ،پس از ۱۸ تن، اسلام اورد . اینک اکر عمر عایشه را به هنگام بعثت ۷ سال حساب کنیم (چون کودک پایین تر از ۷ سال اسلام اوردن را درک نمی کند) در این صورت سن وی در زمان عقد کنانش ۱۷ سال میشود و در زمان هجرت (که هنگام عروسی عایشه بوده) ۲۰ سال سن داشته است (یعنی ۱۳ سال بعد از بعثت)»

      اولا شرایط سنی که در فرهنگ ما ایرانیان امروزه متداول است، در آن عصر و نزد عرب های آن زمان متداول نبود. بسا اتفاق می افتاد دختران نو رسیده به عقد مردان کهنسال در می آمدند. در این گونه ازدواج ها هیچ گونه خرده گیری و ملامتی وجود نداشت. مانند این که در تاریخ آمده است که عمر از عثمان خواست که دخترش حفصه را به عقد خود در بیاورد در حالی که عثمان حدود بیست سال از عمر بزرگتر بود نیز به ابو بکر که حدود ده سال از عمر بزرگتر بود پیشنهاد ازدواج با حفصه را داد . آری این گونه ازدواج ها در آن فرهنگ پذیرفته شده بود.
      و ثانیا : این یکی از دروغ های روزگار است که عایشه در هنگام ازدواج کم سن و سال بود در این مورد گفته اند: پیامبر (ص) عایشه شش یا هفت ساله را به عقد خود درآورد و در نه سالگی با او عروسی کرد ؛ هم سن عایشه در هنگامی که به عقد پیامبر درآمد، بیش از شش یا هفت سال بود؛ هم در هنگام عروسی بیش از نُه سال داشت.

      داده های تاریخی می گوید: سن عایشه در هنگام عقد، خیلی بیش از مقدار مذکور بود؛ به چند دلیل:
      ۱- برخی از مورخان مانند ابن قتیبه دینوری نوشته اند: عایشه در سال ۵۷ ، یا ۵۸هجری و در هفتاد سالگی درگذشت(۲)؛ پس در سال اوّل یا دوم بعثت متولد شده بود. تاریخ اجرای صیغه عقد را یک ماه پس از درگذشت حضرت خدیجه و بعد از عقد سوده بیان کرده اند(۲). حضرت خدیجه در رمضان سال دهم بعثت از دنیا رفت و در شوال همین سال عایشه به عقد پیامبر درآمد(۳). بنابراین عایشه در هنگام عقد حدوداً نه ساله بود؛ نه شش ساله.
      ۲- عالمان اهل سنت از پیامبر دو روایت نقل کرده اند: یکی این که فرمود: دخترش فاطمه سرور تمام بانوان جهان است و دیگر این که درمورد عایشه فضیلتی را بیان داشت که دیگر زنان آن فضیلت را ندارند. چگونه می شود وقتی حضرت فاطمه سرور تمام بانوان جهان باشد، عایشه فضیلتی داشته باشد که دیگر زنان حتی حضرت فاطمه از آن محروم باشد؟! بین دو جمله ای که عالمان اهل سنت نقل کرده اند ، ناسازگاری وجود دارد. برخی از آنان همانند «طحاوی» که ناقل آن حدیث هستند، برای رفع ناسازگاری چاره اندیشی کرده و گفته اند: جملة دوم که دربارة عایشه فضیلتی را برشمرده است که دیگر زنان حتی فاطمه از آن محروم است، مربوط به زمانی است که فاطمه کوچک و نابالغ بود؛ یعنی در هنگامی از فضیلت عایشه یاد شد که حضرت فاطمه خردسال بود و آن فضیلت مربوط به افراد بالغ بود. همو می گوید : فاطمه در بیست و پنج سالگی درگذشت(۴).
      از این دو جمله استفاده می شود که حضرت فاطمه دو سال پیش از بعثت ولادت یافت و عایشه چند سال از حضرت فاطمه بزرگ تر بود. با این وجود اگر عایشه را دست کم سه سال از فاطمه (س) بزرگ تر فرض کنیم، می توان فهمید ولادت عایشه پنج سال پیش از بعثت بود، در این صورت زمانی که به عقد پیامبر درآمد،

      حدوداً پانزده ساله بود

  20. هانیه می‌گه:

    سلام و درود به دوستان عزیز و خانم دیانا
    خاله ی من دچار نوعی ناتوانی جنسی هست که نمیتونه شوهرش رو ارضای جنسی بکنه. در صورتی که طلاق بگیره واقعا کسی نیست که بتونه خرج زندگی اون رو بده ( خودتون بهتر میدونین که با این اوضاع و احوال هر کی بتونه زندگی خودشو بچرخونه هنر کرده ) ولی خب در حال حاضر زندگی راحت تری نسبت به قبل داره( اینکه طرف حق رو می گیرم نسبت به زن بودن من شک دارین خانوم ؟ حتما باید همیشه طرف زن رو گرفت؟)زن نامطیع هم اگه یه مدت مورد بی مهری مردش قرار بگیره شاید بیشتر با همسرش راه بیاد.
    لازم هم هست که بگم طبق آماری که روانشناسان خودشون اعلام کردن. خود ارضایی به دوران ابتدایی ( بچه های 7 تا 11 ساله ) کشیده. کی میگه دختر 10 ساله چیزی از مسائل جنسی نمی فهمه.با بی بندو باری های که هست و فیلم ها و شوهای مبتذلی که این بچه ها می بینن مطمئن باشین از من و شما واردترن به مسائل جنسی در مورد زندگی هم هیچ کس قبل از ازدواج نمیدونه که زندگی مشترک رو چه جوری باید گذروند . در طی زندگی هست که همه چی رو یاد می گیره مثلا مامانای ما 10 سالگی ازدواج کردن زندگیشون بد بوده ( یا دخترایی که 30 سالگی ازدواج می کنن و دو سال زندگی نکرده طلاق می گیرن؟ )بپرسین از زنای قدیمی که هنوز هم، هم شوهراشون به اونا وفاداران و هم خودشون به مرداشون
    مورد بعدی که میخواستم بگم این بود که دوستانه ازتون خواهش می کنم اسامی پیامبرای خدا رو همینطوری نگین. محمد و مسیح یعنی چی؟ لطفا حضرات رو درست خطاب کنین این یه جور بی احترامی به خود خدا و فرستاده هاش هست.( طرف خطابم هم دوستای مسیحی و هم دوستای مسلمون هستن ) نقد کنین نه توهین ( دوستان مسیحی هم لازم نیست برای ما متاسف باشن و مطمئنا هم نیستن ولی برای اینکه افکار ما رو اشتباه جلوه بدن مرتبا از کلمه ی متاسفم براتون و متاسفم استفاده می کنن )یه کم منطقی تر باشین احساسی جواب ندین با گفتن متاسفم براتون که ما دین و آئین خودمونو عوض نمی کنیم.

    • دیانا می‌گه:

      عیسی مسیح می گه زندگی فقط بسته به نان نیست! بلکه به هر کلمه از کلام خدا!

      فرق شما حضرتهای مسلمان اینه که زندگی در این دنیا رو برای خودتون ملاک قرار دادین و به دنبال راحتی در این دنیا هستین.

      و عیسی مسیح که غلام و خادم همه بود,ابدیت رو هدف قرار داد.

      عیسی در فکر کار می کنه تا ابدیت رو داشته باشی.

      حضرت والامقام محمد هم در صیغه و 4 زنی بودن این دنیا که زن بدبخت بینوای درموندۀ بی ارزش ,گرسنه نمونه خدای نکرده!آخی چقدر به فکر زنها بود واقعا. دستشون درد نکنه!

      • شاهین می‌گه:

        دیانا جان

        جالبه بدانید که حضرت محمد (ص) اولین ازدواجشان در سن بیست و پنج سالگی اتفاق افتاده ان هم با خانم خدیجه که چهل سالشان بود یعنی 15 سال اختلاف سنی! حتی بعضی از مورخان بر این باورند که ایشان قبل از ازدواج با پیامبر دو بار ازدواج کرده بودند که در هر بار منجر به فوت شوهرشان شده بود

        پیامبر گرامی اسلام در بیست و پنج سالگی با حضرت خدیجه 40 ساله ازدواج میکند وتا مرگ حضرت خدیجه ایشان به هیچ وجه دنبال ازدواج مجدد نمی روند و والاترین وظایف شوهری را در حق حضرت خدیجه انجام میدهند خدیجه در سن 65 سالگی فوت میکنند یعنی زمانی که پیامبر 50 سال داشتند بعد از مرگ ایشان پیامبر سه سال به تنهای زندگی میکنند بعد از سن 53 سالگی ازدواج های مجدد پیامبر به اذن خدا شروع میشود که همه ان ها دلایل مخصوص به خودی را دارد مثلا یکی از زنان پیامبر ام سلمه بوده که 70 سال داشت!! همه این ها برای ایجاد اشتی و صلح میان قبایل و با اذن و دستور و اجازه خداوند صورت گرفته است
        پس ازدواج های پیامبر سه سال پس از فوت همسر اولشان شروع شده یعنی از سن 53 سالگی

        پیامبر گرامی اسلام 63 سال عمر کردند

        پس اگر العیاذ بالله ایشان دنبال شهوت و هوس بودند اولا با زن چهل ساله ازدواج نمی کردند ثانیا به ایشان وفادار نمیماندند انهم حتی تا سه سال پس از مرگش

        • دیانا می‌گه:

          خیلیها حاضر هستن برای رسیدن به یکسری رویاهاشون,یک سری دیگه از عقیده هاشون رو زیر پا بگذارند.پول می تونه انگیزه بزرگی برای این جمله باشه!
          فراموش کردین بگین حضرت خدیجه زنی ثروتمند بود.

          • شاهین می‌گه:

            خانم دیانا

            در این مورد حق کاملا با شماست چون که پیامبر گرامی اسلام حق طبیعی خودش رو به خاطر خدا ودین او کنار گذاشت و با زن ثروتمند چهل ساله!!! ازدواج کرد و و 25 سال با او زندگی کرد و سه سال حتی بعد از مرگش هم صبر پیشه کرد
            اما ثروت حضرت خدیجه فقط و فقط صرف تبلیغ دین خدا شد و پیامبر حتی ریالی از ان را برای خودش صرف نکرد
            پیامبر خود را فدای خداوند کرد او الگوی ماست و ما هم باید برای خداوند از هر چیزمان حتی جوانیمان عشقمان مال و فرزندانمان و همه چیز بگذریم چون معشوق واقعی و ازلی خداست و این پوشیده است مگر بر عاشقان و عارفان حقیقی

          • دایانا می‌گه:

            و ف اموش کردین که وقتی حضرت خدیجه با حضرت محمد ازدواج کرد, هنوز اسلامی وجود نداشت که حضرت محمد صرفش بشه!

  21. دوست می‌گه:

    اگر بدی در اسلام است بدترش در مسیحیت وجود دارد
    و اگر خوبی در مسیحیت است خوبترش در اسلام خود نمایی می کند
    در ثانی فرض کنید همه دختران مسلمان در 9 سالگی ازدواج کنند این چه ایرادی دارد ارضاء جنسی روحی و عاطفی از طریق همسر شرعی و عرفی بهتر است یا 30سال مجرد ماندن وهمبستر شدن با کرور کرور مرد نا محرم درست مثل همانچیزی که هر ثانیه دارد در بین غربیان مسیحی اتفاق میافتد
    شهوت انسان آنقدر سرکش است که حتی متاهلان را هم به گناه میکشاند
    ببینم مگه همین شما ها نیستید که تهمت زنا به سلیمان لوط و نوح و… میزنید بعد که ما اعتراض میکنیم میگید اونها هم آدم هستند و دچار گناه پس چگونه است جناب :دیانا میگه از طرفی شما نگران زنهای بی شوهر نباش!خدا خودش بلده کنترل کنه!
    میشه توضیح دهید چه جوری ؟
    پس این همه مجالس گناه آمارهای تاسف برانگیز جنسی حتک حرمت ها فرزندان مجهول نسل و… از کجا به وجود آمده اون چیزی که در جامعه غرب در حال اتفاق است را همه میدانند (البته اگه شما دوست دارید که بگید مرد در فکرش هم نباید زنا بکند اما در افعال آزاد است که هر کاری بکند به خودتان ربط دارد )
    چیزی راجع به گنگ بنگ شنیده اید یک نوع ورزش است که در آن یک زن به نبرد مرد ها میرود و هرزنی که بیشترین مرد را ارضاء کند برنده است جالب اینجاست این ورزش به طور زنده برای همگان پخش میشود فعلا رکورد هم در اختیار زن لهستانی است که در یک نصفه روز ششصد و خورده ای مرد را ارضاء کرده و مادرش که در همانجا بود را به اشک شوق واداشت
    خوب فیلمهای پورنویی که در سرتاسر دنیا پخش شده در کجا ساخته میشود در کشور های اسلامی یا کشورهایی مثل اروپاییان و آمریکاییان که مسیحی نشین هستند
    این خبر هایی که هر روز از تجاوزات و فساد های اخلاقی که در بین سیاستمداران غربی مثل سارکوزی بوش کلینتون برلوسکنی و … اتفاق می افتد حاصل همین مهربانی مسیحیان نسبت به همسرشان است مگه نه! یا همان دستور مسیح که گفته در فکر گناه نکنید
    البته می دانم که باز میگویید حساب آنها را به حساب مسیحیان نگذارید
    باشه ما هم حساب قریب به اتفاق جامعه مسیحیان را به حساب شما چند تازه مسیحی نمی گذاریم(اخه هرچی باشه هیچ گاه گناه زنا برایتان مثل آنها عادی نخواهد شد چون هر چی نباشه شما یا قبلا مسلمان بودید و یا تحت تاثیر جامعه اسلامی بزرگ شدید)
    پس ما هم حساب شما مسیحیان معتقد را از خروار خروار کشیش و پدر روحانی مسیحی و راهب و راهبه که همه جور گناه جنسی انجام داده اند را جدا میدانیم گناهانی مثل لواط زنا تجاوز به دخترکانی که برای دعا خدمت حضرات رسیده بودند
    در اسلام هم گناهانی از این قبیل وجود دارد آما آنها هم گم کرده راه اسلام هستند و به غیر قوانین اسلامی عمل میکنند
    پس بنابر این از ته دل میگویم:
    اگر بدی در اسلام است بدترش در مسیحیت وجود دارد
    و اگر خوبی در مسیحیت است خوبترش در اسلام خود نمایی می کند

    • ناشناس می‌گه:

      با کمی قدم زدن در وبسایت های ایرانی,آدرس وبسایتهایی میاد بالا که چه گند و فیلمهای افتضاحی (پر شده در ایران اسلامی)وجود نداره!!!!!
      حتی از شیخهای محترم اسلامی و رابطه با همسران آقایان دیگر!! در اسلام راجب به صیغه با زن شوهر دار تبصره ای نیست؟

    • دیانا می‌گه:

      آره من هنوز هم می گم خدا خودش می تونه کنترل کنه!
      شما قبول نداری که خدا کنترل همه چیز در دستانشه ؟!!!!!!!
      درسته بشر گناهکاره و مادام در پی شر و مقابل خدا قرار می گیره!
      اصولا انسان وقتی گناه می کنه, در واقع خدا رو کنار گذاشته و گناه رو بر خدا ترجیح می ده!
      داوود وسلیمان و همه انسانهای گناهکار هم همینکار رو می کنن!
      راه حلش می دونی در مسیحیت چیه؟
      مطمین باش صیغه نیست!
      راه حل دوری از گناه و انحرافات جنسی که بسیار بسیار خطرناکه,در کلام خدا باقی ماندن هست.
      فرار کردن از محل گناه هست.
      مثل یوسف هنگامی که زن فوتیقار او را وسوسه کرد,به فکر صیغه نیفتاد!بلکه از اونجا فرار کرد.چون با خدا زندگی می کرد.چون خدا رو بر گناه ترجیح داد.
      عیسی مسیح هم 40 روز توسط شیطان وسوسه شد.ولی سربلند پیروز آمد.گفته نشده عیسی با چی وسوسه شد,ولی حتما یکی از اون وسوسه ها شهوت جسم که بزرگترین عامل گناه هست باید باشد.ولی عیسی سربلند بیرون آمد.

      در نتیجه عیسی میگه اگر می خواهی از گناه به دور باشی,در کلام خدا باقی بمان و آن را راهنمای زندگی خود کن!ولی نمی گه اگه می خوای برو حالا صیغه کن تا سر خدا کلاه بگذاری و گناه زنا و هوسرانیت با اسم کلاه شرعی صیغه , مخفی بشه!
      سر من تا دلت بخاد می تونی کلاه بگذاری.ولی سر خدا به هیچ وجه!

    • خادم مسیح می‌گه:

      در کشورهای غربی و خصوصا آمریکا قانون اساسی طوری تدوین شده که هیچ دین و مذهبی وارد سیاست و قوانین کلی کشور نمی شه.به همان اندازه که مسیحیها در آن کشور اجازه فعالیت و پرستش دارند,دیگر دینها و حتی بی دینها هم اجازه دارند فعالیت داشته باشند و دین یک مساله شخصی حساب می شه(کسی رو در قبر اون یکی نمیگذارن)
      در نتیجه ساختن اینجور فیلمها ربطی به مسیحیت نداره.

      در کشورهای اسلامی که شما اسمش رو می برید,می خوام بدونم اگر همه اجازه داشته باشند همونطوری که دلشون می خواد زندگی کنن و آزاد باشن که طبق عقیدشون رفتار کنند,فکر می کنید از این فیلمها کمتر از آن کشورها ساخته می شه ؟
      کما اینکه از همان فیلمهایی که شما نام می برید با دوربینهای آماتور و بصورت خانگی در مملکتهای اسلامی اگه بیشتر ساخته نشه,کمتر ساخته نمی شه!

      • دوست می‌گه:

        {اگر بدی در اسلام است بدترش در مسیحیت وجود دارد
        و اگر خوبی در مسیحیت است خوبترش در اسلام خود نمایی می کند}
        سلام
        این که کشور های غربی دین را از سیاستشان جدا کردند به خاطر افتضاحی بود که حاکمیت دینی (یعنی مسیحیت )به سر انها آورد.
        فقر فساد تجاوز ناعدالتی خشونت و… سوغات دین مسیحیت برای معتقدینش داشت تا جایی که تصمیم گرفتند به این ذلت پایان دهندو خود را از این بندگی نجات دهند اینجا بود که اوضاع کمی رو به رشد رفت
        فکر میکنید در جامعه ای که یک دانشمند را به خاطر فرضیه خورشید محوری محکوم به اعدام میکنند آیا با ادامه روندش شاهد اینهمه ابتکارات و اختراعات می بودند؟
        مردم میدانستند جدایی دین از حکومت باعث پیشرفت و سعادت آنها است به همین خاطر مقاومت زیادی نکردند این را مقایسه کنید با همین الان که مردم کشور های اسلامی مثل لیبی, یمن ,اردن ,مصر ,تونس و.. که خودشان را به خاک و خون میزنند تا حاکمیت اسلامی داشته باشند چون آنها میدانند که اسلام چیست
        در ثانی در کشور های غربی هیچ گاه به همان اندازه ای که مسیحیان آزادند به اسلام آزادی نخواهند داد
        تخریب مساجد کشف حجاب مسلمانان ممنوعیت حجاب دانش آموزان کشتار مسلمانان اصلا شبیه آزادی نیست دکتر مروه الشروینی به جرم حجاب در یک دادگاه کشوری به اصطلاح ازاد در جلوی دیدگان قانون آنهم با 18 ضربه چاغو کشته میشود که مصداق بارز این به اصطلاح آزادی شماست
        درمورد فساد های اخلاقی که در ایران اتفاق می افتد با زهم متعصبانه برخورد کردید .
        خوب است که در آخر نظرم اعلام کردم که آنها عده ای ره گم کرده را اسلام هستند . آنها همانهایی هستند که توسط بودجه های میلیاردی غربیان جهت ترویج فساد و فحشا به دام می افتند
        وظیفه یک حکومت دینی کنترل جامعه و جلوگیری از به فساد افتادن آن است دقیقا نکته ظریف اینجاست که شما خودتان اذعان کردید و من احسنت به این گفته میدهم
        “در کشورهای اسلامی که شما اسمش رو می برید,می خوام بدونم اگر همه اجازه داشته باشند همونطوری که دلشون می خواد زندگی کنن و آزاد باشن که طبق عقیدشون رفتار کنند,فکر می کنید از این فیلمها کمتر از آن کشورها ساخته می شه ؟
        کما اینکه از همان فیلمهایی که شما نام می برید با دوربینهای آماتور و بصورت خانگی در مملکتهای اسلامی اگه بیشتر ساخته نشه,کمتر ساخته نمی شه! ”

        • دایانا می‌گه:

          اینها همه تبلیغهایی هست که تو ایران می کنن!
          شما خودت وقتی نمی بینی و رو نظر یک سری دیگه نظر می دی,باعث نمی شه که واقعا همچین اتفاقی افتاده!
          برو انگلیس ببین عربهای محجبه چه جولانی تو خیابونها می دن!
          برو هلند, از هر 10 نفز,8 تا محجبه می بینی!
          برو آمریکا,مدرسه ها پر از دخترهای محجبه است که با آزادی زندگی می کنن!
          برو آلمان ببین زنهای محجبه ترکیه چه راحت در خیابان رفت و آمد می کنند و کسی هم بهشون کاری نداره!
          و یا خیلی کشور های دیگه!
          صرف اینکه سیاستمداران ایران یکسری تبلیغات سو می کنند, نظر دادن درست نیست!

          از طرفی نتیجه مخلوت دین و سیاست رو که شما اینطور نظر دادی رو تو همین ایران ببین که چه افتضاحی به بار آورده!
          گالیله رو گنده می کنی, این جوونهای بیگناه که چپ و راست به بهونه محاربه میگیرن و اعدام می کنن مثل نقل و نبات!!!!مطمین باش خونشون از گالیله کمرنگ تر نیست!

    • شاهین می‌گه:

      جناب دیانا

      این دیگر بر میگردد به عدم شناخت شما از شخصیت معنوی و اسمانی حضرت محمد(ص) که ایشان میدانستند که قراره چه اتفاقی در اینده بیفته چون تورات و انجیل مکررا وعده بشارت بر پیامبری ایشان را داده بود همان فارقلیطای کتاب مقدستان!
      که در انجیل برنابا این بشارات دیده میسشود

      در ضمن اگر بنا بر ثروت بود همانطور که هانیه خانم گفتند کفار عربستان حاضر بودن ثروتی عظیم به پیامبر بدهند و دختران جوانش را در اختیارش قرار دهند تا دست از دعوت اسمانی خود بردارد که ایشان قبول نکردند و خالصانه از همه چیزشان به خاطر خدا گذشتند و میفرمودند:

      اگر خورشید را در دست راستم و ماه را در دست چپم قرار دهند و همه ثروت دنیا را به من دهند تا دست از این دعوت بردارم هرگز قبول نخواهم کرد و به دعوتم ادامه خواهم داد

  22. هانیه می‌گه:

    میشه بفرمائین ما چقدر باید مهربان باشیم؟
    مثلا یکی بیاد یه سیلی محکم بزنه تو گوشمون و کر بشیم. بگیم به به بیا به این یکی هم بزن؟
    چقدر میشه با محبت کارها رو درست کرد؟
    شاید اصلا یکی محبت حالیش نباشه اونوقت ما از حقوق خودمون و خونوادمون بگذریم به خاطر اینکه فقط به فرد محبت کنیم؟ حد این محبت کجاست؟

  23. فاطمه می‌گه:

    اما خانم دیانا در مورد عایشه هم باید بگم که:

    شیخ محمدرضا در کتاب محمد رسول الله سن عایشه را هنگام زفاف 18 سال شمرده است.
    استاد جعفر مرتضی العاملی در کتاب صحیح من السیره النبی الاعظم درباره روایت 9 سال می نویسد این روایت درست نیست و عمر عایشه بیشر از 9 سال بوده است سپس دلائلی می اورد از جمله « ان ابن اسحاق قد عد عائشه فی جمله من اسلم اول البعثه و هی یومئذ صغیره و انها اسلمت بعد ثمانیه انسانا .. فلو جعلنا عمرها حین البعثه سبع سنین فان عمرها حین العقد علیها کان 17 سنه و در حین الهجره 20 سنه»

    یعنی « ابن اسحاق (که از قدیمی ترین سیره نویسان شمرده می شود) عایشه را از کسانی بشمار اورده که در اغاز بعثت پیامبر به پیامبر ایمان اوردند. در ان روزگار عایشه کوچک بود و به قول ابن اسحاق ،پس از 18 تن، اسلام اورد . اینک اکر عمر عایشه را به هنگام بعثت 7 سال حساب کنیم (چون کودک پایین تر از 7 سال اسلام اوردن را درک نمی کند) در این صورت سن وی در زمان عقد کنانش 17 سال میشود و در زمان هجرت (که هنگام عروسی عایشه بوده) 20 سال سن داشته است (یعنی 13 سال بعد از بعثت)»

    اولا شرایط سنی که در فرهنگ ما ایرانیان امروزه متداول است، در آن عصر و نزد عرب های آن زمان متداول نبود. بسا اتفاق می افتاد دختران نو رسیده به عقد مردان کهنسال در می آمدند. در این گونه ازدواج ها هیچ گونه خرده گیری و ملامتی وجود نداشت. مانند این که در تاریخ آمده است که عمر از عثمان خواست که دخترش حفصه را به عقد خود در بیاورد در حالی که عثمان حدود بیست سال از عمر بزرگتر بود نیز به ابو بکر که حدود ده سال از عمر بزرگتر بود پیشنهاد ازدواج با حفصه را داد . آری این گونه ازدواج ها در آن فرهنگ پذیرفته شده بود.
    و ثانیا : این یکی از دروغ های روزگار است که عایشه در هنگام ازدواج کم سن و سال بود در این مورد گفته اند: پیامبر (ص) عایشه شش یا هفت ساله را به عقد خود درآورد و در نه سالگی با او عروسی کرد ؛ هم سن عایشه در هنگامی که به عقد پیامبر درآمد، بیش از شش یا هفت سال بود؛ هم در هنگام عروسی بیش از نُه سال داشت.

    داده های تاریخی می گوید: سن عایشه در هنگام عقد، خیلی بیش از مقدار مذکور بود؛ به چند دلیل:
    1- برخی از مورخان مانند ابن قتیبه دینوری نوشته اند: عایشه در سال 57 ، یا 58هجری و در هفتاد سالگی درگذشت(2)؛ پس در سال اوّل یا دوم بعثت متولد شده بود. تاریخ اجرای صیغه عقد را یک ماه پس از درگذشت حضرت خدیجه و بعد از عقد سوده بیان کرده اند(2). حضرت خدیجه در رمضان سال دهم بعثت از دنیا رفت و در شوال همین سال عایشه به عقد پیامبر درآمد(3). بنابراین عایشه در هنگام عقد حدوداً نه ساله بود؛ نه شش ساله.
    2- عالمان اهل سنت از پیامبر دو روایت نقل کرده اند: یکی این که فرمود: دخترش فاطمه سرور تمام بانوان جهان است و دیگر این که درمورد عایشه فضیلتی را بیان داشت که دیگر زنان آن فضیلت را ندارند. چگونه می شود وقتی حضرت فاطمه سرور تمام بانوان جهان باشد، عایشه فضیلتی داشته باشد که دیگر زنان حتی حضرت فاطمه از آن محروم باشد؟! بین دو جمله ای که عالمان اهل سنت نقل کرده اند ، ناسازگاری وجود دارد. برخی از آنان همانند «طحاوی» که ناقل آن حدیث هستند، برای رفع ناسازگاری چاره اندیشی کرده و گفته اند: جملة دوم که دربارة عایشه فضیلتی را برشمرده است که دیگر زنان حتی فاطمه از آن محروم است، مربوط به زمانی است که فاطمه کوچک و نابالغ بود؛ یعنی در هنگامی از فضیلت عایشه یاد شد که حضرت فاطمه خردسال بود و آن فضیلت مربوط به افراد بالغ بود. همو می گوید : فاطمه در بیست و پنج سالگی درگذشت(4).
    از این دو جمله استفاده می شود که حضرت فاطمه دو سال پیش از بعثت ولادت یافت و عایشه چند سال از حضرت فاطمه بزرگ تر بود. با این وجود اگر عایشه را دست کم سه سال از فاطمه (س) بزرگ تر فرض کنیم، می توان فهمید ولادت عایشه پنج سال پیش از بعثت بود، در این صورت زمانی که به عقد پیامبر درآمد، حدوداً پانزده ساله بود.

    پس زدن اینگونه تهمت ها بدون مطالعه کار جالبی نیست.!!!

  24. مسلمان می‌گه:

    جالبه بدانید که حضرت محمد (ص) اولین ازدواجشان در سن بیست و پنج سالگی اتفاق افتاده ان هم با خانم خدیجه که چهل سالشان بود یعنی 15 سال اختلاف سنی! حتی بعضی از مورخان بر این باورند که ایشان قبل از ازدواج با پیامبر دو بار ازدواج کرده بودند که در هر بار منجر به فوت شوهرشان شده بود

    پیامبر گرامی اسلام در بیست و پنج سالگی با حضرت خدیجه 40 ساله ازدواج میکند وتا مرگ حضرت خدیجه ایشان به هیچ وجه دنبال ازدواج مجدد نمی روند و والاترین وظایف شوهری را در حق حضرت خدیجه انجام میدهند خدیجه در سن 65 سالگی فوت میکنند یعنی زمانی که پیامبر 50 سال داشتند بعد از مرگ ایشان پیامبر سه سال به تنهای زندگی میکنند بعد از سن 53 سالگی ازدواج های مجدد پیامبر به اذن خدا شروع میشود که همه ان ها دلایل مخصوص به خودی را دارد مثلا یکی از زنان پیامبر ام سلمه بوده که 70 سال داشت!! همه این ها برای ایجاد اشتی و صلح میان قبایل و با اذن و دستور و اجازه خداوند صورت گرفته است
    پس ازدواج های پیامبر سه سال پس از فوت همسر اولشان شروع شده یعنی از سن 53 سالگی

    پیامبر گرامی اسلام 63 سال عمر کردند

    پس اگر العیاذ بالله ایشان دنبال شهوت و هوس بودند اولا با زن چهل ساله ازدواج نمی کردند ثانیا به ایشان وفادار نمیماندند انهم حتی تا سه سال پس از مرگش

  25. شاهین می‌گه:

    یه نکته دیگه برای دوستان عزیز باید بگم که اسلام ازدواج برای دختران بالای 9 سال را مجاز شمرده نه اینکه گفته حتما باید 9 ساله ازدواج کنند این امر در مناطق مختلف دنیا فرق دارد بسته به بلوغ جسمانی و عقلانی سن ازدواج تعیین میشود اگر از تاریخ و علم پزشکی یه کم باخبر باشید! متوجه میشوید که دختر 9 ساله انزمان عرب مثل دختر بیست ساله این زمانه پس اسلام حداقل سن ازدواج را 9 سال دانسته اما تعیین دقیق ان را بر عهده خود دختر و جامعه گذاشته

    مطلب دوم اینکه میگویید پیامبر با دختر 7 یا نه ساله ازدواج کرده غلط مسلم است زیرا عایشه دختر ابوبکر بود که:

    عائشه قبل از خواستگاری پیامبر، نه تنها که نامزد مرد دیگری بود که حتی آماده ازدواج بوده است. این شخص«جبیربن مطعم» نام داشت.(طبقات الکبری / ابن سعد / ص529، الاصابه / ج4 / ص356)به این معنی که هشت سال قبل از هجرت، در آن زمانی که ابوبکر می خواست به حبشه هجرت نماید، نزد مطعم رفت و گفت که او می خواهد عائشه را از قید نامزدی فرزندش جبیر می باشد با فرزندش تزویج نماید، ولی مطعم به خاطر آنکه ابوبکر مسلمان شده بود، عقد نامزدی فرزندش را با عائشه فسخ نمود. از این روایت بر می آید که حتی هشت سال قبل از نامزدی عائشه با پیامبر آماده ازدواج بوده است.
    اگر فرض کنیم عائشه هنگام ازدواج با جبیر حداقل نه ساله بود و این ازدواج طبق روایات قبل از بعثت بود می توان نتیجه گرفت عایشه هنگام تزویج با پیامبر حداقل 17 یا 19 ساله و هنگام زفاف 20یا22 ساله خواهد بود!!

  26. شاهین می‌گه:

    خانم هانیه

    در انجیل امروزی تغییر یافته توسط پولس امده که اگر کسی به یک طرف صورتت سیلی زد طرف دیگر صورتت را جلو بیاور تاشخص متجاوز یه سیلی دیگری به تو بزند
    واگر کسی به زور از تو یک میل در خواست کرد تو با دو میل پاسخش را بده!!!!!!!!!!

    فکر کنم به این میگن برده این و ان شدن!!!!
    عفو و گذشت و ایثار شرایطی دارد که اسلام به خوبی و روشنی تنویر کرده است تا جایی که حضرت علی وقتی در اثر شمشیر مسموم ابن ملجم در بستر بیماری خوابیده بود به او شیر میاورند شیر را برمیگرداند و میگوید این را ازر طرف من به ابن ملجم دهید تا بنوشد

    به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من

    چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا

    • خادم مسیح می‌گه:

      نه شاهین خان ,اشتباه فکر نکنید.عیسی نمی گه برده این و اون باش!
      زمانی که سربازان عیسی رو دستگیر کردند,اتفاقا یک سرباز بیخود به گوش عیسی مسیح سیلی می زنه و خدا رو مسخره می کنه و عیسی مسیح به اون سرباز می گه چرا می زنی؟

      یعنی باید از خودت دفاع کنی!ولی کِی مهمه!
      عیسی مسیح از خودش دفاع نکرد.بلکه از خدا دفاع کرد.
      عیسی می گه وقتی پای خدا در میانه باید دفاع کنی!باید بیاستی.
      ولی در برابر ظلم و شخص شرور,مقاومت بیفایدست.در این موقع هست که باید شخص رو ببخشی و قضاوت رو بر عهده خدا بگذاری.باید به خدا اعتماد کنی و خودت با تمام دل ببخشی! نه اینکه عملا صورتتو جلو ببری و یک سیلی دیگه نوش جون کنی.نه!

      منظور اینه که وقتی ما در برابر خدا گناه می کنیم و با پرروویی از خدا انتظار داریم ما رو ببخشه و خدا هم می بخشه,حالا چطور خودمون نمی تونیم کسی که بهمون بدی کرده رو نبخشیم؟!!!

      ما هم باید همونطوری که خدا می بخشه,یاد بگیریم و ببخشیم.در غیر این صورت,مطمین باش خدا هم تو و گناهانت رو نمی بخشه!

      عیسی در انجیل می گه :”اگر شما برادر خود را از دل نبخشید,پدر آسمانی من هم با شما همینطور رفتار خواهد کرد.”
      عیسی در فکر کار می کنه.
      پس لطفا چیزی رو که نمی دونی,مسخره نکن!

      همه ما آدمها وقتی گناه می کنیم,در واقع حضور خدا رو نادیده می گیریم. در واقع داریم به خدا سیلی می زنیم! در حقیقت اینطور نیست که سیلی واقعی بزنیم ,نه! اینکار رو نمی کنیم
      ولی وقتی گناه می کنیم,در واقع داریم حق خدا رو کوچک می شمریم و اونو تحقیر می کنیم.انگار که سیلی می زنیم!
      بعد که پی به گناهمون بردیم,توبه می کنیم و از خدا طلب بخشش می کنیم و خدا هم می بخشه!

      کاری که خدا می کنه یعنی طرف دیگه صورتشو جلو میاره و میگذاره سیلی بخوره!چون بخشندست!

      چطور از خدا انتظار داری که در برابر گناهی که در حقش کردی ببخشه و در واقع 2 بار سیلی بخوره, ولی خودت نمی تونی اینطور باشی؟!

      عیسی از ما هم می خواد این کار رو بکنیم!
      عیسی در فکر کار می کنه شاهین خان!

      در مسیح ما از بردگی و اسارت گناه آزادیم .ما فرزندان خداوند هستیم و او پدر ماست.برده نیستیم ولی خادم همه هستیم.
      برده مختار نیست و مجبوره کاری که ارباب می خواد رو بکنه!ولی خادم آزاد و فروتنه!می تونه هر کاری که بخواد بکنه.او آزادمرده ولی از خود گذشته هست.به نفع دیگری خودشو کنار می کشه و می بخشه! درست مثل خدا!
      عیسی مسیج می گه من نیامدم تا خدمت شوم,بلکه خدمت کنم.
      وقتی مفهوم روحانی تعلیمات مسیح رو پی ببری, از خودت شرمنده می شی که خدا کجا و ما کجا!

      • شاهین می‌گه:

        جناب خادم مسیح

        خیلی ممنونم از جوابتون وقتی دیدم به جای اهانت جواب علمی ومنطقی دادید زیرا من هروقت سوالی مطرح کردم با توهین مواجه شدم از این بابت از شما ممنونم

        بله حق کاملا در این مورد با شماست در قران ایه داریم که خدا میفرماید اگر میخواهید بخشیده شوید پس ببخشید ولی چیزی که من گفتم کلام دوستان خود شما در این سایت بود نه نظر خودم!
        در ضمن شما گفتید :

        ((عیسی مسیح از خودش دفاع نکرد.بلکه از خدا دفاع کرد.
        عیسی می گه وقتی پای خدا در میانه باید دفاع کنی!باید بیاستی.))

        خوب این عین جمله اسلام هم هست چون دین خدا یکی است ودر طول دوران توسط انبیا به بشر متناسب با عقل و شعورش نازل شده

        اما نکته جالب اینجاست که شما گفتید عیسی برای خدا دفاع کرد ولی از این ور ادعا میکنید که عیسی خودش خداست!!!!
        (بحث تثلیث)

        ولی اعتراف کردید که خدا نیست

        ما معتقدیم حضرت عیسی مسیح علیه السلام (روحی فداه) از پیامبران بزرگ و اولوالعزم یعنی صاحب شریعت بوده و معجزات فراوانی برای اثبات خداوند و پیامبری خودش داشته وحتی بارها مژده به پیامبر اخرالزمان داده وگفته که اسم او محمد است و در اینده خواهد امد

        ولی قران میگه این که عیسی رو پسر خدا بدونید (نه به معنای اسمانی بلکه به معنای واقعی) ویا خود خدا بدونید این تهمت بزرگی بهخداست و کفر است چون اگر خدا بخواهد عیسی و مادرش مریم را هلاک کند چه کسی میتواند جلوی خدا را بگیرد

        بازهم از شما ممنونم دوست عزیز

        • خادم مسیح می‌گه:

          خداوند را با چشم نمی توان دید.ولی عیسی مسیح مظهر خدای نادیدست!
          زندگی عیسی مسیح در واقع الگویی برای ماست.
          او با طرز زندگیش به ما نشان داد که چطور باید زندگی کنیم.چطور باید دعا کنیم و چطور رفتار کنیم.
          نام دیگر عیسی عمانوییل یعنی خدا با ماست هست.

  27. یارعلی می‌گه:

    وستان مسلمان و مسیحی توجه داشته باشند دستورات حضرت مسیح دارای چند خصوصیتند
    1-ایشان بر شریعت حضرت موسی هستند
    2-ایشان برای تکمیل و ایجاد تعادل در شریعت حضرت موسی بنا به مقتضیات زمان حکم می کنند
    3-پس سکوت ایشان در برخی موارد مثل احکام حکومتی ارتداد و جهاد و .. ناشی از بودن این احکام در تورات است

    • دوست می‌گه:

      سلام یار علی عزیز
      دقیقا این حرف شما درست است و میتوان آن را در تک تک آموزه های واقعی مسیح (تاکید میکنم آموزه های واقعی مسیح) به روشنی پیدا کرد .
      دوستان متعصب مسیحی شما به همان تعصب خود در این سایت ادامه دهید اما پیش خودتان قبل از هر رای و نظری این سه نکنه را مد نظر داشته باشید .

  28. هانیه می‌گه:

    خانم دیانا
    باید به عرض برسونم اگه پیامبر گرامی ما به خاطر ثروت حضرت خدیجه باهاشون ازدواج کردند و ثروت برای ایشون اهمیت داشت وقتی کفار مکه بهشون پیشنهاد کردند که در ازای دریافت پول خیلی هنگفت ( چند برابر ثروت حضرت خدیجه )از تبلیغ اسلام دست بکشند خیلی راحت قبول می کردند تا دیگه امروز شما جرات نکنین که به ایشون اهانت کنین. مثل اینکه انتظار ما هم از شما خیلی زیاد بوده وقتی شما حضرت عیسی رو با اسم عیسی خطاب میکنین و با احترام اسم ایشون رو به زبون میارین چطور ما از شما انتظار داشته باشیم که به پیامبر گرامی ما احترام بذارین.
    من تازه وارد بحث شما شدم ولی همه ی نظرات و جوابارو می خونم دوستان مسیحی به جز اهانت به دین و پیامبر ما بحث علمی تا حالا نداشتن.
    شمایی که پیرو این هستین که دین مسیحی دین محبته پس چرا به مایی که با شما با احترام صحبت می کنیم محبت نمی کنین؟ نکنه شما تو فکر به ما محبت می کنین ؟
    در مورد یکی از دوستان هم باید به عرض برسونم توبه کردن هیچ وقت سیلی دوم زدن به خدا نیست. وقتی کسی به خاطر کار اشتباهی که انجام داده از شما عذر میخواد این کار انقد بده که به معنای اینه که به شما سیلی زده؟

    • دوست می‌گه:

      {اگر بدی در اسلام است بدترش در مسیحیت وجود دارد
      و اگر خوبی در مسیحیت است خوبترش در اسلام خود نمایی می کند}
      فتبارک الله احسن الخالقین
      احسنت جناب هانیه
      در توبه پذیر بودن خدا شکی نیست ؛ اول دستور به توبه می دهد و می فرماید «تُوبُوا» بعد هم خود را «تَوّاب» معرفی می کند ؛ یعنی مردم شما توبه کنید ، من هم توبه شما را پذیرفته و از گناهان شما می گذرم ؛ زیرا منم « غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْب‏ »

      خداوند حکیم نه تنها توبه و قبول آن را محدود نکرد ، بلکه آنقدر آغوش مهرش را گستراند و گرم گرفت که ابوسعیدها جرأت کردند چنین بسرایند :

      بـازآ بــازآ هــر آنچه هستی باز آ

      گر کافر و گبر و بت‌پرستی باز آ

      این درگه ما ، درگه نومیدی نیست

      صد بـار اگر توبه شکستی باز آ

    • دیانا می‌گه:

      ببخشید خانم هانیه اگر همچین احساسی کردی.
      شرمنده و معذرت می خوام.
      ولی بدون که روشن شدن حقیقتی که شما سعی می کنی ازش فرار کنی,توهین نیست!

      • دیانا می‌گه:

        از طرفی اگه نمی خواستم محبت مسیح رو با شما قسمت کنم,مطمین باشید الان در این وبسایت حرف نمی زدم و جونم رو به خطر نمی انداختم!
        چون شاهد شکنجه ها و آزارها و اعدامها و قتلهای فجیع دوستان مسیحی توسط مسلمانانِ کامل دین,بودم.

  29. هانیه می‌گه:

    انسان واقعی انسانی هست که هم دنیا و هم آخرت رو داشته باشه.
    وقتی خدا در میان باشه ما وظیفه داریم که از خدا دفاع کنیم.
    من به شما بدترین اهانت ها رو می کنم حالا شما به من محبت کنین در صورتی که من محبت حالیم نشه تا کجا میتونین به من محبت کنین. حالا باز اینجا یه فضای مجازیه اگه من باعث آزار و اذیت خونواده ی شما بشم آیا می تونین از حق فرزندتون همسرتون مادرتون و کلا خونوادتون فقط به خاطر اینکه آخرت خوبی داشته باشین بگذرین؟ آیا اونا از شما ناراضی نخواهند بود؟ در صورتی که بخواهین اونا رو راضی نگه دارین باید با من برخورد داشته باشین و اگر با من برخورد داشته باشین حرف خودتون رو عوض کردین که همیشه باید و باید محبت کرد.

    • دیانا می‌گه:

      هانیه جان شما داری من رو با یک آدم دیگه مقایسه می کنی!
      من هم انسانم و گناهکار.مثل همه انسانهای دیگه!
      شما رفتار انسان رو با انسان مقایسه می کنی.
      ولی عیسی مسیح یا به قول شما حضرت عیسی مسیح می خواد که ما خودمون رو با خدا مقایسه کنیم
      خداوند باران رحمتش بر بدان و خوبان به یک اندازه جاریه!
      تو که انسان بینهایت ماهی هستی و من که گناهکارترین آدم روی زمین هستم, به یک اندازه از خدا محبت می بینیم.
      خدا بین من و تو فرق نمیگذاره بلکه محبت خالصانه او به همه یکسانه!
      من که گناهکارترین هستم, تا روزی که بمیرم دارم نسبت به خدا گناه می کنم.
      تا زمانی که در این دنیا هستم,خدا اگه بخواد محبتش رو از من دریغ کنه,مطمینا نابود خواهم شد.ولی خدا همچنان به منی که بهش گناه می کنم,داره برکت می ده.و منو دوست داره.این محبت واقعیه!
      عیسی مسیح می خواد ما هم مثل خدا باشیم.
      یعنی به یکی که بهت بدی می کنه,70 مرتبه 70 بار محبت کنی و ببخشی.
      از طرفی احترام به حرف نیست! به عمله!
      اینکه مادام بگی حضرت فلان ولی به حرفهاش عمل نکنی, چه فایده داره؟
      همه انسانها گناهکارند و ما اجازه نداریم بیش از خداوند به کسی احترام بگذاریم!فقط باید در برابر خدا سجده کرد نه هیچ آدمی!
      اگر به عیسی مسیح ,حضرت نمی گیم, به ایندلیله که ما با او رابطه ای دوستانه و پدرانه داریم!رابطه ما قلبی و مستقیمه.
      اطاعت باعث خوشنودی خدا می شه نه حرف عمل نکرده!
      چه فایده داره من بگم حضرت عیسی مسیح و بعد به دستوراتش عمل نکنم!
      احترام باید قلبی باشه! من برای راضی کردن یک آدم نمی گم حضرت فلانی!

      • شاهین می‌گه:

        خانم دیانا
        عمل انسان رو باید با عمل انسان کامل و معصوم که از طرف خدا امده مقایسه کرد نه با عمل خداوند!!!
        درک انسان از قدرت صفات و محبت الهی به قدری ناچیز است که به صفر میل میکند حالا شما میگید که ما بیاییم محبتو از خدا یاد بگیریم و خودمونو با انسان ها مقایسه نکنیم!
        چون همه گنه کاریم و همه انسان ها با هر عملی که دارن نزد خدا به یک چشمند!!!!

        نه خیر با کمال احترام به شما و عقایدتان باید بگویم دین اسلام یک دین جامعی است و همه نیاز های انسان عادلانه نگاه کرده است محبت فقط بخشی از نیازهای بیشمار انسان است که شما بر ان تاکید میکنید و همه چیز را فدای ان میکنید اسلام دین فقط محبت نیست هم دین محبت است هم دین خشم هم دین فقیران است هم دین ثروتمندان هم دین کبیران است هم دین صغیران هم دین عزیزان است هم دین ذلیلان یعنی در یک کلام دین جهانی برای همه بشریت

        پس روشن است که قوه های دیگر انسان از جمله غضب و خشم و خوردن و اشامیدن و بینهایت طلبی و … توجه ویژه کرده و همه ان هارا بهینه و متعادل ساخته است

        ما به غیر از خداوند متعال به کسی سجده نمیکنیم و هیچ کس را شایسته پرستش نمیدانیم و انیبیا و اولیای خدا را انسان های پاک و معصوم میدانیم و الگویی برای زندگی
        الگوی انسان باید انسان باشد نه غیر انسان این قانون عقل است حضرت مسیح هم پیامبر خدا بوده و الگوی من و شماست اما اینکه اورا خدا میدانید دیگر اوهم نمیتواند الگو باشد حتی اگر در قالب انسان به زمین بیاید!!!!!!!!که این اعتقاد عین شرک است

        در ضمن خوبه ما عقل و چشم داریم و اوضاع جهان رو میبینیم که چه بر سر مردم مسلمان و مظلوم دنیا میارن

        اگه قرار باشه کسی به خاطر اعتقاداتش کتک بخوره این ماییم نه شما!!!!که به خاطر یا علی گفتنمان ما رو به خاک و خون میکشند کدام کشور مسلمان به کشور مسیحی حمله کرده؟؟؟؟؟؟ اما برعکس که دیگه قابل شمارش نیست

        مطمئن باشید اسلام از دروازه عقل وارد قلب هایمان شده و دیگر به هیچ وجه از این صراط مستقیم خداوند و زندگی پیامبر بزرگ اسلام و اهل بیت بزرگوارش دور نخواهیم شد

        اللهم عجل لولیک الفرج

        • دیانا می‌گه:

          به همین دلیل عیسی مسیح به این دنیا اومد تا الگوی ما باشه!
          تنها اوست که الگوی کاملست!
          نه موسی نه داوود نه سلیمان نه هیچ بنده دیگه خدا الگو نیست!
          همه اونها انسانهای والایی بودن.در این شکی نیست.ولی الگو نبودن!
          چون همه گناهکار بودن!
          ولی گناهی بر عیسی مسیح نمی تونی پیدا کنی!
          در نتیجه فقط او الگوی کامل هست.نه هیچ آدم دیگه ای. ممکنه از زندگی آدمهای درستکار ما شاهد بگیریم و سعی کنیم مثل اونها زندگی کنیم ولی هیچ کدوم کامل واقعی نیستن.
          این رو هم باید در نظر بگیری که الگوت جلال خدا رو در رفتارش در نظر می گیره و یا جلال خودش رو!
          غرور و خود برتر بینی هم بت پرستیه!یا خود پرستیه!
          عیسی مسیح می گه حتی طمع هم بت پرستیه!
          کی رو دیدی که در زندگیش طمع نکنه؟!
          همینکه سیر می شی ولی یک قاشق زیادتر غذا می خوری,میشه طمع! دیگه جریان صیغه که بماند!

  30. یارعلی می‌گه:

    بین الملل > اروپا – بر اساس گزارشی که روز پنجشنبه انتشار یافت کلیسای کاتولیک در ایرلند چندین سال اتهام کشیشان در مورد سوء استفاده جنسی از کودکان را مخفی کرده است.

    بنا بر گزارش خبر گزاری فرانسه بر اساس تحقیقات انجام شده، 4 اسقف اعظم مرتبا از سوء استفاده کنندگان حمایت کرده و مانع اطلاع پلیس از اتهام های آنها می شدند.

    این تحقیق قضایی نشان می دهد که اسقف ها طی دهه 1990 سوء استفاده ها را به عنوان بخشی از فرهنگ رازداری و خواست مبرم جهت اجتناب از آسیب زدن به اعتبار کلیسا، به پلیس گزارش نمی دادند. بچه هایی هم که شکایت می کردند اغلب با انکار، شدت عمل و پنهان کاری مواجه می شدند.

    این تحقیقات شکایات سوء استفاده از 320 کودک را بین سال های 1975 تا 2004 توسط 46 کشیش بررسی کرده است. یک کشیش اعتراف کرده که از بیش از 100 کودک سوء استفاده جنسی کرده، در حالیکه کشیش دیگری پذیرفت که هر دو هفته یک بار و طی 25 سال از کودکان سوء استفاده می کرده است.

    مدیر اجرایی عفو بین الملل ایرلند که خود نیز از قربانیان سوء استفاده جنسی توسط کشیشان است گفت «با این که مدت ها از این موارد می گذرد، ولی همچنان حیرت انگیزست. اسقف ها در دوبلین با سوء استفاده کنندگان تبانی کرده، از آنها حمایت می کردند. اسقف ها آنها را پنهان و به آنها کمک می کردند. بچه ها قربانی حفاظت از آبروی کلیسا بودند. بسیاری از کشیشان و اعضای کلیسا درگیر این گونه مسائل بوده اند».

  31. یارعلی می‌گه:

    پيشوايان هم جنس باز و معنويت؟!
    همجنس‌بازي كشيشان

    بزرگترين مركز كليساي لوتران اعلام كرد روحانيان همجنس‌باز لوتران قادر به ادامه فعاليت‌هاي معنويشان هستند.

    به گزارش موعود به نقل از رويترز كليساي اوانجليك لوتران آمريكا در جلسه‌ي ساليانه خود توافق‌نامه‌اي صادر كرد كه در آن به اسقف‌ها دستور داده شد از جريمه‌ي انضباطي كشيشاني كه مرتكب “روابط هم‌جنس” شده‌اند بپرهيزند.

    اين توافق با آراي 538 در برابر 431 نفر به تصويب رسيد.

    اين كليسا كه 4.8 مليون نفر عضو دارد پيش از اين به همجنس‌بازان نيز اجازه ايفاي نقش كشيشي داده بود، اما به شرطي كه از اين كار پرهيز كنند.

    صدور چنين اعلاميه‌اي خشم ساير كليساها، بخصوص كليساي انگلستان را برانگيخته است.

    به نظر ميرسد چنين اعلاميه‌اي، آن هم از سوي يك مركز ديني، گامي تازه در مشروعيت بخشيدن به عمل لواط كه در تمام اديان از آن نهي شده است، باشد.
    + نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 22:37 توسط امید بارتیمائوس | نظر بدهید

  32. هانیه می‌گه:

    دیانای عزیزم
    شما فرمودین ما خودمون رو با خدا مقایسه بکنیم؟ کی خالق و مخلوق می تونن با هم مقایسه بشن؟ این رو هم باید به عرض برسونم هیچ کدام از پیامبران و فرستادگان خدا ادعایی در مورد کامل واقعی بودن نداشتن. حضرت عیسی (ع) هیچ وقت خودشون رو کامل واقعی نمی دونستن ( چرا؟ چون چیزی رو هم ردیف خدا قرار دادن شرک محض است و حضرت عیسی از هر گونه شرک مبراست ) پس شما چطور میتونین ایشون رو کامل واقعی خطاب کنین؟ کامل واقعی فقط خداست نه حضرت عیسی (ع) و نه حضرت محمد(ص). آنها بهترین و کامل ترین مخلوق خدا هستند ( دقت کنین عرض کردم مخلوق ) و این فقط خداست که می تونه کامل به معنای واقعی باشه ( آیا حضرت عیسی (ع) نفرمودن که هیچ چیز در مرتبه ی خدا نمی تونه قرار بگیره جز خود خداوند؟ حتما فرمودن. از پیروان دین آن حضرت کسی هست که به این حرف گوش بده؟ ) اینکه شما میگین چون با حضرت عیسی(ع) رابطه ی دوستانه و پدرانه دارین به همین خاطر ایشون رو به اسم عیسی خطاب می کنین آیا پدرتون رو هم با اسم کوچیک خطاب می کنین ( یا رابطتون با پدرتون خوب و دوستانه نیست ؟ )؟ پیامبر ما فرموده کسانی که را که دوستشان دارین و هم کسانی را که دوستشان ندارید با اسامی زیبا و نیکو و با احترام او را خطاب کنید و همیشه زبان نیکو داشته باشین ( مطمئن هستم حضرت عیسی هم دقیقا این سفارش رو به پیروان خود داشتن ). نمی دونم آیا حضرت عیسایی که به شما محبت یاد داده به شما نفرموده که باید به حرف تمامی فرستادگان خدا از آدم تا خاتم گوش فرا دهید؟ ( چرا که تمامی اون ها حرف خدا رو به گوش مردم می رسوندن ) مطمئنا فرمودن ولی هیچ کدوم از مسیحیان این حرف پیامبرشون رو که همیشه براش احترام قائلند رو قبول نداشته و اجرا نمی کنن ) پیامبر ما که همه ی شما به ایشون خرده میگیرن به ما فرمودن که حرف تمامی فرستادگان خدا حجت است و همه شان یکی است و باید اطاعت نمود . دینی که پس از دین دیگری می آید کامل تر است ( به دلیل افزایش آگاهی مردم و همچنین مقتضیات زمانی ) شما خودتون در آخرت جوابگوی حضرت عیسی (ع) خواهید بود که چرا به آنچه ایشون گفتن عمل نکرده اید ( بیشتر مسیحیان از بابت بی احترامی که به پیامبر خاتم داشتند و دارند از حضرت عیسی شرمنده خواهند بود ) ما حداقل هر گناه دیگه ای هم داشته باشیم از این بابت که همه ی پیامبران خدا رو قبول داریم و داشتیم و خالصانه براشون احترام قائل هستیم شرمنده پیامبرمون نیستیم . نه بردین حضرت مسیح (ع) ایرادی وارد است و نه بر دین حضرت محمد (ص) . چرا که دین فقط سخن خداست و ایراد بر سخن خدا جز از انسانهای ناآگاه از کس دیگر انتظار نمی رود و اگر چیزی در دین می بینیم که از نظر عقل نارس ما اشکال و ایراد درش وارد هست یا عقل ما از درک آن عاجزه یا دینی است که آنطور به ما نشان داده اند که شاید اصلا آنگونه نباشد ( تحریف شده ). مسلمان واقعی با مسیحی واقعی هیچ فرقی نداره چون هر دوتاشون پیام خدا رو دریافت کرده و بهش عمل می کنن ( و بر طبق همه ی کتابای آسمانی حرف خدا یکیست ). اما حیف که تعداد انگشت شماری مسلمان واقعی و مسیحی واقعی در دنیا پیدا می شوند. ای کاش ای کاش و ای کاش کتاب حضرت عیسی ( که فقط یک کتاب بوده ) تحریف نمیشد تا همه ی دوستان به چشم در کتاب خودشون میدیدند که حضرت عیسی (ع) پیروان خودش رو به پیروی از پیامبر خاتم دعوت کرده و همه ی آنچه که تو کتاب آسمانی ایشون هست در قران ما هم هست.

    • دیانا می‌گه:

      بهت پیشنهاد می کنم یکبار انجیل رو بخونی تا متوجه بشی کی کامل واقعیه!
      درسته هیچ انسانی کامل نیست.
      ولی عیسی مسیح یک انسان معمولی نبود!
      پیشگویی هایی که ازش شده بود منحصر به فرد بود.تولدش منحصر به فرد بود.زندگیش تک بود, مرگش منحصر به فرد بود,قیامش از مردگان منحصر به فرد بود!رستاخیزش منحصر به فرد بود!و …
      پس یک آدم معمولی مثل بقیه نبود.با همه بدون استثنا فرق داشت.او یک انسان کامل بود.او خدا در جسم بود و در واقع به این دنیا اومد و مثل بشر زندگی کرد,زجر کشید.او به این دنیا اومد تا الگویی برای ما باشه تا ما خودمون رو فقط با او که کامل بود مقایسه کنیم و بخوایم که مثل اون بشیم.پس بهتره خودمون رو با عیسی مسیح خداوند مقایسه کنیم نه هیچ آدم دیگه ای!

      عیسی مسیح نگته به حرف تمام انبیا گوش بدیم!
      عیسی مسیج می گه “من راه راستی و حیات هستم.هیچ چیز جز بوسیله من نزد پدر نخواهد رفت!”
      پس یعنی فقط باید به عیسی مسیح گوش بدی نه هیچ کس دیگه! درسته انبیا قبل پیام خدا رو دادن,ولی همگی آمدنِ عیسی مسیح رو ,تولدش رو,زندگیش رو,مرگش بر روی صلیب رو,رستاخیزش رو و همه و همه رو پیشگویی کردن!و عیسی مسیح همه پییشگویی ها رو به انجام رسوند.
      بیش از 300 پیشگویی مختلف در مورد شخص عیسی مسیح در تورات توسط افراد محتلف هست! بعد مسلمانها چسبیدن به یک اسم فارقلیط که نمی دونم چطور می شه محمد و می گن تورات و انجیل از حضرت محمد پیشگویی کرده!!!! چطوری فارقلیط شده محمد؟!!
      در صورتی که نام مقدس عیسی مسیح در تورات عنوان شده!شهر تولدش,شهر مادرش! اینکه از باکره به دنیا میاد! اینکه توسط سربازان توهین و شکنجه می شه! اینکه بین 2 دزد مسلوب می شه! اینکه یکی از دزدها نجات پیدا می کنه, اینکه در قبر یک ثروتمند قرار داده می شه! اینکه از مردگان قیام می کنه و خیلی موارد دیگه در تورات گفته می شه که توسط عیسی مسیح به انجام می رسه!
      همه انبیای قبل از عیسی از عیسی مسیح یاد می کنند.
      و عیسی ,تنها راه نجات هست.

      احترام به همه واجبه نه فقط به یکسری آدم خاص!
      چه فایده داره می گی حضرت محمد ولی به دستوراتش عمل نمی کنی؟! همین الان تو این وبسایت با چند تا نامحرم حرف زدی که خلاف قانون اسلامه؟!
      اطاعت از دستور خدا یعنی احترام نه که لفضی بگی حضرت فلان ,بعد عمل نکنی!

      از طرفی خداوند می گه “آسمانها و زمین از بین خواهد رفت,ولی سخنان من از بین نخواهد رفت”
      پس مطمین باش تورات و انجیل تحریف نشده و نمی شه!
      من به حرف خدا اعتماد می کنم.نه به حرف یکسری آدم سودجو!
      خدا گفته از بین نمی ره!پس محاله از بین بره!
      قدرت خدا رو در نگهداری کلامش زیر سوال نبر! و بیخود نگرانی ,به خدا اعتماد کن و نگران نباش!

      • شاهین می‌گه:

        با سلام بر تمام هدایت یافتگان دنیا

        حضرت عیسی مسیح اگر خدای جسم شده باشد بازهم نمیتواند الگو باشد چون انسان نیست و خداست!!!
        اگر دستورات سایر انبیا را قبول ندارید بهتر است یه سری به انجیل خودتان بزنید که حضرت مسیح می گوید گمان نبرید که امده ام تا تعلیمات سایر انبیا را باطل سازم )
        پس تکلیف انسان هایی گه قبل از حصرت مسیح بودند بفرمایید چیست که الگویی برای خود نداشتند!!!

        کتاب مقدس شما متاسفانه خدا را دروغگو حسود عاجز پشیمان از خلقت ادم جاهل و شخصی که با یعقوب کشتی میگرفته معرفی کرده!!!
        د انجیل برنابا صراحتا امده که لا اله الا الله و محمد رسول الله

        و دیگر هیچ

        • دیانا می‌گه:

          من نگفتم دستر سایر انبیا رو قبول نداریم!
          حداقل درست می خوندین!
          گفتم همه انبیا مسیح رو وعده دادند و مسیح هم می گه تنها و تنها او راه نجات هست.
          پس فقط باید به مسیح چسبید!

  33. هانیه می‌گه:

    خانم دیانا شما که از احکام و آئین دین ما خبر نداری چرا دین ما رو محدود می کنی. یعنی چی که الان تو با چند نفر نامحرم حرف زدی؟ یعنی من الان دارم گناه می کنم؟
    اصلا شما شرایط صحبت با نامحرم رو در دین ما می دونین؟ در دین اسلام صحبت با نامحرم زمانی حرام است که موجب ایجاد مفسده بشه. ( متوجهین؟ عرض کردم مفسده ) یعنی الان که من دارم اینجا صحبت می کنم فسادی انجام شده؟ اصلا شما میدونین من دختر هستم یا پسر؟ ( شما وقتی صحبت می کنی. اگر جنسیت طرف مقابلت برات مهم نباشه و تو بدون توجه به جنسیتش باهاش صحبت بکنی و مفسده ای رخ نده اصلا گناهی مرتکب نشدی. در غیر اینصورت باید هیچ زنی به جز محارمش با هیچ مرد دیگری مثلا دکتر بچش صحبت نکنه که اینو نه دین ما میگه نه دین شما ) فکر کنم شما دین ما رو آنطور که باید نشناختی ( البته لابد نیازی نمیدیدید که عقل حکم میکنه وقتی داری چیزی رو نقد می کنی باید در موردش اطلاعات لازم رو داشته باشی و من توصیه می کنم برای اینکه بحث ما کاملا علمی باشه شما لطف کنین چند تا کتاب بخونین ( لطفا به من هم نگین که شما هم چند تا کتاب در مورد دین من بخون که من هیچ نقدی در مورد دین شما نداشتم، اما در مورد دین خودم سعی کردم اطلاعات کافی رو داشته باشم تا بتونم جواب شما رو بدم ) من اینجا دارم از دین خودم دفاع می کنم نه ناز و عشوه ای در میان هست نه مفسده ای ( وقتی میگم شما دوستان عزیز از روی احساساتتون حرف می زنین منظورم همین موارد هست ) دفاع از دین خدا در مرتبه ی جهاد در راه خدا قرار داده که پیامبر عظیم الشان اسلام به ما دستور داده و ما داریم حرف های اونو عملی می کنیم شما هم به توهینات خودتون ادامه بدین ما هم طبق فرمایشات حضرت محمد(ص) به پیامبر شما و خودتون احترام می گذاریم و مطمئن باشین هیچ وقت از یک مسلمان واقعی تندی نخواهید دید. ( البته ادعای مسلمان واقعی بودن رو نداریم ولی تا اونجا که بتونیم در مقابل شما صبر پیشه خواهیم کرد ) ما پیروان همون پیامبری هستیم که وقتی زن یهودی هر روز رو سر ایشون آشغال می ریختن وقت بیماری اون زن به عیادتشون رفتن.
    یه سوال: میخواستم بپرسم وقتی حضرت مریم ( روحی فدا ) باحجاب بودن چرا پیروان حضرت عیسی (ع) حجاب ندارن؟ نگین که باحجاب نبودن که بی حجابی از قرن نوزدهم در اروپا و آمریکا به طور کامل رواج یافت و قبل از اون همونطور که تو فیلمهاشون هم مشخصه زنان لباسای بلندی می پوشیدن که اندامشون اصلا مشخص نباشه و کلاه هم میذاشتن. و در قرن نوزدهم بود که یواش یواش حجاب برداشته شد ( حالا چه برسه به قرن منفی یک منظورم همون قبل از تولد حضرت عیساست )

    • دیانا می‌گه:

      فکر می کردم دینتون گفته دروغ هم نگید!
      اینجوری اطاعت می کنید؟
      درسته من نمی دونم شما پسری یا دختر!اسمت هانیه هست یا غضنفر! ولی می دونم که حضرت پیامبرتون گفته دروغ نباید بگی!
      نکنه مصلحت بوده که بگی دختری؟!!
      دین دروغ مصلحتی هم یکجورشه!

      داستانی از خواجه نصیر الدین,دانشمند دین اسلام براتون می گم:

      {{{{ خواجه نصیر الدین ” دانشمند یگانه ی روزگار در بغداد مرا درسی آموخت که همه ی درس بزرگان در همه ی زندگانیم برابر آن حقیر می نماید و آن این است :

      در بغداد هرروز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود . روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هرجماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟

      من بدو گفتم : بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم .

      خواجه نصیر الدین فرمود:

      در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند , آن فرمان ” اما ” و ” اگر”دارد .

      در اسلام تو را می گویند :
      دروغ نگو ….. اما دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست .

      غیبت مکن … اما غیبت انسان بدکار را باکی نیست.

      قتل مکن … اما قتل نامسلمان را باکی نیست .

      تجاوز مکن … اما تجاوز به نامسلمان را باکی نیست .

      و این ” اماها ” مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان می داند و اجازه هر پستی را به خود می دهد و خدا را نیز ازخود راضی و شادمان می بیند ..

      و راز نابخردی مسلمانان در همین است ….

      از اسرار اللطیفه و الکسیله}}}}

      اینها رو من نگفتم ها! نگی باز توهین کردی!برو یقه خواجه نصیرالدین رو بگیر!

  34. هانیه می‌گه:

    اینم یادم رفت بگم در اینکه حضرت عیسی مسیح یک انسان معمولی نبودن هیچ شک و تردیدی وارد نیست و همچنین در اینکه ایشون انسان بودند هم هیچ شکی وارد نیست ( خودت گفتیا حرفتو عوض نکنی ) هر چی هم باشه ایشون انسان هستن و انسان هیچ وقت نمیتونه کامل واقعی باشه . در باره پیشگویی در مورد حضرت محمد(ص) هم پیشنهاد می کنم به مناظره ی کاهن یهودی و مسیحیان با حضرت امام رضا(ع) توجه کنین و مطالبی رو درموردش بخونین . البته اگه براتون زحمته من میتونم پیداش کنم و براتون بنویسم تا بدونین که در مورد پیامبر ما هم پیشگویی شده و همه ی پیشگویی ها از شهر تولد و تعداد فرزندانش و همه چیزش درست بوده. در تورات هم اسم پیامبر ما با اسم احمد که در مکه متولد میشه یاد شده.

    • دیانا می‌گه:

      من منکر حرفهام نمی شم!
      شما که می گی افتخار نمی دی تورات و انجیل بخونیی که؟پس به کدوم منبع می چسبی و می گی درتورات اسم و محل تولد پیامبرتون اومده؟!
      شما که خیلی تحقیق در مورد دینتون می کنی,حداقل اسم کتاب و آیه ایکه در تورات اومده رو باید بلد باشی دیگه!!!
      میشه بگین تا ما هم مشتاقانه این صفحه نا مریی رو بریم ببینیم لطفا خواهش می کنم؟!

  35. هانیه می‌گه:

    و در مورد تحریف نشدن تورات و انجیل. باشه ما قبول کردیم که این کتب چون حرف خدا هستند هیچ وقت تحریف نشده و نمیشن. پس چطور شما به قران ما ایراد میگیرد ( مگه قران حرف خدا نیست؟ تحریف هم که نشده الحمدالله: طبق فرموده ی شما) پس اگه حرف خداهست باید قبول کنی که پیامبر اسلام خاتم انبیا و سرور و سالار همه ی انها ست ( تو قران نوشته ) و حضرت عیسی (ع)هم خدا در جسم انسان و کلا خدا نیست ( اینم تو قران نوشته ). پس باید همه ی احکام از صیغه و نماز و روزه و جهاد و اینا رو قبول داشته باشی ( چرا؟ چون حرف خداست و طبق فرموده ی خودتون حرف خدا رو باید قبول کنین نه؟ ) و اگر فکر می کنین که قرآن حرف خدا نیست با کمال احترامی که برای شما قائلم باید به عرض برسونم که عزیزم شما یه هزاروچهارصد سالی از زمونه عقبی چون هزاروچهارصد سال پیش خدایی بودن و حرف خدا بودن قرآن اثبات شد.

    • دیانا می‌گه:

      خوب پس اگه تورات و انجیل که کتاب خداست رو قبول داری,پس باید حداقل یکبار بخونیشون! و در همون کتابها می بینی که عیسی مسیح بر روی صلیب فریاد می زنه تمام شد.
      چیزی که تمام شد,دلیل نداره که دوباره شروع بشه!
      هدف خداوند از فرستادن تمام انبیا,فراهم کردن راه برای عیسی مسیح بوده. نقشه خدا,عیسی مسیح بوده.اراده خدا برای بشریت,عیسی مسیح بوده.با عیسی مسیح و ایمان راستین به او وارد اراده خدا می شی!
      تنها او راه و راستی ونجاته.هیچ چیز جز بوسیله او نزد خداوند نخواهد رفت.

      خدا رو شکر که شما تمام تعلیمات دینت رورعایت می کنی!و همه رو قبول داری حتی صیغه رو!
      من کاری برای شما نمی تونم بکنم جز اینکه براتون دعا کنم!البته اگه دعای یک انسان ماقبل تاریخ و 1400 ساله رو قبول داری!!!

      خدای بزرگ,پدر روحانی شکرت می کنم به خاطر محبت عظیمت.
      شکرت می کنم برای این خواهرم هانیه.شکرت برای تلاشش برای اطاعت از دستورات تو.
      پدر هانیه عزیز رو به حضورت میارم و ازت می خوام بهش در زندگی برکت بدی.اجازه بدی در راه تو قدم برداره و فقط و فقط اراده تو را در زندگی انجام بده پدر. پدر من نمی دونم این دختر آیا ازدواج کرده یا نه ولی اگر ازدواج نکرده از تو می خوام که مردی مسلمان و با کمالات و مومن و خداپرست رو براش در نظر بگیری پدر.با هم در خوشی و شادی و عشق و صفا و صمیمیت ازدواج کنند و ازدواج آنها به خوبی ازدواج حضرتهای علی و فاطمه باشه پدر همونطوری که خود این دختر می خواد.پدر از این زوج الگویی بساز برای تمام نسل جوان که شاهد تو باشند که در زندگی تو رو جلال می دن پدر.
      پدر بهشون در زندگی برکت بده.مخصوصا به همسر هانیه پدر که بتونه در وقت نیاز ,قدرت مالی حمایت از 3 زن درمانده و فقیر و گرسنه و بیچاره و در خیابان مانده را داشته باشه پدر.
      پدر این دختر مشتاق انجام اراده توست و قلبا از قانون صیغه تو هم اطاعت می کنه.پدر به همسرش این قدرت رو بده تا بتونه زنهای زیادی را در زیر بال و پرش قرار بده پدر.و بهشون قدرت بده تا دستور پیامبرشون رو انجام بدن.
      پدر به هانیه عزیز هم این قدرت رو عطا کن که وقتی همسرش برای رعایت عدالت,به همسران دیگش محبت می ورزه,قدرت تحمل داشته باشه و فکر نکنه شوهرش فرق می گذاره و اون رو فراموش کرده!بهش قدرت عطا کن تا حسادت نکنه پدر.به همسرش هم قدرت عطا کن که فرق نگذاره بین 4 تا همسر عزیزش.
      پدر به این خانواده برکت بده تا 5 نفری با هم زندگی پر جلالی داشته باشند.
      و اگر هم ازدواج کرده,ازت می خوام که باز هم بهشون برکت فراوون عطا کنی پدر.
      پدر این خواست قلبی هانیه عزیز هست.چون مشتاق انجام دستورات اسلام هست و خواسته قلبیش اطاعت از توست پدر.
      پدر ازت می خوام که خودت راه رو نشون این خواهر بدی پدر و او رو از زنجیر اسارتها آزاد کنی پدر.
      براش روشن کنی که زندگی فقط بسته به نان نیست!
      برکت روزافزون و نجات این دختر رو ازت خواهانم پدر.
      در نام مقدست با شکر گذاری دعام رو تموم می کنم.
      شکر و آمین!

      • شاهین می‌گه:

        نکته جالبه اینه که اصلا مسیحیت امروزی دین نیست که بخوایم راجع به ان بحث کنیم چون در مورد زندگی هیچ دستوری نداده و یه سری جملات احساسی رو مطرح کرده
        اصل اسلام در زمان ما اصل بر تک همسری است و مرد نمیتواند بدون دلیل و اجازه همسر اول ازدواج مجدد کند خوب است به دستورات اسلام توجه کنید!!!
        خوب است بروید به دستورات اسلام راجع به پایبندی مرد و زن به خانواده نگاه کنید اسلام حتی اجازه نمیدهد مرد خانواده به زن دیگری نگاه نگاه مفسده امیزی کند و دستور حجاب هم به خاطر بنیان خانوادست که مرد دیگر در محیط بیرون زنان رنگارنگ را نبیند و دلش بلغزد و از همسرش جدا شود

        حضرت پیامبر میفرماید این کلام مرد به همسرش که دوستت دارم هیچ وقت ازدلش بیرون نمیرود

        در دین ما هرکس زنا کند مرتکب بدترین و کثیف ترین گناه شده است و فراوان از این عمل کثیف نهی شده است حال انکه الگوی ما امامان پاک و معصومی هستند که حتی دچار خطا هم نمیشوند چه رسد به گناه و در حالی است که انسانند یعنی ما میتوانیم مثل انان زندگی کنیم
        در حالی که شما انبیا را گنه کار میدانید همان پیغمبرانی که خداوند انان را برگزیده بود حضرت داود را متجاوز به ناموس سرباز خود و مردی زانی میدانید (پناه میبرم بر خدا از این تهمت ناروا)
        حضرت سلیمان که سلام خدا بر او باد را حرام زاده میدانید در حالی که حضرت مسیح چنین اکاذبی را نگفته بود بلکه ابن پولس بود که چنین جنایتی کرد
        اگر پیغمبر برگزیده خدا مثل حضرت داود با زن دوستش زنا کند و بخشیده شود دیگر راه را برای من و شما گشوده است و من هیچ دلیلی ندارک که زنا و هوسبازی نکنم زیرا پیامبر خدا زانی بوده

        ایا با این دین و منطق میخواهید انسان ها را به پاکی دعوت کنید

        ایا خداوند انقدر بی حکمت بوده که بوسیله یک زناکار به ما میگوید زنا نکنید!!!

        خوب من هم میروم دنبال هوسرانی خود و قطعا باید خدا مرا ببخشد و به بهشت موعود بروم زیرا پیامبر من هم زنا کار بوده است !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

        این اعتقادات امروز مسیحیت است که عملا راه فساد را تجویز کرده است

        در دین اسلام وعده عذاب سنگین به زنا کار داده شده

        البته راه توبه هم باز است اما انسان میتواند با پیروی از انسان های پاک و معصوم که خدا برای انسان ها هدیه داده است در زندگی خود زیبا و پاک زندگی کند ازدواج کند به همسرش وفادار باشد و مثل حضرت علی و حضرت فاطمه زندگی کند که مصداق بارز عشقبازی زیر پرچم لا اله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله
        است

        من هم دعا میکنم که خداوند به همه مسلمانان جهان نصرت عطا کند و مسلمانان مظلوم دنیا که زیر حملات سنگین غربی های شیطان صفت مسیحی نما قرار گرفته اند نجات دهد
        وبه خصوص مسلمانان ایران یعنی ما هارو از شرور و فتن اخرالزمان نجان داده و محبتش را در دل های ما قرار دهد و راه گناه را بر ما ببندد و گمراهان عالم را هدایت کند

        خدایا با ظهور اخرین ذخیره سلاله پاک انبیا و اولیا حضرت مهدی علیه السلام با معیت حضرت عیسی مسیح علیه السلام که در نماز به امام زمان اقتدا خواهد کرد و وزیر ارشد امام زمان خواهد بود و دجال زمان را نابود خواهد کرد
        دل های مومنان به درگاهت را شاد کن و دشمنانت را خوار و ذلیل کن

        خدایا تو را به صورت نیلی سیلی خورده مادرمان حضرت زهرا قسمت میدهیم که نگذار در زندگیمان حتی یک گناه به تو انجام دهیم

        آمین

        پیشنهاد میکنم عاشقان حضرت باری تعالی خداوند بلند مرتبه بروند و دعای کمیل را که دعای حضرت علی به خداوند است و به ما یاد داده که چگونه با خدا صحبت کنیم بخوانند و به معانی ان توجه کنند و ببینند که حضرت علی چگونه با خدا عشقبازی کرده است

        خیلی جملات زیبا و تکان دهنده ای خواهید دید

        یا علی

        • دیانا می‌گه:

          نکته جالبه اینه که اصلا مسیحیت امروزی دین نیست که بخوایم راجع به ان بحث کنیم

          آفرین درست گفتی مسیحیت دین نیست. این بهترین نتیجه بود. مسیحیت دین نیست ,بلکه رابطه مستقیم با خداست.
          ما قلبا با خدا ارتباط برقرار می کنیم.اعمال ما برای ما کاری نمی تونن بکنن.من با ایمان راستین نجات پیدا می کنم نه با نماز و روزه و خمس و زکات!
          مسیحیت در واقع همون ایمان راستینه.یا به قول شما احساسی.ما روحا با خدا ارتباط برقرار می کنیم چون خدا روحه. ما با دعا,قلبا نزد خدا حاضر میشیم و اونه که ما روو در زندگی رهبری می کنه. دولا و راست شدن سودی نداره بلکه قلب مطیع و درستکاره که باعث خوشنودی خدا می شه.اعمال مذهبی ممکنه درست باشند ولی حتی اگر یکی از تمام اعمال سنگین مذهبی رو انجام ندی,در نظر خدا مثل این هست که هیچ کدوم رو انجام ندادی!چون با شکستن شریعت نسبت به خدا بی حرمتی می کنی. چون خداوند قدوسه و به خاطر قدوسیتش نمی تونه گناه رو نادیده بگیره!نمی تونه فراموش کنه.
          ولی تنها با ایمان قلبی هست که می تونی در پیشگاه خداوند حاضر بشی.
          ابراهیم با ایمان واقعی به خداوند نیک شمرده شد.چون قبل از موسی زندگی می کرد و هنوز شریعتی در قوم یهود وجود نداشت.ولی ایمانش باعث نجاتش شد.

          شما نباید هیچ وقت هیچ انسانی رو الگوی زندگیت کنی.بلکه فقط خداست که الگوی ماست.عیسی مسیح مظهر خدای نادیدست پس باید او الگوت باشه.
          داوود چطور الگوی شماست؟ چی از حضرت داوود می دونی که الگوی خودتون کردینش؟
          درسته داوود زنا کرد ولی برین کتاب مزامیر داوود رو بخونین و ببینین چقدر قشنگ توبه قلبی می کنه و از خداوند طلب بخشش می کنه. توبه راستین اونه که باید الگوی زندگیت باشه.نه زنا کاریش!
          از طرفی خداوند فرزند زنای داوود رو بعد از تولد از دنیا می بره.سلیمان فرزند داوود از زنش هست.

          عیسی مسیح دقیقا اومد به این دنیا تا گناهکاران را با خدا آشتی بده.حتی این مثل رو هم زده که گفته اگر چوپانی 100 گوسفند داشته باشه و یکی از اون گوسفندها گم بشه,آیا آن چوپان 99 گوسفند دیگه رو ول نمی کنه و به سراغ آن یکی نمی ره تا اون رو به گله برگردونه؟
          عیسی مسیح یار گناهکاران بود.باجگیران ,دزدان,زنهای فاحشه اطرافیان عیسی مسیح بودند.
          عیسی مسیح می گه من رحمت می خواهم نه قربانی.زیرا من نیامدم تا پرهیزکاران را دعوت کنم بلکه گناهکاران را.
          هدف عیسی مسیح نجات تمام گناهکاران هست.یک گناهکار احتیاج به نجات داره نه یک پرهیزکار.
          و عیسی مسیح برای نجات من گناهکار اومد.
          خداوند در توبه را باز گذاشته.اگر داوود زنا کرد, بعد از آن توبه کرد و چنان مزامیری نوشت که دومیش رو پیدا نمی کنی!
          اگر سلیمان بت پرستی کرد,توبه کرد و خداوند اورا بخشید.

          وقتی الگوی شما انسان گناهکاره,به این نتیجه می رسی که اگر تو هم زنا کنی اشکال نداره چون پیامبرت زناکار بوده!
          الگوت رو باید عیسی مسیح قرار بدی که انسان کامل و زنده و دارای اولوهیت هست.
          چطور حضرت داوود می تونه الگوی تو باشه؟از چی این حضرت الگو می گیری؟تورات رو که می گی تحریف شده! پس چی دیدی که اونو الگوی خودت کردی؟!

  36. کلیسای تهران می‌گه:

    سلام بر همه دوستان مسلمان و مسیحی عزیز:
    کشمکش در بحث های شما بسیار است که این مسئله باعث جبهه گرفتن بر علیه همدیگر خواهد شد-لذا خواهشمندم که از بحث اصلی جدا نشوید و با حفظ احترام و تحقیق بیشتری پاسخ دهید.
    تصمیم گرفته ام که شخصا در مباحثات شرکت کنم زیرا دیدم که دوستان خیلی صریح صحبت کرده و باعث ناراحتی شما شده اند که از شما بابت این مسائل پیش آمده عذرخواهی می کنم.
    صحبت های همگی شما را خوانده ام و در دیگر مباحث هم پاسخ داده ام.
    دوست مسلمان عزیز مطمئنا شما قبول داری که خداوند از ابتدا آدم و حوا را برای هم خلق کرد و انسانها را زوج آفرید-خب این بسیار سنگین است از نظر عقلی که چرا با این وجود خداوند به مردان اجازه گرفتن 4زن عقدی و صیغه ای می دهد-به نظر می رسد که با این حکم خداوند حرف خود را تحریف و خود را و دانایی اش را زیر سئوال می برد و آگاهی نداشته به همه امور و حکمی صادر کرده است.و به نظر می رسد خداوند تبعیض بین زن و مرد قائل شده و زنها را نصف مردان به حساب آورده است که این هم مسئله جفت آفرینی خود خداوند را آنهم توسط خود خداوند زیرسئوال می برد.

    دوست مسلمان عزیز هدف بنده نه شوریدن بر علیه اسلام است نه دروغگویی و حرفهای کذب-با کمی آرامش و کنار نهادن تعصب متوجه خواهید شد که مواردی که بیان کرده ام با فکر و منطق خوانایی دارد و هیچ تعصب در آن نیست-لذا خواهشمندم که شما هم بیشتر تامل کنید و توجیه ها را کنار گذاشته و با عقل مدتی فکر کنید.و غیر از این بنده هم از شرکت در مباحثات خودداری می کنم.

    دعای من مکاشفه حقیقت بر تمام فرزندان خداوند.آمین

  37. سلام. متاسفانه بخاطر عدم تفاهم در مساله ازدواج به محكوم كردن دين پرداخته شده كه اين روش عقلا نيست.
    ابتدا فلسفه ازدواجهاي حضرت محمد(ص) : پيامبر در سن 25 سالگى با خديجه كبرى ازدواج نمود و تا سن 50 سالگى يعنى سال دهم بعثت فقط با آن بانوى بزرگ زندگى مى نمود.
    دو. اولين ازدواج آن حضرت با خديجه چهل ساله بود و تا زمان حيات وى، با هيچ كس ديگر ازدواج نكرد.
    پس از وفات خديجه و پس از هجرت به مدينه، زنان ديگرى را به همسرى انتخاب كرد.
    برخى از اين زنان بيوه بودند، برخى جوان بودند و برخى پير بودند. معلوم است كه اين روش، روش شهوترانان نيست.
    آن حضرت با ام‏سلمه‏ى كهنسال ازدواج كرد و با زينب پنجاه ساله ازدواج كرد،
    آن حضرت همسران خود را از زيادخواهى منع مى‏فرمود. در غير اين صورت طلاق بگيرند. با اين محاسبه، انسان محقق دورانديش نمى‏تواند براى آن حضرت، انگيزه‏هاى شهوانى در نظر بگيرد.
    حضرت محمد (ص) برخى از همسران را براى قدرتمند شدن اسلام و مسلمين، بعضى‏ها را براى دلجوئى آنان، بعضى‏ها را براى حفظ از خطرات جانى، بعضى‏ها را براى تأمين زندگى آنان و بعضى‏ها را براى بيان حلال و حرام خدا به همسرى انتخاب كرد.

    اما ازدواج موقت شرايط خاصي و براي افراد خاصي معين شده است در زندگي پيامبر و امام علي (ع) دقت كنيد در چند سالگي و براي چه ازدواج موقت انجام داده اند.

  38. ط می‌گه:

    به نام خدا

    یکی از دورغ های بزرگ همین سن عائشه است که بنابر بعضی از احادیث جعلی و به خیال اهل سنت برای بالا بردن مقام عائشه که او بعد از خدیجه اولین زن پیامبر بود جعل شده است!!
    حالا با استفاده از منابع اهل سنت و در تحقیق یکی از دوستان بزرگوار :
    مقايسه سن عائشه با سن اسماء بنت أبي بكر:
    يكي از مسائلي كه سن دقيق عائشه را در هنگام ازدواج با رسول خدا به اثبات مي‌رساند، مقايسه سن او با سن خواهرش اسماء بنت أبي بكر است. طبق نقل بزرگان اهل سنت، اسماء 10سال از عائشه بزرگتر بوده و در سال 1 هجري 27 سال داشته است. همچنين در سال 73 از دنيا رفته است؛ در حالي كه 100 ساله بوده است.
    ابونعيم اصفهاني در معرفة الصحابة مي‌نويسد:
    «اسماء دختر ابوبكر، از جانب پدر خواهر عائشه و از او بزرگتر بود، اسماء، بيست و هفت سال قبل از تاريخ به دنيا آمد.»

    الأصبهاني، ابونعيم أحمد بن عبد الله (متوفاي430هـ)، معرفة الصحابة ج 6 ، ص 3253 ، رقم : 3769 ، طبق برنامه الجامع الكبير.
    ***
    و طبراني مي‌نويسد:
    «اسماء دختر ابوبكر در سال 73 و بعد از پسرش عبد الله بن زبير از دنيا رفت. اسماء در هنگام وفات صد سال داشت ، 27 سال قبل از تاريخ (هجرت) به دينا آمده بود.»

    الطبراني، سليمان بن أحمد بن أيوب ابوالقاسم (متوفاي360هـ)، المعجم الكبير، ج 24 ، ص 77 ، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ناشر: مكتبة الزهراء – الموصل، الطبعة: الثانية، 1404هـ – 1983م.
    ***
    ابن عساكر نيز مي‌نويسد:
    «اسماء از جانب پدر، خواهر عائشه و بزرگتر از وي بود، اسماء 27 سال قبل از تاريخ به دنيا آمده بود.»

    ابن عساكر الدمشقي الشافعي، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله،(متوفاي571هـ)، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج 69 ، ص 9 ، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ناشر: دار الفكر – بيروت – 1995.
    ***
    و ابن اثير مي‌نويسد:
    «ابو نعيم گفته: اسماء 27 سال قبل از تاريخ به دنيا آمده است.»

    الجزري، عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد (متوفاي630هـ)، أسد الغابة في معرفة الصحابة، ج 7 ، ص 11 ، تحقيق عادل أحمد الرفاعي، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1417 هـ – 1996 م.
    ***
    و نووي مي‌نويسد:
    «از حافظ أبونعيم نقل شده است كه گفت: اسماء 27 سال قبل از هجرت به دنيا آمد.»

    النووي، ابوزكريا يحيي بن شرف بن مري، (متوفاي676 هـ) ، تهذيب الأسماء واللغات ، ج 2 ، ص 597 ـ 598 ، تحقيق : مكتب البحوث والدراسات ، دار النشر : دار الفكر – بيروت ، الطبعة : الأولى ، 1996م

    ***
    و حافظ هيثمي مي‌نويسد:

    «اسماء در هنگام وفات 100 سال داشت، 27 سال قبل از تاريخ به دنيا آمد، و ابوبكر در هنگام ولادت او 21 سال داشت.»

    الهيثمي، ابوالحسن علي بن أبي بكر (متوفاي 807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج 9 ، ص 260 ، ناشر: دار الريان للتراث/‏ دار الكتاب العربي – القاهرة، بيروت – 1407هـ..
    ***

    و بدرالدين عيني مي‌نويسد:
    «اسما دختر ابوبكر، 27 سال قبل از هجرت به دنيا آمد، هفدهمين فردي بود كه ايمان آورد، در سال 73 و بعد از كشته شدن فرزندش عبد الله بن زبير و در حالي كه 100 ساله شده بود از دنيا رفت. هيچ يك از دندان‌هاي او نيفتاده بود و عقلش نيز دچار اختلال نشده بود.»

    العيني، بدر الدين ابومحمد محمود بن أحمد الغيتابي الحنفي (متوفاي 855هـ)، عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج 2 ، ص 93 ، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.

    ***
    ابن حجر عسقلاني مي‌گويد:
    «اسماء دختر ابوبكر، همسر زبير بن عوام كه از بزرگان صحابه بود، 100 سال زندگي كرد و در سال 73 و يا 74 از دنيا رفت.»

    العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاي852هـ)، تقريب التهذيب، ج 1 ، ص 743 ، تحقيق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشيد – سوريا، الطبعة: الأولى، 1406 – 1986.

    العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاي852هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 7 ، ص 487 ، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل – بيروت، الطبعة: الأولى، 1412هـ – 1992م.
    ***
    ابن عبدالبر قرطبي نيز مي‌نويسد:
    «اسماء در جمادي الأول سال 73 در مكه و بعد از كشته شدن فرزندش عبد الله بن زبير از دنيا رفت. ابن اسحاق گفته: اسماء دختر ابوبكر بعد از 17 نفر اسلام آورد و در حالي از دنيا رفت كه 100 سال سن داشت.»

    النمري القرطبي، ابوعمر يوسف بن عبد الله بن عبد البر (متوفاي 463هـ)، الاستيعاب في معرفة الأصحاب، ج 4 ، ص 1783 ـ 1782 ، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل – بيروت، الطبعة: الأولى، 1412هـ..

    ***
    صفدي مي‌نويسد:
    «اسماء بعد از گذشت مدت كوتاهي پس از عبد الله بن زبير در سال 73 از دنيا رفت. پدر، پسر و همسر او صحابي بودند و گفته شده است كه او 100 سال زندگي كرد.»

    الصفدي، صلاح الدين خليل بن أيبك (متوفاي764هـ)، الوافي بالوفيات، ج 9 ، ص 36 ، تحقيق أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى، ناشر: دار إحياء التراث – بيروت – 1420هـ- 2000م.
    ***
    و بيهقي نقل مي‌كند كه اسماء، 10 سال از عائشه بزرگتر بوده است:

    «ابن منده از ابن أبي الزناد نقل كرده است كه اسماء دختر ابوبكر، 10 سال از عائشه بزرگتر بوده است.»

    البيهقي، أحمد بن الحسين بن علي بن موسي ابوبكر (متوفاي 458هـ)، سنن البيهقي الكبرى، ج 6 ، ص 204 ، ناشر: مكتبة دار الباز – مكة المكرمة، تحقيق: محمد عبد القادر عطا، 1414 – 1994.
    ***

    و ذهبي و ابن عساكر نيز همين مطلب را نقل مي‌كنند:
    «قال عبد الرحمن بن أبي الزناد كانت أسماء أكبر من عائشة بعشر.»
    الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 2 ، ص 289 ، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة – بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ..
    «قال ابن أبي الزناد وكانت أكبر من عائشة بعشر سنين.»
    ابن عساكر الدمشقي الشافعي، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله،(متوفاي571هـ)، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج 69 ، ص 8 ، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ناشر: دار الفكر – بيروت – 1995.
    ***

    ابن كثير دمشقي سلفي در كتاب البداية والنهاية مي‌نويسد:
    «كساني كه با عبد الله بن زبير در سال 73 در مكه از دنيا رفتند …. اسماء دختر ابوبكر مادر عبد الله بن زبير … او از خواهرش عائشه 10 سال بزرگتر بود، در حالي از دنيا رفت كه 100 ساله بود و هيچ يك از دندان‌هاي او نيفتاده و عقلش نيز دچار اختلال نشده بود.»

    ابن كثير الدمشقي، إسماعيل بن عمر القرشي ابوالفداء، البداية والنهاية، ج 8 ، ص 345 ـ 346 ، ناشر: مكتبة المعارف – بيروت.
    ***
    ملا علي قاري مي‌نويسد:
    «اسماء از خواهرش عائشه 10 سال بزرگتر بود، 10 روز بعد از كشته شدن پسرش از دنيا رفت، در هنگام مرگ 100 سال داشت، دندانهايش نيفاده و عقلش دچار اختلال نشده بود، وفات او در سال 73 در مكه اتفاق افتاد.»

    ملا علي القاري، علي بن سلطان محمد الهروي، مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، ج 1 ، ص 331 ، تحقيق: جمال عيتاني، ناشر: دار الكتب العلمية – لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1422هـ – 2001م .
    ***
    و امير صنعاني مي‌نويسد:

    «اسماء 10 سال از عائشه بزگتر بود، و در مكه و و كمتر از يك ماه بعد از كشته شدن پسرش از دنيا رفت، در حالي كه 100 سال سن داشت. اين مطلب در سال 73 اتفاق افتاد .»

    الصنعاني الأمير، محمد بن إسماعيل (متوفاي 852هـ)، سبل السلام شرح بلوغ المرام من أدلة الأحكام، ج 1 ، ص 39 ، تحقيق: محمد عبد العزيز الخولي، ناشر:دار إحياء التراث العربي – بيروت، الطبعة: الرابعة، 1379هـ.
    *******

    اسماء در سال اول بعثت 14 ساله و 10 سال از عائشه بزرگتر بوده است . پس عائشه در سال 1 بعثت 4 ساله و در سال 13 بعثت (سال عقد با رسول خدا) 17 ساله و در شوال سال 2 هجرت (سال ازدواج رسمي با پيامبر) 19 ساله بوده است!!!!!

    از طرف ديگر: اسماء در سال 73 صد ساله بوده ، 100 منهاي 73 مساوي است با 27 .

    پس در سال اول هجرت، 27 سال داشته است.
    اسماء از عائشه 10 سال بزرگتر بوده. 10 منهاي 27 مساوي است با 17 .

    پس عائشه در سال اول هجرت 17 سال سن داشته است . پيش از اين ثابت كرديم كه پيامبر در شوال سال دوم هجري رسماً با عائشه ازدواج كرده است ؛

    يعني عائشه در هنگام ازدواج با رسول خدا 19 سال داشته است!!!

  39. ط می‌گه:

    در مسیحیت هرگز صیغه کردن نکوهش نشده و یا حرام نبوده است!!

    بلکه بنا بر تاریخ ویل دورانت تا قرن 15 – 16 میلادی در حتی بین کشیشان رواج کامل داشته است!!

    رجوع کنید به تاریخ ویل دورانت بخش اصلاح دینی و همچنین رنسانس

  40. ط می‌گه:

    به نام خدا

    حضرت داوود و سلیمان بنا بر همان اجازه ای که خداوند به آنها داده بود زنان صیغه ای داشتند!!!
    و مسیح هم در هیچ کجا صیغه کردن را حرام نکرد!!!
    شما با چه دلیلی فرمان خدایتان را رد می کنید!!؟

  41. ط می‌گه:

    بنا بر نظر شما مسیحیان که مسیح دو بُعد دارد یکی خدایی و دیگری انسانی!!!!

    مسیح نه در بُعد الهی و نه در بُعد انسانی اش ازدواج نکرد!!!

    شما به چه حقی ازدواج می کنید؟!!!

  42. مصطفی می‌گه:

    کلیسای تهران خداوند در قرآن نفرمودند همه چیز را زوج زوج آفریدیم خواهشا درست مطالعه کنید که الکی الکی قرآن را هم تحریف شده تحویل دوستان ندهید خداوند میفرماید ما از هر چیز زوج آفریدیم نه زوج زوج!!!
    خداوند نفرمود برید هوسبازی بلکه فرمود اگر میتوانید عدالت را میان زنانتان رعایت کنید دو یا سه یا چهار همسر بگیرید…
    عدالت:یعنی رعایت اخلاق مادی و معنوی میان همسران
    خواهش میکنم الکی شبهه نندازید شما خودتون خوب میدونید این مبارزه است که را انداختید نه تحقیق درباره حقیقت!!
    یا علی علیه السلام

  43. ت می‌گه:

    لطفا اینقدر سطحی در مورد دین اظهار نظر نکنید اسلام فراتر از این حرفها واظهار نظر های عجولانه وبعضا” بچگانه است البته تقصیربزرگی بر گردن آن به اصطلاح علمای اسلام در روزگار ماست والبته دشمنان فراوان در طول تاریخ که چنین بروز دین ودینداری آورده اندواگر کمی با مقدمه عرفان اسلامی که نه حتی قدری با مقوله گناه وعمق آن در اسلام آشنایی باشد چنین مقایسه ای با روایتی از حضرت عیسی علیه السلام نمیشود

  44. ت می‌گه:

    اگر کمی با اسلام وعرفان اسلامی وحتی همین مساله گناه وعمق وانواع آن آشنا باشند مسائل ناروا را اینقدر به اسلام نسبت نمی دهنداسلام فراتر از این حرفها ومسائل است وای بر به اصطلاح علمای امروزی که دین را تا چه مرحله تنزل داده اند وجاده صاف کن دشمنان دین شده اند

  45. مجید می‌گه:

    لذت لذت جنسی در تمام انسانها است و چون زنها خواهان لذت بیشتری هستند با بودن زنهای دیگر هم کنار می ایند به شرط لذت داشتن پس اینکه تنها نردها می خواهند درست نیست بلکه انسانها در کل خوا هان لذتند و اینکه یک زن میخواهد تنها خودش باشد با مرد این کمال خودخواهی است که دیگران را محروم می کند.

  46. افشین می‌گه:

    سلام تمایل دارم با خانمی محترم از استان کرمان واسه همصحبتی اشنا بشم با احترام 09391449420 dr_a_farasat